نورما جین مورتنسن پس از دوران کودکی دردناکش، به بازیگری در هالیوودِ دههٔ 1950 و اوایل دهه 1960 تبدیل شد. او با نام مستعار مرلین مونرو (آنا د آرماس) به شهرت جهانی رسید. اما حضور او روی پرده با مسائل عشقی، استثمار، سوءاستفاده از قدرت و اعتیاد به مواد مخدر که در زندگی خصوصی خود با آن مواجه بود، کاملاً در تضاد است.
نورما جین مورتنسن پس از دوران کودکی دردناکش، به بازیگری در هالیوودِ دههٔ 1950 و اوایل دهه 1960 تبدیل شد. او با نام مستعار مرلین مونرو (آنا د آرماس) به شهرت جهانی رسید. اما حضور او روی پرده با مسائل عشقی، استثمار، سوءاستفاده از قدرت و اعتیاد به مواد مخدر که در زندگی خصوصی خود با آن مواجه بود، کاملاً در تضاد است.
چه فیلم ناامیدکنندهای. فیلم تصویری بسیار کند، سرد و گسسته — تقریباً اپیزودیک — از آنچه ممکن بود زندگی مرلین مونرو باشد ارائه میدهد. اول از همه، نمیتوانستم تصمیم بگیرم آیا آنا د آرماس بیشتر شبیه لیدی گاگا است یا اسکارلت یوهانسون (هر دوی آنها احتمالاً بهتر از این ظاهر میشدند)، چون هرچند اجرای پرشدتی دارد، اما نسبتاً بیحس و دور از درون است. از...
چه فیلم ناامیدکنندهای. فیلم تصویری بسیار کند، سرد و گسسته — تقریباً اپیزودیک — از آنچه ممکن بود زندگی مرلین مونرو باشد ارائه میدهد. اول از همه، نمیتوانستم تصمیم بگیرم آیا آنا د آرماس بیشتر شبیه لیدی گاگا است یا اسکارلت یوهانسون (هر دوی آنها احتمالاً بهتر از این ظاهر میشدند)، چون هرچند اجرای پرشدتی دارد، اما نسبتاً بیحس و دور از درون است. از فصلی به فصل دیگر زندگی او میرویم اما دیالوگها ضعیف و بیالهاماند و موسیقی متن اغلب مزاحم و بیشازحد است، طوری که فیلم بهتدریج سطحی و کمجان میشود. فیلمبرداری تلاش میکند صمیمیت منتقل کند، اما کل اثر در سبکی اغراقشده و غیرطبیعی عرضه شده که اغلب مشخص نیست آیا داریم زن «واقعی» را میبینیم یا نه. ازدواجهای او سطحی پرداخت شدهاند و رابطهاش با جان اف. کندی طوری نشان داده میشود که نامحتمل، یکطرفه و رسوا به نظر میرسد و هیچ چیزی از چگونگی شکلگیری آن رابطه نشان نمیدهد. این فیلم روح ندارد. جدا از جاذبه ظاهریاش — که حتی آن زمان هم چندان منحصربهفرد نبود — هیچیک از ظرایف شخصیت او به ما معرفی نمیشود؛ خیلی اوقات در حدس زدن اینکه چگونه به چنین ستارهای تبدیل شد و چگونه ناگزیر به گردابی از مشروب و قرص کشیده شد رها میشویم. فیلم تا حد زیادی بر دانش و علاقه قبلی تماشاگر نسبت به این زنِ معیوب تکیه دارد. آدریان برودی و بابی کاناواله خیلی فرصتی برای افزودن چیز تازهای به نقش شوهران او ندارند و رابطه بسیار فرضی او با چارلی چاپلین جونیور (خاویر ساموئل) و شریکش که گرایش جنسیاش مبهم نشان داده میشود، ادوارد جی. رابینسون جونیور (اسکات مکنِری)، تا حدی زندگی ولخرج و فسادآمیزِ برخی را در هالیوود القا میکند، اما دوباره شخصیتها کمعمقاند و باز هم باید با تخیل خود پرشهای زیادی انجام دهیم. فیلم خیلی طولانی است و در سینمایی پرجمعیت میتوان دید که تماشاگران زود از آن خسته میشوند. قابل تماشا هست، اما فرصت بزرگی برای ارائه چیزی درخشان و جذاب درباره یکی از نمادینترین زنان تاریخ از دست رفته است.
در اواسط ۲۰۲۲، بیشترین انتظاری که از یک فیلم داشتم «بلوند» بود، اما واقعاً ناامید شدم. فیلم نقطه اتکای محکمی ندارد؛ صرفاً ترکیبی ساختگی از زندگی فرضی مرلین مونرو است که زمینهٔ کافی نمیدهد و در جریان سکانسها و تعداد زیاد شخصیتها بهراحتی گُم میشوید (اگر با داستان آشنا نباشید، بسیاری را نمیشناسید) برای یک فیلم تقریباً سه ساعته. کارگردانی خوب است، هرچند بسیار تجربی است و گاهی عناصر بهنظر از ناکجا ظاهر میشوند. جابهجایی مکرر بین رنگی و سیاهوسفید هم بهنظر نمیرسد پیام مشخصی داشته باشد. اجرای آنا د آرماس درخشان است و بیتردید بهترین بخش فیلم است، با وجود اینکه پرداخت شخصیتش ضعیف است. واقعاً ناامیدم؛ در زمانی که زندگی میکنیم، ساختن فیلمی درباره مرلین مونرو میتوانست پیام قویتری داشته باشد — داستان زنی که در دههٔ ۵۰ با جنسیسازی صنعت روبهرو شد — اما فیلم گویی آتش را شعلهورتر میکند و در هر لحظه، گاهی بیدلیل، بر برهنگی تأکید میکند. فیلم بر پایهٔ داستانی تا حدی ساختگی و با چشماندازی که بهنظر من پراکنده و بیتمرکز است، «بلوند» را به ناامیدی بزرگی تبدیل کرده است.
این فیلم جز جنبهٔ بدبختی مرلین جنبهٔ دیگری از او نشان نمیدهد. اگر حین تماشا بخواهید چیزها را راستیآزمایی کنید، متوجه میشوید بخشهای زیادی ساختگیاند. هرچه بیشتر به تماشا ادامه میدهید، بیشتر در تعجبید که دقیقاً چه چیزی دارید میبینید. این فیلم نه بازنمایی خوبی از واقعیت است و نه یک اثر داستانی موفق.
«بلوند» فیلم عجیبی است. هیچ چیزش آنقدر نیست که بخواهم با جار و جنجال از آن حرف بزنم، با این حال مدت طولانی حدود ۲ ساعت و ۴۷ دقیقه بهسرعت گذشت — اصلاً لحظهای خسته نشدم؛ معمولاً وقتی فیلم کسالتآور باشد مدت زمان باقیمانده را چک میکنم، اما اینبار اصلاً نگاه نکردم؛ نشانهای واضح که از آن لذت بردم. خودم هم دقیقاً نمیدانم چرا؛ شاید چون از ابتدا تا انتها تماشایش واقعاً جالب است، بازیها بسیار خوباند و فیلمبرداری و تدوین منسجم است. در چند سکانس ابتدایی نسبت به انتخاب آنا د آرماس برای نقش مرلین مردد بودم، اما خیلی زود آن تردیدها از بین رفت چون او اجرای فوقالعادهای دارد. نقدها را درک میکنم (هرچند چند بیوپیک واقعاً کاملاً به واقعیت پایبندند؟)، اما من فیلمها را در درجهٔ اول بهعنوان فیلم قضاوت میکنم و این یکی از آنهایی است که واقعاً تماشایی است. نمیگویم اثر ویژهای است، اما برای فیلمی نزدیک به سه ساعت که اینگونه میگذرد، واضح است که نیازم را برآورده کرد.
تعجبی ندارد مرلین مونرو دوز زیادی قرص خوابآور مصرف کرد؛ من خیلی قبل از تمام شدن این فیلم احساس خودکشی داشتم!! این فیلم آنقدر افسردهکننده است که تماشای آن دشوار است. بارها و بارها از بخشهایی عبور کردم در تلاش ناامیدانه برای یافتن چیزی حتی اندکی امیدوارکننده؛ ناموفق بودم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران