داستان فیلم در مورد شریک سابق یک مشاور مسکن بوده که او با پیام شوم تصمیم دارد که شریک سابق خود را به برنامه خطرناکی بازکند. درحالی که برادر جنایتکار او نیز به دنبالش است وی باید با گذشته خود که به طور کامل از بین نرفته است بار دیگر مواجه شود.
داستان فیلم در مورد شریک سابق یک مشاور مسکن بوده که او با پیام شوم تصمیم دارد که شریک سابق خود را به برنامه خطرناکی بازکند. درحالی که برادر جنایتکار او نیز به دنبالش است وی باید با گذشته خود که به طور کامل از بین نرفته است بار دیگر مواجه شود.
«لاف هرتز» فیلمی سرگرمکننده است که در حدود ۸۳ دقیقه با اکشنِ حسابشده و بازیهای قابلقبول، لحظات لذتبخشی ارائه میدهد، هرچند خالی از نقص نیست. نکات مثبت عمدتاً شامل اکشنِ سرراست و نمایش تماشایی بدلکاریهاست؛ ضربآهنگ فیلم معمولاً خوب است و صحنههای درگیری سُرعت و نوآوریای شبیه به مبارزات جکی چان دارند، همراه با شدتِ خشونت که گهگاه یادآور آثار مدرنِ شا برادرز است.
بزرگترین نقطهٔ...
«لاف هرتز» فیلمی سرگرمکننده است که در حدود ۸۳ دقیقه با اکشنِ حسابشده و بازیهای قابلقبول، لحظات لذتبخشی ارائه میدهد، هرچند خالی از نقص نیست. نکات مثبت عمدتاً شامل اکشنِ سرراست و نمایش تماشایی بدلکاریهاست؛ ضربآهنگ فیلم معمولاً خوب است و صحنههای درگیری سُرعت و نوآوریای شبیه به مبارزات جکی چان دارند، همراه با شدتِ خشونت که گهگاه یادآور آثار مدرنِ شا برادرز است.
بزرگترین نقطهٔ قوت بازیِ کی هوی کوان است؛ او در نقش ماروین گِیبل شخصیتِ دوستداشتنی و در عین حال درگیری را به نمایش میگذارد و کاریزمای قابللمسی دارد. آریانا دِبوس نیز حمایتِ خوبی ارائه میدهد و مصطفی شاکیر در نقش ریون از نظر زبان بدن و حضور تصویری یکی از بهترهای فیلم است. بازی دنیل وو، مارشون لینچ، آندره اریکسن و شِین اِستین هم قابلقبولاند.
با این حال، فیلم در چند زمینه ضعیف عمل میکند. لحن اثر بین کمدیِ سادهانگارانه و اکشنِ جدی مدام نوسان دارد و گاهی حسِ ناهماهنگی به بیننده میدهد. فیلمنامه پراکنده به نظر میرسد: روایت بیشتر از اینکه ساختار دراماتیک و قوسی داشته باشد، متکی بر رخدادهای سریالی و گاهی شتابزده است؛ شخصیتها رشد دراماتیک روشن و قابلقبولی ندارند و دیالوگها و مونولوگهای درونی گاهی تکراری یا بیشازحد توضیحیاند. برخی صحنهها همچون استفادهٔ آشکار از بدل یا عروسک، و جلوههای ارزانقیمت در جزئیاتی مثل دندانهای مصنوعی، کیفیت کار را پایین میآورد و به احساس عجله یا تدوین ناتمام دامن میزند.
از نظر صحنهپردازی، بعضی ایدهها جذاباند — برای مثال نماهای دیدگاه داخل مایکروویو و یخچال در یک دعوای اولیه سرگرمکنندهاند — اما دوربین و تدوین در جاهایی بیمنطق بالا میگیرند و ضربههای دراماتیک را ضعیف میکنند؛ دوربینِ مدام دورِ ماروین چرخیدن در هنگام تأملهایش نمونهای از این اشکال است. موسیقی و انتخاب ضربآهنگ هم گاهی با فضای صحنه همخوانی ندارند و به آشفتگی کلی اضافه میکنند.
داستانِ کلی دربارهٔ مردی است که سابقهٔ آدمکشی برای برادرش را داشته، عاشق آخرین هدفش شده، او را صحنهسازی کرده و با هم زندگی جدیدی شروع کردهاند؛ حالا گذشته برمیگردد و او را به زندگی قبلیاش میکشاند. این ایدهِ پایه پتانسیلِ خوبی دارد اما اجرایش قابلپیشبینی و تا حدی سطحی است؛ شخصیتِ رز (دِبوس) بهعنوان موتیوی برای بازگرداندن ماروین معرفی میشود اما رفتارها و انگیزهها بهقدری متفاوت و گاهی ناسازگار نشان داده میشوند که باورپذیری رابطه را تضعیف میکند.
در نهایت، «لاف هرتز» فیلمی است که با وجود نقاط ضعفِ داستانی و لحظاتی از طنز کودکانه یا کرینجگونه، بهواسطهٔ اکشنِ خالص و اجرای خوبِ بازیگران اصلی قابلتماشا باقی میماند. اگر دنبال اکشنِ سریع و بدلکاریهای خوب هستید، احتمالاً از دیدنِ آن لذت خواهید برد؛ اما کسانی که توقع روایتِ منسجمتر و شخصیتپردازی عمیقتر دارند، از تجربهٔ کلی چندان راضی نخواهند بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران