پس از آنکه مادر بامبی در حادثهای مرگبار از دنیا میرود، او در اثر نوشیدن آبی آلوده تبدیل به هیولایی جهشیافته و خشمگین میشود. وقتی مادر و پسر جوانی در راه بازگشت به خانه با این موجود مواجه میشوند، سقف آتشین وحشت بر سرشان فرو میریزد و آنان باید برای نجات خود و مقابله با نیروی انتقامجوی این گوزن شیفته انتقام، بجنگند.
پس از آنکه مادر بامبی در حادثهای مرگبار از دنیا میرود، او در اثر نوشیدن آبی آلوده تبدیل به هیولایی جهشیافته و خشمگین میشود. وقتی مادر و پسر جوانی در راه بازگشت به خانه با این موجود مواجه میشوند، سقف آتشین وحشت بر سرشان فرو میریزد و آنان باید برای نجات خود و مقابله با نیروی انتقامجوی این گوزن شیفته انتقام، بجنگند.
یک ماشینِ کشتار بهسبکِ «تاکسیک اونجر» که تمام غم و خشمِ نسلی را بهصورت جسمانی متجسم کرده، برای یک ضدقهرمان وحشت جذاب است؛ مثلِ جیسون وورهیزِ چهارپایی. داستانِ این بازسرایی تاریک و پلید از رمان کلاسیک فلیکس سالتن (۱۹۲۳) دربارهٔ یک آهوی بیمادر، تا حدی موفق میشود حسِ کمدیِ کِمپ را منتقل کند، اما کارگردان دن آلن در چهارمین فیلمش فقط نیمی از زمانها این...
یک ماشینِ کشتار بهسبکِ «تاکسیک اونجر» که تمام غم و خشمِ نسلی را بهصورت جسمانی متجسم کرده، برای یک ضدقهرمان وحشت جذاب است؛ مثلِ جیسون وورهیزِ چهارپایی. داستانِ این بازسرایی تاریک و پلید از رمان کلاسیک فلیکس سالتن (۱۹۲۳) دربارهٔ یک آهوی بیمادر، تا حدی موفق میشود حسِ کمدیِ کِمپ را منتقل کند، اما کارگردان دن آلن در چهارمین فیلمش فقط نیمی از زمانها این سبکِ ظریف را بهخوبی کنترل میکند.
فیلم با زوجِ مادرِ جداشده و پسرِ سیزدهسالهاش شروع میشود که در راه دیدارِ فامیلاند، اما رسیدنِ آنها به مقصد با حملهٔ بیرحمانهٔ یک گوزنِ بالغِ جهشیافته در جادهای دورافتاده قطع میشود؛ هیولایی که از فیلمهای «ژوراسیک» الهامگرفته اما با جلوههای ویژهای کمکیفیتتر و سمهایی بسیار استایلیش. موجود نه فقط مادر و پسر را تهدید میکند، بلکه سایر اعضای خانواده — از جمله مادربزرگِ مبتلا به نوعی دمانس که پیوند روانیِ عجیبی (و توضیحدادهنشدهای) با «بامبی» دارد — را نیز به خطر میاندازد. به ماجرای فیلم گروهی از بهظاهر شکارچیان جایزهبگیر نیز اضافه میشوند که مأمورِ گرفتن یا کشتنِ این موجود و سایر حیواناتِ وحشیِ جهشیافتهاند؛ از جمله رمهای از خرگوشها با میلِ گوشتخواری که حتی خرگوشِ فیلم «مونتی پایتون و جامِ مقدس» را هم شرمنده میکنند.
مشکلِ اصلی فیلم در ضربآهنگِ روایت است: بینِ لحظاتِ بامزه و مکروه، میانپردههایی کشدار میآید که گاه بیش از حد بهنظر میرسند و انگار برای پر کردن زمانِ فیلم نوشته شدهاند. همچنین تا حدودی پیشبینیپذیر است که چهکسی کی کشته میشود و چهکسی زنده میماند. حضورِ تعداد زیادی ناسزا در فیلمنامه — در سطحی که گاهی با «گرگ والاستریت» رقابت میکند — برای داستانی که شخصیتهای جوانی هم دارد، کمی تعجبآور است.
با این حال، فیلم چند لحظهٔ غافلگیرکننده و تأثرآور هم دارد که در برابر خشونتِ گرافیکی (که معمولاً در چارچوبِ داستان توجیهپذیر است) تعادل برقرار میکنند؛ خشونتی که اغلب با رنگپردازی و نمایشِ شوخطبعانه و پر سروصدا به تصویر کشیده شده است (همانطور که خرگوشها نشان میدهند). دلایلِ شکار و خشمِ بامبی در پردههای پایانی روشن میشود و همین باعث میشود پایان فیلم بسیاری از کمبودهای قبلی را جبران کند. عناصرِ کِمپِ فیلم بهخوبی اجرا شدهاند، اما نه بهاندازهٔ کافی و نه کاملاً منسجم.
برای طرفدارانِ وحشتِ طعنهآمیز و آنهایی که از ترکیبِ وحشت با طنزِ سیاه لذت میبرند، این فیلم تجربهٔ لذتبخشی خواهد بود — مخصوصاً اگر از ایدهٔ «طبیعتِ انتقامگیر» خوشتان بیاید. مدتِ فیلم حدود یک ساعت و بیستویک دقیقه است؛ در نهایت ممکن است پس از تماشای آن نفسِ راحتی بکشید و با تعجب بگویید: «ای وای گوزن!»
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران