عصر جدید آغاز میشود!
با دیدن تعداد زیادی فیلم انیمیشن که احتمالاً واجد شرایط اسکار ۲۰۱۸ بودند، از نتیجه بعضی از عناوین بزرگ واقعاً ناامید شدم. بله، از جمله این فیلم؛ به جز «کوکو» اکثر آثار چندان چشمگیر نیستند. روی دیگر سکه این است که بعد از مدتها شاید انیمیشن دوبعدی دوباره برنده شود. این فیلم فیلمی متوسط بود؛ طرح کلی داستان را دوست داشتم اما...
عصر جدید آغاز میشود!
با دیدن تعداد زیادی فیلم انیمیشن که احتمالاً واجد شرایط اسکار ۲۰۱۸ بودند، از نتیجه بعضی از عناوین بزرگ واقعاً ناامید شدم. بله، از جمله این فیلم؛ به جز «کوکو» اکثر آثار چندان چشمگیر نیستند. روی دیگر سکه این است که بعد از مدتها شاید انیمیشن دوبعدی دوباره برنده شود. این فیلم فیلمی متوسط بود؛ طرح کلی داستان را دوست داشتم اما نحوه روایت را نپسندیدم.
من شاهد رشد بازیگران «هری پاتر» بودم؛ منظورم بهخصوص سه بازیگر اصلی است که طی یک دهه از کودکی وارد نوجوانی شدند. اما برای شخصیت انیمیشن مفهومی به اسم پیری وجود ندارد — آنها همیشه یکسان میمانند. این فیلم دیدگاهی تازه ارائه داد: درباره پیر شدن و تأثیرش بر زندگیمان صحبت کرد. اینکه نمیتوانیم همیشه جای ایمنمان را حفظ کنیم؛ دیر یا زود جوانترها جای ما را میگیرند.
مککوئین از مسابقهدادن لذت میبرد و با رقبای دوستانهاش رقابت میکند، اما همهچیز وقتی یک تازهکار جوان تاریخ را بازنویسی میکند تغییر میکند. قصه فیلم درباره این است که وقتی نتوانی با نسل جدید و پرخاشگریشان سازگار شوی، مککوئین و همراهانش چگونه به تهدید تازه پاسخ میدهند. این روایت الهامبخش را دوست داشتم — احتمالاً بیش از همه برای میانسالان الهامبخش است. اما برای همه سنین، بهویژه کودکان، فیلمی سرگرمکننده است. مثل این که «رامبو» را تبدیل به «کرید» کنند؛ امیدوارم دنباله بعدی شروع تازهای باشد.
(۷ از ۱۰)
پیگیری شایستهای برای فیلم اول است و خیلی بهتر از «Cars 2». آنها هوشمندانه تمرکز را دوباره روی لایتنینگ مککوئین گذاشتهاند و نقش میِیتر را تا حد امکان کم کردهاند. این فیلم قرار نیست زندگی کسی را دگرگون کند، اما بههرحال یک اثر انیمیشنی محکم است. حتی وقتی پیکسار در وضعیت آرامتر است، باز هم فیلمی بسیار خوشنما تحویل میدهد، هرچند کمی سطحی است.
یک چیز آزاردهنده هست: در دنیایی که خودروها انساننمایند و اثری از انسانها نیست، چرا دستگیره در دارند…؟
موافقم؛ «Cars 3» نسبت به «Cars 2» پیشرفت کرده، هرچند نه خیلی زیاد.
داستان این فیلم نسبت به قسمت قبلی شکل کاملتری دارد، اگرچه پایانش کمی بیرمق است. کل اثر درستاً حول لایتنینگ مککوئین میچرخد، اما عجیب اینکه نتیجهگیری داستان به یک تازهوارد، کروز رامیرز، متمرکز میشود. ایدهای که دنبال میکردند را میپسندم، اما نحوه اجرا ضعیف است — خیلی اجباری بهنظر میرسد و بخش عمدهای از پیشرفت مککوئین در دو پرده اول عملاً نادیده گرفته میشود.
با این حال این مسئله مانع بزرگی نیست؛ من همچنان از تماشای فیلم لذت بردم. اوون ویلسون همچنان در نقش مککوئین خوب است و کریستلا آلونزو اجرای قابلقبولی در نقش رامیرز دارد. یکی از نکات مثبت آلونزو این است که دیزنی مسیر ساده و عاشقانه را برای شخصیت او انتخاب نکرده است.
بقیه بازیگران چندان برجسته نیستند، اگرچه شنیدن صدای کری واشینگتن در نقش ناتالی سرتن جالب است. میِیتر (با Stimme از Larry the Cable Guy) احتمالاً کمتر از حد لازم استفاده شده؛ عجیب است که در دنباله ۲۰۱۱ او زیادی به کار رفت — بهنظر نمیرسد سازندگان بدانند چگونه او را بهدرستی وارد داستان کنند.
خود ایده کلی جالب است و انیمیشن در اوج کیفیت باقی مانده. پایان برای من کاملاً مناسب نیست، اما باز هم توصیه میکنم آن را ببینید.
پایان فرنچایزی که هرگز واقعاً شایسته توجه ما نبود.
من هیچوقت واقعاً دوست نداشتم فیلمهای «Cars» را ببینم. همانطور که قبلاً گفتم وقتی این فیلمها آمدند من بزرگسال بودم و بهخصوص احساس مزاحمت تبلیغات فراگیر آنها را داشتم؛ تقریبا بهصورتی که شاهدان یَهُوَه برای معرفی دیدگاه مذهبیشان به درِ خانهها میآیند. «Cars» همهجا بود و تجارت کالاهای مرتبط با آن میلیاردی بود. بنابراین ترجیح دادم آنها را نبینم؛ دوست ندارم چیزی به زور به من تحمیل شود. حالا این فیلم — قسمت پایانی سهگانه — را دیدهام.
مقایسه این فیلم با قسمت اول میتواند مقایسهای صادقانه باشد. هر دو فیلم تا حدودی مشابهاند، هرچند قسمت اول بهخاطر تازگیاش برتری داشت. از نظر فیلمنامه و داستان هم هر دو کلیشهایاند: اگر یکی درباره موفقیت یک فرد تازهوارد نجیب و مشتاق به برد صحبت میکند، فیلم سوم نشان میدهد که هر چیزی پایانی دارد و باید بلد باشی بهصورت شرافتمندانه از صحنه کنار بروی و راه را برای دیگران باز کنی. این پرسش همیشگیِ گذار نسلی و تعارضات آن است. در میان این دو، «Cars 2» کاملاً بیربط است و تنها شخصیتی را به عنوان قهرمان دارد که در فیلم اول فقط چند دقیقه حضور داشت. «Cars 3» هرچقدر هم کلیشهای باشد، برخی از شایستگیها و ارزشهای قسمت اول را دوباره کشف کرد.
با وجود همه اینها و با اینکه فیلم از نظر تجاری و نقدی موفق بود، من معتقدم مقایسه هیچیک از فیلمهای «Cars» با آثاری مثل «Toy Story»، «Up» یا «Inside Out» منصفانه نیست. در این آثار پیکسار روی خلاقیت شرط گذاشت؛ یعنی خلق داستانی اصیل و شخصیتهایی بسیار نوآور. این هرگز در «Cars» اتفاق نیفتاد. کافی است به انبوه کارتونهایی فکر کنید که به صورت فرعی ماشینهای سخنگو دارند — این ایده قدیمی است که پیکسار فقط با تکنیکهای CGI براق آن را بازآفرینی کرده. بهسادگی راهی بود برای پولدرآوردن زیاد با تلاش کم.
در این فیلم هم بار دیگر شاهد درخشش فنی، توجه به جزئیات بصری و کیفیت بالای انیمیشن دیجیتال هستیم که پیکسار ما را به آن عادت داده است. برای استودیو بد میشد اگر حتی در اینجا هم شکست میخورد! علاوه بر انیمیشنهای باشکوه، کار میکس صدا و تدوین هم جدی گرفته شده و توسط حرفهایها انجام شده است. کار دوبله و صداپیشگان هم شایسته توجهاند؛ بازگشت اوون ویلسون و دیگر صداهای مطرح همراه با کریستلا آلونزو اجرای خوب و بیعیبی دارند.
اگر درباره فیلمنامه صحبت کنیم، باید درباره طنز هم حرف بزنیم: فیلم چند تلاش برای خندهدار بودن دارد، و اگرچه شوخیها در موقعیتهایی مناسب قرار گرفتهاند، اما واقعاً تأثیرگذار نیستند و چندان مردم را نمیخندانند. آنها خندهدار نیستند. تلاش برای ایجاد هیجان یا احساس نیز تا حد زیادی شکست خورده، عمدتاً بهخاطر فقر شخصیتیِ شخصیتها که فقط طرحوارهای و کمابیش ناتوان از جلب همدلیاند.
این یکی را به همان اندازه قسمت اول دوست دارم. کنار هم گذاشتنش با این ایده که او دیگر رانندهای مَضمحلشده است، بسیار بامزه است.
هوم! این خروجی برای لایتنینگ مککوئین که حالا از بهترین روزهایش گذشته است بیشتر به فیلم اول برمیگردد، فقط که حالا شاید همه ما از همان فرمول کمی خسته شدهایم؟ قهرمان قرمز و براقی باید با این واقعیت روبهرو شود که از ۲۰۰۶ تاکنون فناوری و مهندسی پیشرفت کرده و او دیگر بهترین نیست. البته تسلیم نمیشود و با نزدیکشدن جام پیستون تصمیم میگیرد از آنچه شبیه پایان حرفهاش بود برگردد. برای این منظور او کروز رامیرز، مهندس تازهکار، و مربیاش اسموکی را که با افسانهای به نام هادسون هورنت کار کرده، همراه میکند — او به انضباط نیاز دارد، باید دوباره همهچیز را بیاموزد و گوش دهد تا بتواند بهطور جدی با همهچیزفَتَحِ جکسون استورم رقابت کند. چند نکته خوب در این فیلم هست، اما اساساً بازپختی است با احساسات بیشازحد شعارگونه که کمی دلزدهکننده است و شمارههای موسیقیایی هم تا حدی مزاحماند. اینجا کمی هم موعظه هست. فیلمنامه فضائل زیادی را صادر میکند اما بیشتر بهصورت شعارگونه و نه از طریق طنز و شخصیتها که باید وفاداری، عشق و تعهد را نشان دهند. هنوز هم صحنههای اکشن انیمیشنی سرزندهای هست و فیلم کسالتآور نیست، اما به نظرم این فرنچایز حالا پخته شده و بهتر است به موزهای برای خودروها منتقل شود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران