اگرچه در این بار نویسنده درک کولستد (خالق فرانچایز «جان ویک») کاملاً موفق نبوده و من هم از چند خط داستانی ایراد گرفتم، اما هنوز هم یک فرار دیوانهوار و مفرح است که هر دوستدار فیلم اکشن را خوشحال میکند — از جمله خودم. راستی کریستوفر لوید و آرزدای هم حضور دارند و حسابی دستوپا درمیآورند.
گاهی لازم نیست داستان معقول یا کاملاً بدیع باشد؛ کافی...
اگرچه در این بار نویسنده درک کولستد (خالق فرانچایز «جان ویک») کاملاً موفق نبوده و من هم از چند خط داستانی ایراد گرفتم، اما هنوز هم یک فرار دیوانهوار و مفرح است که هر دوستدار فیلم اکشن را خوشحال میکند — از جمله خودم. راستی کریستوفر لوید و آرزدای هم حضور دارند و حسابی دستوپا درمیآورند.
گاهی لازم نیست داستان معقول یا کاملاً بدیع باشد؛ کافی است آنچه مردم میخواهند را ارائه بدهد: کلی اسلحه، مشتوکوب و انفجار، چاشنی طنز خشک و ملودرام. «نابادی» همه اینها را دارد، بعلاوه یک ستاره جدید اکشن. من این را ساعت دو نیمهشب دیدم و حسابی کیف کردم.
اگر منتظر جان ویک 4 هستید، این فیلم تا آن زمان سرگرمتان میکند. کیفیت فیلم یا اکشن مثل جان ویک نیست، اما یک فیلم پاپکورن خوب برای وقتگذرانی است. سرتاسر فیلم صدای «بنگ بنگ بنگ» است، پس بهسادگی خسته نمیشوید.
همانطور که در بررسیهای دیگرم گفتهام، من طرفدار ژانر تریلر اکشن نیستم؛ بعضیشان را دوست داشتهام اما معمولاً استثناست که ازشان لذت ببرم. پس اینکه این فیلم توانست توجه و علاقهام را نگه دارد، برایش کافی است. برای من بابی اودنکیرک دلیل اصلی تماشا بود، هرچند او را بهعنوان قهرمان اکشن معمولاً نمیبینم.
نه داستان و نه شخصیتها برایم بسیار درگیرکننده بودند، اما همانقدر سرگرمکننده بود که تا پایان همراهش بمانم، هرچند تعداد کشتهها بیش از حد بود. منظورم انتقاد به خشونت نیست، بلکه از شمار قربانیان گلایه دارم؛ انگار کارگردان قبل از هر سکانس گفته «چند جسد میخواهیم؟» خشونت میتواند تأثیرگذار باشد، اما وقتی بیش از حد شود، تاثیر و حتی ارتباطش را از دست میدهد. بنابراین اگر از خشونت یا فیلمهای اکشن خوشتان نمیآید یا طرفدار بابی اودنکیرک نیستید، شاید بهتر است این فیلم را کنار بگذارید.
فیلم وقتی مغزت را خاموش میکنی سرگرمکننده است. ایلیا استاد هرجومرج است و اودنکیرک هم مثل همیشه عالیست؛ بنابراین حتی وقتی داستان لَنگ میزند و برای انسجام کش میآید، اکشنهای سرگرمکنندهاش کافیست که جذبت کند. با این حال فیلم پایان قانعکنندهای ندارد و انتهای آن (بدون افشای داستان) کمی ناامیدکننده است. شخصیت اصلی در پایان بیش از اندازه در زرهٔ داستانی پنهان میشود و سخت است با وقایع احساس همذاتپنداری کرد.
من طرفدار پروپاقرص بابی اودنکیرک هستم، پس ممکن است نظرم جانبدارانه باشد. فارغ از این، فیلم بسیار مفرح بود. نحوهای که زندگی عادی بسیاری از مردم با گذشته فوقالعاده شخصیت اصلی آمیخته شده بود را دوست داشتم.
وقایع و داستان فیلم: هاتچ منزل مردی معمولی با همسر و فرزند است. زندگی روزمرهاش خستهکننده و یکنواخت است و اطرافیانش اجازه نمیدهند بهترین ویژگیهایش بروز کند. یک شب، وقتی دو دزد وارد خانهاش میشوند، زندگیاش تغییر میکند. در ذهن هاتچ خشم و حقارت جمع میشود و مجبور میشود برای یافتن خودش به گذشتهاش رجوع کند، جایی که زندگی کاملاً متفاوت بوده. آن سوی هاتچ بازمیگردد و «بهترین بخش» او دوباره زنده میشود. یک شب میتواند همهچیز را تغییر دهد: دیدگاه جدید، ایدههای تازه یا مشکلات بزرگ. هاتچ کیست؟ چه خواهد کرد؟ چه چیزی میتواند یک مرد را تا مرزهایش براند؟
با بدلکاریهای استثنایی و کارگردانی چشمگیر ایلیا نایشولر، «نابادی» عمدتاً بهخاطر انتخاب شگفتانگیز بابی اودنکیرک بهعنوان قهرمانِ در عین حال خشن و آسیبپذیر بهخوبی کار میکند. دریک کولستد — خالق «جان ویک» — در واقع چیزی نوشته که میتوان آن را اسپینآفی از این مجموعه محبوب دانست؛ این شباهتها هم مزایا و هم معایبی دارد. از یک طرف روایت فرمولی است، ضدقهرمان ضعیف و کلیشهای هست و جز شخصیت اصلی، دیگران چندان جذاب نیستند. از طرف دیگر صحنههای مبارزهٔ خونین و هماهنگشدهای دارد که اودنکیرک در آنها میدرخشد و بازیگری با انجام تعداد زیادی بدلکاری او را شگفتزده میکند. در مجموع برای کسانی که دنبال سرگرمی پرهیجاناند، توصیهاش میکنم.
من از آنهایی هستم که از فیلمهای «با کسی در نیفتی» خوشم میآید، پس تعجبی ندارد که این فیلم را دوست داشتم. مردم آن را با «جان ویک» مقایسه کردهاند، اما من با این دید موافق نیستم؛ هرچند پایهٔ داستانی شبیه است، اما فضا و لحنها فرق دارند. «جان ویک» کلاس بیشتری دارد و اکشنش اغراقشدهتر است؛ «نابادی» زمختتر است و شخصیتش کمی به آدم عادی نزدیکتر است.
فیلم کمی آرام شروع میشود و شخصیت بیشتر وقتها افسرده و خُرد بهنظر میرسد. او اوایل فیلم کتک میخورد و حتی با تیر برقی روبهرو میشود که مرا نگران کرد. خوشبختانه رفتهرفته حالت قهرمانانهاش بازمیگردد و تا پایان فیلم اوضاع بهتر میشود. ضدقهرمان فیلم هم واقعاً خوب انتخاب شده — یک روانپریش دورافتاده و مافیای روس که بهخوبی در نقش خود جا میافتد. اگر بخواهم نکتهای دقیق بگیرم: اشارهای به یک خودروی «چلنجر ۷۲ با موتور ۴.۹ لیتری» شده که بهنظر انتخاب عددی تنبل میآید، چون چنین موتوری معمولاً در آن خودرو مرسوم نیست. در کل، فیلم دلچسب و لذتبخش بود.
این فیلم برایم یک غافلگیری خوشایند بود. بابی اودنکیرک روی جلد بلوری بود و چون طرفدار «برکینگ بد» و «بتِر کال ساول» هستم، خریدم و با کنجکاوی تماشا کردم. تمام مدت سرگرم شدم. باورپذیری شخصیت بابی مرا شگفتزده کرد و از آمادگی جسمانی و جوانی او حیرت کردم؛ تضاد این نقش با شخصیتهایی که در سریالها بازی کرده جذاب بود. داستان نه بسیار اوریجینال، بلکه نوعی «مرد عادی با گذشتهای غیرمنتظره» است. صحنههای شرورانه اغراقآمیز ولی دیدنیاند. پایان فیلم باعث شد بخواهم درباره گذشته هاتچ و همرزمانش بیشتر بدانم. به طرفداران بابی اودنکیرک و کسانی که از دعواها و اکشنهای سریع لذت میبرند، توصیهاش میکنم.
فیلم واقعاً خوشگذرانی است. ریتم عالی، انتخابهای موسیقی درست و بازی قوی بازیگران همگی دستبهدست میدهند تا نود دقیقه فوقالعادهای خلق شود که تند میگذرد. بابی اودنکیرک از ابتدا تا انتها بینقص است؛ آلکسی سرِبریاکوف، کریستوفر لوید و آرزدای هم خوب ظاهر شدهاند. اکشن بهویژه بخش مبارزات در سطح بالاست و طنزِ فیلم هم بهخوبی کار شده. دلم میخواهد «نابادی ۲» بسازند.
این فیلم واقعاً خشن و تماشاییست، از نظر اکشن در سطح بالایی قرار دارد، با نماهای خلاقانه و کشتارهای خشنی که هیجان شدیدی ایجاد میکنند. نماهای اسلوموشن بعضی از بهترینها هستند که جزئیات هر وحشیگری را نشان میدهند. داستان کمی دور از واقعیت است، ولی لحن فیلم طنزآمیز است و بسیاری از اتفاقات به شانس بستگی دارد؛ اگر بتوانید خیالتان را بسط دهید، این مسائل چشمپوشیپذیرند. تحول ذهنی هاتچ از افسردگی مطلق تا بازگشت به نقشِ یک سلاحِ مؤثر بهخوبی نشان داده شده و همهاش مدیون اجرای فوقالعاده بابی اودنکیرک است. فیلم بینقص نیست، اما سواری لذتبخشی از ابتدا تا انتهاست.
من این فیلم را با امتیازهایم رایگان گرفتم، بنابراین قبلاً هرگز دربارهاش نشنیده بودم. فیلم واقعاً خوب بود؛ درباره مردی که از زندگی خسته شده و ناگهان عصبانی میشود و شروع میکند به حسابکشی.
فکر میکردم «نابادی» را در دوران کرونا دیدهام—شاید فقط تریلرش یا یک رؤیای تبدار. اما حالا که درست و حسابی دیدمش، فیلمی شستهرفته و رضایتبخشِ اکشنی است. بابی اودنکیرک آن را میفروشد؛ مردی معمولی که بهحدِ انفجار فشار میرسد. با یک قهرمان اکشن معمولی احتمال داشت فیلم به کاریکاتور بدل شود، اما اینجا کار میکند: جمعوجور، شیک و چابک. منتظر قسمت دوم هستم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران