«ژنرال پرز» (هدايا)، فرمانده فضاپيماي «اوريگا»، باکمک هفت افسر دانشمند و چهل و دو خدمه در پي استفاده از «بيگانه» هاست. «الن ريپلي» (ويور) دويست سال پيش با فداکردن جان خود جلوي تکثير «بيگانه» ها را گرفته است، اما حالا در اوريگا از طريق نمونه هاي خوني که از او باقي مانده، شبيه سازي مي شود تا به يک «ملکه ي بيگانه» دست رسي پيدا کنند.
«ژنرال پرز» (هدايا)، فرمانده فضاپيماي «اوريگا»، باکمک هفت افسر دانشمند و چهل و دو خدمه در پي استفاده از «بيگانه» هاست. «الن ريپلي» (ويور) دويست سال پيش با فداکردن جان خود جلوي تکثير «بيگانه» ها را گرفته است، اما حالا در اوريگا از طريق نمونه هاي خوني که از او باقي مانده، شبيه سازي مي شود تا به يک «ملکه ي بيگانه» دست رسي پيدا کنند.
بگذار سگها به خوابشان ادامه دهند؟
ژان-پیر ژونه در این فیلم عمدتاً به فرمول شناختهشدهٔ مجموعه پایبند مانده است. این بار ماجرا در یک ایستگاه فضایی میگذرد؛ همراه با دزدان فضایی و ریپلیای که کلون شده (با بازی سیگورنی ویور) — بله، ریپلیای که اینبار تا حدی عاری از احساسات انسانی نشان داده میشود. سهم صحنههای خونبار بهطور قابلتوجهی افزایش یافته که ترسی جدی علمی-تخیلی خلق...
بگذار سگها به خوابشان ادامه دهند؟
ژان-پیر ژونه در این فیلم عمدتاً به فرمول شناختهشدهٔ مجموعه پایبند مانده است. این بار ماجرا در یک ایستگاه فضایی میگذرد؛ همراه با دزدان فضایی و ریپلیای که کلون شده (با بازی سیگورنی ویور) — بله، ریپلیای که اینبار تا حدی عاری از احساسات انسانی نشان داده میشود. سهم صحنههای خونبار بهطور قابلتوجهی افزایش یافته که ترسی جدی علمی-تخیلی خلق میکند، و برخی تصاویر ساختهشده فوقالعادهاند (سکانس آزمایشگاه کلونها بهطرز تکاندهندهای در ذهن میماند). بازیگران درجهیک مثل ران پرلمن، مایکل وینکات، براد دوریف، دن هدایه و ویونا رایدر نمایشهای خوبی دارند، در حالی که فیلمبرداری (داریوش خنجی) و طراحی صحنه (استیو کوپر، اندرو نسکورمنی و جان ام. دایر) نفسگیر است. با این حال در پایان فیلم مسیرش را گم میکند و در باتلاقی از اعتماد به نفسِ افراطی فرو میرود، که با حضور یک نوزاد هیبرید آلبینوِ بیگانه–انسان به اوج رسیده و باعث تأسف است. 6.5/10
فیلمی نسبتاً متوسط، بهخصوص در مقایسه با قسمتهای قبلی مجموعه بیگانه (حتی Alien 3). داستان گاهی بسیار گیجکننده میشود و هیچیک از شخصیتها ماندگار نیستند. بعضی شخصیتها حتی تا حدی کارتونی بهنظر میرسند. فیلم شبیه تلاشی برای کسب درآمد آسان از طریق استفاده از یک فرنچایز شناختهشده است. اگر طرفدار مجموعه هستید یا دنبال یک فیلم اکشن/ترسناک متوسط برای تماشای جمعی با دوستان هستید، میتوان آن را دید.
ترکیبی از سه قسمت اول با چند ایده تازه
دویست سال پس از مرگ ریپلی در فیلم قبلی (با بازی سیگورنی ویور)، او بهعنوان یک کلون در یک ایستگاه فضایی بیدار میشود؛ ایستگاهی که در عین حال کشتیای عظیم هم هست. دانشمندان آنجا در حال آزمایش روی ژنتیک انسان–زنومورف برای خلق احتمالاً نهاییترین سلاح زندهاند. همزمان کشتیای از قاچاقچیان به ایستگاه سر میزند و (تعجبآور نیست) بیگانگان از اسارت میگریزند. ویونا رایدر و ران پرلمن نقش دزدان فضایی را بازی میکنند، در حالی که دومینیک پینون و مایکل وینکات از رهبران ایستگاهاند. براد دوریف نقش یک دانشمند را دارد.
«Alien Resurrection» (1997) چهارمین فیلم مجموعه است و عناصر سه فیلم قبلی را با چند ایده جدید ترکیب میکند. بازیگران متنوع فیلم خوباند اما در انتهای نیمهٔ اول کمی کسالتآور میشود. خوشبختانه فیلم با یک سکانس زیرآبی درخشان جان میگیرد که یادآور «ماجراجویی پوزئیدون» (1972) است، البته با شدت و ضربآهنگ بیشتر.
بازیگران فرعی مانند کیم فلاورز در نقش هیلارد و گری دوردن در نقش کریستی برجستهاند، اما مشخص است که آنها حکم همان «پیراهنقرمزها» در آثار دیگر را دارند. اگر سه قسمت اول را دیدهاید، ضرورتی برای دیدن این یکی نیست؛ حس «قبلاً دیدهام» در آن قوی است. با این حال اگر آن آثار را میپسندید و میخواهید همان فضا را با بازیگران جدید ببینید، «Alien Resurrection» برای آنچه هست، علمیتخیلی/وحشتِ قابلقبولی است. منتقدان شاید با آن سختگیر بودهاند. در حالی که از رمز و راز قسمت اول و تعلیق و وحشت قسمت دوم برخوردار نیست، از نظر شور و هیجان بیشتر از قسمت نسبتاً آرام سوم است.
مدت فیلم: 1 ساعت و 48 دقیقه.
نمره: B-/B
خیلی سرگرمکننده!
انتظار نداشتم «Alien Resurrection» بهتر از «Alien³» باشد. این فیلم 1997 به پای «Alien» و «Aliens» نمیرسد، اما فاصلهاش آنقدر زیاد نیست. واقعاً از آن لذت بردم؛ اکشن پرقدرت همراه با گروه بازیگری خوب.
سیگورنی ویور در نقش الن ریپلی مثل همیشه لذتبخش است، و اینبار بیشترین لذت را از بازی گروه مکمل مجموعه بردم. ویونا رایدر، ران پرلمن، براد دوریف، ریموند کروز، گری دوردن و مایکل وینکات هم لحظات مثبت خود را دارند.
بهترین فیلم مجموعه نیست، اما شاید سرگرمکنندهترین آن باشد.
در پایان فیلم قبلی، میبینیم که «ریپلی» (سیگورنی ویور) دستآخر داخل ظرفی شبیه گدازه فرو میرود و نوزادش را محکم در آغوش گرفته—مصمم که هیچکدام زنده نمانند. خوشبختانه علم پیشرفت کرده و دویست سال بعد او و فرزندش را کلون میکنند. انگیزهٔ نظامی برای بهرهبرداری از این موجودات قاتل دلیل این کار است، اما همانطور که میدانیم طبیعت راهی پیدا میکند و پس از خطاهایی در توالییابی DNA، دشمنی پدید میآید که یک هیبرید هولناک از بیگانه و انسان است و میتواند خودِ زمین را تهدید کند. این وظیفهٔ ریپلی—که بیگانگان هنوز او را یکی از خود میدانند—و گروهی پراکنده از دزدان فضایی است که تلاش میکنند موجودات را متوقف کنند و زنده بمانند. فیلم نقدی تکاندهنده بر این دارد که چگونه علم دولتی همراه با جاهطلبیهای نظامی میتواند به آفرینشهای زشت منجر شود، اما غیر از آن پیام اخلاقی روشن، باقیِ ماجرا نسبتاً کلیشهای است. دیگر شوک تازهای برای بیننده نمانده؛ بسیاری از اتفاقات را قبلاً دیدهایم و همانطور که قبلاً هم اتفاق افتاد، کسانی که خورده میشوند عمدتاً سزاوار سرنوشتشاناند. حضور ویونا رایدر در نقش «کِل» کمی طراوت و شخضیت به داستان میافزاید، اما در کل فیلمی فراموششدنی و تولیدشده است؛ هرچند با ریتم سریع و جلوههای ویژهٔ خوب، چیز نوآورانهای ارائه نمیدهد.
باورم نمیشود فرنچایز «بیگانه» چگونه از سوی همان سمتِ طیف سیاسی در دو جهت مختلف سیاسیکاری شده است.
من ریپلی را بهعنوان نمونهای از یک قهرمان زن قوی که همه دوستش دارند مثال زدم، و بهخاطر همین از سوی کسانی که به فرهنگ لغو اعتقاد دارند مورد انتقاد قرار گرفتم. ظاهراً پسندیدن ریپلی در برابر قهرمانان زنِ مدرنتر از نظر برخی نامطلوب است.
اما من واقعاً «Alien: Resurrection» را دوست نداشتم و برای همین هم از همان گروهها خشم دیدم!
به نظر میرسد قاعده نانوشتهای هست که میگوید برای سیاسیبودن باید فقط فیلمهای بد را دوست داشته باشی؛ نمیدانم چطور کار میکند.
برای کسانی که منطقیاند، «Alien: Resurrection» ضعیف است. اول اینکه ریپلی قرار بود مرده باشد. بازگرداندنش به این شکل نه تنها به ما طرفداران توهین میکند، بلکه به خودِ ریپلی هم بیاحترامی است.
دیدن او اینگونه طعمی تلخ در دهان میگذارد.
اگرچه همیشه ویونا رایدر و ران پرلمن را دوست داشتهام و احتمالاً همیشه دوست خواهم داشت، و هرچند آنها تا جایی که میتوانستند خوب بازی کردند، اما از پسِ یک فیلمنامهٔ ضعیف و یک پیشفرض بد برنیامدند.
نمیتوان بازیگران را بابت این کابوس سرزنش کرد؛ مشخص است که آنها تلاش میکنند چیزی را از این آشفتگی نجات دهند. در نهایت باید گفت که این یک فیلم Alien است که کسی خواستارش نبود و خط داستانیای دارد که هرگز نباید ساخته میشد.
در 1997 این فیلم ضعیف بود. شاید نسبت به برخی آثار جدید مجموعه در سالهای بعد انتخاب بهتری بهنظر برسد، اما برای من امتیازش 3 از 10 است؛ نیازی به توهین به یک فرنچایز درخشان نیست.
با وجود برخی شایستگیها و تلاش کارگردان و بازیگران، ضعیفترین فیلم از مجموعهٔ Alien است.
این چهارمین فیلم فرنچایز و آخرین فیلم برای چند سال بعد بود. مجموعه خوب آغاز شد و در سه فیلم اول بهخوبی توسعه یافت؛ هرچند خالی از ضعف نبودند، اما بهعنوان یک کار یکپارچه انسجام داشتند. متأسفانه فیلم چهارم کاملاً این پیوستگی و هماهنگی را از بین میبرد.
ژان-پیر ژونه کار قابلقبول و بیتردید قدرتمندی انجام داده؛ یکی از فیلمهایی که کارگردان را مطرح کرد و وقتی دربارهٔ او صحبت میکنیم بهیاد میآید. تردیدی نیست که او توانست از وخامت بیشتر جلوگیری کند، تیم فنیاش را خوب هماهنگ کند و بازیگران توانمند را هدایت نماید.
سیگورنی ویور با شخصیتی که او را به شهرت رساند بازگشته است، با وجود اکراه قابلفهم برای پذیرفتن پروژه (چون الن ریپلی در فیلم قبلی مرده بود). خودش هم گفته بود که برای پذیرفتن نقش دستمزد خوبی گرفته است؛ برای یک بازیگر که از طریق پروژهها زندگی میکند و زمانِ پیشنهادهای بعدی را نمیداند، پذیرفتن یک پیشنهاد پردرآمد منطقی است. باید اعتراف کرد که ویور به کار متعهد شد و تلاش کرد نمایشی در سطح فیلمهای قبلی ارائه دهد، اما متأسفانه متن درخور آن سطح در اختیارش نبود. ویونا رایدر نیز که در آن دوره دوران خوبی در کارنامهاش داشت، حضور دارد و عملکردی معقول ارائه میدهد، هرچند به پای بازیهای برجستهاش در آثار دیگر آن دوره نمیرسد. ران پرلمن و براد دوریف نیز در وضعیت خوبی هستند.
از نظر فنی، فیلم واضحاً از پیشینیان خود پایینتر است؛ و چون مجموعه باید همگن باشد، مقایسهناپذیری دشوار است. فیلم همچنان بر جلوههای بصری و ویژهٔ قوی تکیه دارد که با توجه به زمان ساخت و پیشینهٔ مجموعه قابلقبول اجرا شدهاند. بهاندازهٔ پیشینیانش دیدنی نیست و نوآوری زیادی در آن نیست، اما بد هم نیست و ارزش دیدن دارد. متأسفانه برای یک فیلم وحشت با هیولاهای آزاد، سکانسهای اکشن نسبتاً اندکاند و شبیه تقلیدهای ضعیفی از آنچه در فیلمهای قبلی دیدهایم بهنظر میرسند (برای مثال صحنهای که بیگانه از طریق یک سوراخ مکیده میشود شبیه نمونهای در فیلم اول است). تنش و تعلیق هنوز حضور دارند و فیلم میتواند ناراحتکننده باشد، اما ترسهای واقعاً مؤثر کماند، اگرچه از نظر بصری خونبارتر از پیشینیان است. فیلمبرداری عالی کمک میکند تا این عناصر نسبتاً خوب کنار هم قرار بگیرند.
در میان همهٔ نکات مثبت و منفی، آنچه واقعاً بینجات است فیلمنامه است. بهنظر من داستان این فیلم نه تنها ارتباط ضعیفی با فیلمهای قبلی دارد، بلکه در عمل آنها را نقض میکند. کافی است شخصیتی را که با شرافت دیدیم مرده بازگردانیم با دستمایهای نسبتاً ضعیف. اگر واقعاً به الن ریپلی نیاز بود — و او واقعاً شخصیت کلیدی فیلمهای قبلی بود — منطقیترین راه ساخت دنباله نبود، بلکه ساخت پیشدرآمد یا اسپینآفی با داستانی قابلباور و منطقی با توجه به آنچه قبلاً رخ داده بود، میبود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران