فیلم برگرفته از داستان «نوح» است که در آن کل جهان قرار است به زیر آب برود و در این میان شخصی به نام «نوح» (راسل کرو) کشتی بزرگی را میسازد و از تمامی حیوانات یک جفت را سوار میکند تا مانع منقرض شدن نسل آنها شود...
فیلم برگرفته از داستان «نوح» است که در آن کل جهان قرار است به زیر آب برود و در این میان شخصی به نام «نوح» (راسل کرو) کشتی بزرگی را میسازد و از تمامی حیوانات یک جفت را سوار میکند تا مانع منقرض شدن نسل آنها شود...
بگذارید از ابتدا روشن بگویم: برایم اهمیتی ندارد که فیلمی مثل این تا چه حد طبق متن کتاب مقدس باشد و بهاندازه طرفداران آفرینشگرای متعصب که دائم ناله میکنند این فیلم داستان را اشتباه تعریف کرده یا دینشان را تحریف کرده اهمیتی نمیدهم. اما این تلاش برای بازگویی داستان صرفاً ضعیف است.
نیمهٔ اول فیلم کاملاً بد نیست؛ تا حدودی دلنشین است. فضاسازی تیره گاهی هم...
بگذارید از ابتدا روشن بگویم: برایم اهمیتی ندارد که فیلمی مثل این تا چه حد طبق متن کتاب مقدس باشد و بهاندازه طرفداران آفرینشگرای متعصب که دائم ناله میکنند این فیلم داستان را اشتباه تعریف کرده یا دینشان را تحریف کرده اهمیتی نمیدهم. اما این تلاش برای بازگویی داستان صرفاً ضعیف است.
نیمهٔ اول فیلم کاملاً بد نیست؛ تا حدودی دلنشین است. فضاسازی تیره گاهی هم افسردهکننده و هم زیباست. از «ناظرها» خوشم آمد؛ به فیلم کمی بعدِافزوده میداد و مبارزهای که وقتی توبالقاین تلاش میکند کشتی را تصرف کند رخ میدهد، چندان بد نبود.
اما بعد خیلی سریع همهچیز به سقوط کشیده میشود؛ نوح دیوانهتر میشود و توبالقاین که زنده مانده، تلاش میکند پسر نوح، حام را تحتتأثیر قرار دهد. البته تا حدی باید پذیرفت که نوح تاحدودی خودش باعث این وضع شده است. صحنههایی که نوح میخواهد نوههایش را بکشد و در آخرین لحظه منصرف میشود، چیزی جز درام آبکی هالیوودی نیست. و از آن صحنهٔ مضحک که آنتونی هاپکینز مثل کسی رفتار میکند که انگار از خودبیخود شده است، حرفی نزنم بهتر است.
تا حدود نیمهٔ فیلم واقعاً متوجه نقدهای بسیار منفی نشده بودم، اما پس از دیدن نیمهٔ دوم رقتانگیز باید بگویم حالا بیشتر آن نقدها را درک میکنم. احتمالاً یک ستاره کمی خشن است چون فیلم در بخشهایی بسیار زیباست و بازیها علیرغم فیلمنامهٔ ضعیف، خوباند؛ اما همان فیلمنامهٔ افتضاح فیلم را نابود میکند.
قطعاً ناامیدکننده است.
---
این فیلم سخت است که آن را ببینی و ارزیابی کنی.
نکات مثبت: تصاویر طوفان و سیل که هم از بالا و هم از زیر زمین میآیند تماشاییاند. تروما و آسیبی که نوح در طول و پس از سیل تجربه میکند، بهخوبی به تصویر کشیده شده است. تصویری که نوح درمییابد «بیماری» در او هم هست، از نظر من بسیار تأثیرگذار بود. روایت از آفرینش تا سقوط و تا سیل بهخوبی ساخته شده است. همچنین تنش میان نوح و خانوادهاش روی کشتی، وقتی با این احتمال دستوپنجه نرم میکنند که خالق آنها را فراموش کرده، جذاب است.
پس با این همه خوبی، چه چیزی فیلم را خراب میکند؟
فکر میکنم کارگردان/فیلمنامهنویس نسبت به منبع موظف است که با آن با احترام رفتار کند. اگر جنبهٔ دینی فیلم را کنار بگذارید، تصور کنید خشم مردم وقتی کسی داستان هری پاتر یا ثور را عوض کند چه خواهد بود. نکته این است: اگر منبعی دارید، از آن استفاده کنید. خلاقیت بلامانع است وقتی جا برای پر کردن خلأها هست، اما چرا منبع را داشته باشید و از آن استفاده نکنید؟ کارگردان دو روایت باستانی سیل—کتاب مقدس و حماسهٔ بابلی «اینوما الیش»—را با هم تلفیق کرده است. در پایان، هیچکدام از این دو سنت روایت روشنی از داستان خود ندارند.
مسألهٔ دیگر؟ نقش متوشالح واقعاً باعث اتلاف استعداد آنتونی هاپکینز شده و هنوز هم نمیفهمم اصلاً چرا او باید در فیلم باشد.
پایانبندی تهی و شتابزده است. نوح در ابتدای فیلم سبک زندگی منزوی دارد و تمرکزش بر تربیت فرزندان برای پاسداری از زمین است. این در پایان فیلم چه تفاوتی کرده؟ هیچ. درک آنها از زندگی، خالق و جهان تفاوتی با آغاز ندارد. عملاً هیچ نتیجهگیری یا پاداشی برای داستان وجود ندارد.
در مجموع فیلمی متوسط است و با این بازیگران انتظار بیشتری داشتم.
---
تماشای «نوح» این فکر را در من بهوجود میآورد که لابد این فیلم را کسانی ساختهاند که به خدا ایمان ندارند؛ چون با کلام خدا گویی همچون پیشنویسی ابتدایی برخورد شده است.
با این حال، دارن آرونوفسکی هم صراحتاً از بهکار بردن نام خدا پرهیز میکند و بهجایش از واژهٔ «خالق» استفاده میکند. نوح (راسل کرو) به همسرش نعمه (جنیفر کانلی) میگوید «[خالق] میخواهد دنیا را نابود کند» — که این دیالوگها گاهی لحن طنزآمیز و گزنده دارند.
نوح به پدربزرگش متوشالح (آنتونی هاپکینز) برای مشورت مراجعه میکند — بهطوریکه در کتاب مقدس نوح شراب را اختراع کرده، اما کتاب مقدس نگفته متوشالح چای اختراع کرده؛ این نکتهٔ طنزآمیزی است چون منابع لازم برای تهیهٔ چای در دنیای فیلم کم و نایاب نشان داده میشوند.
خوشبختانه متوشالح بذر جادویی دارد که میتواند در عرض یک شب جنگلی کامل رشد دهد و ظاهراً آن را نگه داشته تا به نوح بدهد. نوح از چوب این درختان برای ساخت کشتی استفاده میکند و قاعدهٔ «اگر بسازی، خواهند آمد» در عمل صدق میکند — و جلوههای بصری یکی از لذتهای فیلماند؛ بهویژه «ناظرها» (فرشتگان ساقط که به شکل تودههای سنگی نیمهانسانی درآمدهاند و صداپیشگانی چون فرانک لنگلا و نیک نولتی دارند) و مونتاژی که همراه با روایت نوح از سفر پیدایش پخش میشود.
خود کشتی و سیل نیز تأثیرگذارند، و خوشم آمد که آرونوفسکی برای نشان دادن گذر سالها از پیری سریع شخصیتها استفاده کرده است. مشکل اینجاست که آنها به نسخههایی از اما واتسون، لوگان لِرمن، داگلاس بُوث و دیگران تبدیل میشوند؛ همهشان با مو، پوست و دندانهایی غیرواقعی و بینقص (مگر اینکه متوشالح همچنان شامپو و خمیردندان هم اختراع کرده باشد).
با همهٔ اینها، نکتهٔ برجستهٔ فیلم اجرای ری وینستون در نقش توبالقاین است. او در ظاهر ضدقهرمان است، اما واقعاً منطقیترین شخصیت فیلم است (و اجرای وینستون وزن زیادی به اعتقادات او میدهد)، و درست اشاره میکند که هم خالق و هم نوحی که راسل کرو بازی میکند—اگرچه جنون او تا حدی توجیهپذیر است—در قدرت سرمست شدهاند. بههرحال، بازی وینستون یکی از دلایل ارزش دیدن فیلم است.
---
احساس میکنم موظفم فیلمهایی مثل این را ببینم و نقدشان کنم. خوشحالم که فیلمهایی بر اساس زندگی واقعی یا قصههای اسطورهای ساخته میشوند چون باعث میشوند مردم به آنها علاقهمند شوند.
من تاریخدانم؛ کسی که عمرش را صرف مرزبانی میان تاریخ، زمینشناسی و ایمان کاتولیک کرده است — سه حوزهای که معمولاً با هم توافق ندارند.
نگران دقت تاریخی فیلمها نیستم و بهعنوان تاریخدان تنها ظاهراً به صحت مذهبیِ موضوع ادای احترام میکنم. و بهعنوان کسی که در زمینشناسی تخصص دارد، حتی دربارهٔ ۵۰۰۰ سال پیش هم بیشتر به رویهٔ احتیاطی عمل میکنم.
خندهدار است کسانی که از نظر دینی با این فیلم مشکل دارند؛ «نوح» اساساً با کتاب مقدس سازگار نیست، که از نظر من جالب است چون بسیاری از کشیشهایی که میشناسم نوح را همچون بازگوییای از گیلگمش میبینند. بنابراین نفرتورزی صرفاً از موضع دینی احمقانه است... و نفرت از فیلمی که حتی دقیق هم نیست به همان میزان بیمعنی است.
حالا همهٔ مسائل دینی و تاریخی را کنار میگذاریم و فقط به خود فیلم نگاه میکنیم.
اگر فیلم را در سینما نبینید و صفحهنمایشتان کوچک باشد، شاید دیدن فیلم ارزشش را نداشته باشد. نکتهٔ اصلی تماشای طوفان و سیل عظیم است؛ دلایلی که آدمهای مثل من برای دیدن فیلم میآیند. اگر روی صفحهٔ کوچک ببینید، حس تماشای یک مینیسریال تاریخ کانال مستند میماند و همان بس.
اگر شانس دیدنش روی صفحهٔ بزرگ را ندارید شاید اصلاً از دیدنش صرفنظر کنید؛ چون بدون عظمت سیل، همهچیز میماند؛ و آنوقت راسل کرو پیش رو دارید که واقعاً آزاردهنده است. خلاصه اینکه بدون سیل (که ستارهٔ نمایش است) صرفاً کرو را دارید؛ بازیگری که چنان از تواناییهایش مطمئن است که گویی یادش رفته چگونه نقشپردازی کند.
از نظر بازیگران، جنیفر کانلی همچنان جز زیبایی بصری است ولی در بیان احساسات چندان موفق نیست. خوشبختانه اما واتسون از هر دو بهتر بازی میکند، و هاپکینز هم اگر نقش قابلاستفادهای داشت میتوانست بهتر باشد.
پس اگر توان دیدن فیلم روی صفحهٔ بزرگ را دارید، سیل ارزش بلیط را دارد؛ در غیر این صورت حواستان به بازی کرو باشد.
---
«کمتر از همه بر کتاب مقدس استوار» — این تعبیر از زبان خود دارن آرونوفسکی است. «نوح» (۲۰۱۴) برداشت خلاقانهٔ او از داستانی در متون یهودی-مسیحی است. بهعنوان فیلمی هنری، کیفیت تولید بالاست: بازیگران خوب، لوکیشنهای ایسلند چشمنواز و فضایی از احترام در اجراها دیده میشود. روایت بهاندازهٔ کافی جذاب است، هرچند در نیمهٔ دوم که قهرمانان در کشتی گیر افتادهاند کمی خستهکننده میشود.
فیلم بهخاطر جنبههای خلاقانهاش، موجودات سنگیِ کندِ بزرگی را اضافه کرده که آشکارا از «پسران خدا» و نفلیمهای مندرج در سِفر آفرینش الهام گرفتهاند؛ اینها جذاباند اما بخشی از روایت کتاب مقدس نیستند.
بدترین انحراف فیلم تصویر نوح (با بازی راسل کرو) است که در کتاب مقدس مردی پارسا و پاکدامن توصیف شده که با خدا راه میرفت. میدانیم نوح کامل نبود و خطاهایی مرتکب شد، اما نیمهٔ دوم فیلم او را بهصورت یک انسانستیز افراطی نشان میدهد که قصد نابودی بشر را دارد؛ تصویری که از نظر کتاب مقدس نادرست است.
ضدقهرمان داستان، توبالقاین (ری وینستون)، معتقد است انسانها به تصویر خدا خلق شدهاند و سلطهای بر حیوانات دارند. او همچنین به حق شکار حیوانات برای تغذیه معتقد است، هرچند طبق روایت پیش از سیل مصرف گوشت الهی نبوده؛ لذا همانطور که در فیلم نشان داده میشود، توبالقاین در این مورد در گناه است. (پیش از سیل، میوهها مغذیتر و برای بدن انسان مناسبتر بودهاند؛ پس از سیل تغذیهٔ انسان ضعیفتر شده است.)
بدیهی است «نوح» را تنها میتوان بهعنوان یک فیلم هنری الهامگرفته از روایت کتاب مقدس ارزیابی کرد. موجودات سنگی فانتزی و بخشهایی کاملاً غیرکتابیاند. با این حال، بسیاری از حقایق کلیدی کتاب مقدس در فیلم حضور دارند: وجود خدا، طرح هوشمندانهٔ خلقت، فساد ذاتی بشر، داوری الهی، سیل جهانی، کشتیای که گروهی از انسانها و حیوانات را نجات میدهد، و عشقی که بر خشم عادلانه غلبه میکند تا فرصتی دوباره فراهم آید.
مدت فیلم ۲ ساعت و ۱۸ دقیقه است و بخشهایی از آن در جنوب ایسلند فیلمبرداری شده است. «نوح» در گیشه موفق بود و بیش از ۳۵۹ میلیون دلار در جهان فروخت، در حالی که هزینهٔ تولید حدود ۱۲۵ میلیون دلار اعلام شد.
ارزیابی کلی: B- / C+
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران