بیوگرافی
لویی ماری ماله (۳۰ اکتبر ۱۹۳۲ – ۲۳ نوامبر ۱۹۹۵) فیلمساز، فیلمنامهنویس و تهیهکنندهٔ فرانسوی بود. فیلم او «دنیای خاموش» نخل طلا را در سال ۱۹۵۶ و جایزهٔ اسکار بهترین مستند را در سال ۱۹۵۷ برنده شد، هرچند در مراسم او بهعنوان دریافتکننده ذکر نشد و بهجای او این جایزه...
لویی ماری ماله (۳۰ اکتبر ۱۹۳۲ – ۲۳ نوامبر ۱۹۹۵) فیلمساز، فیلمنامهنویس و تهیهکنندهٔ فرانسوی بود. فیلم او «دنیای خاموش» نخل طلا را در سال ۱۹۵۶ و جایزهٔ اسکار بهترین مستند را در سال ۱۹۵۷ برنده شد، هرچند در مراسم او بهعنوان دریافتکننده ذکر نشد و بهجای او این جایزه به همکارگردان فیلم، ژاک کوستو، اهدا شد. در ادامهٔ دوران حرفهایاش چندینبار نامزد جوایز اسکار شد. ماله همچنین یکی از معدود کارگردانانی است که چندینبار شیر طلایی را دریافت کردهاند.
ماله هم در سینمای فرانسه و هم در هالیوود کار کرد و هم فیلمهایی به زبان فرانسوی و هم به زبان انگلیسی تولید نمود. مشهورترین فیلمهای او شامل فیلم جنایی «آسانسور تا چوبهدار» (۱۹۵۸)، درام جنگ جهانی دوم «لاکومب، لوسیَن» (۱۹۷۴)، فیلم جنایی رمانتیک «آتلانتیک سیتی» (۱۹۸۰)، کمدی-درام «شام من با آندره» (۱۹۸۱) و فیلم اتوبیوگرافیک «خداحافظ بچهها» (۱۹۸۷) هستند.
ماله در خانوادهای ثروتمند از صنعتگران در تومریه، نور، فرانسه به دنیا آمد. ابتدا در ساینس پو علوم سیاسی خواند سپس بهجای آن به تحصیل سینما در IDHEC پرداخت.
او به رابرت برسون در فیلم «مردی گریخت» (۱۹۵۶) کمک کرد قبل از آنکه اولین فیلم بلندش «آسانسور تا چوبهدار» (۱۹۵۸) را بسازد، یک تریلر فشرده با موسیقی متن اوریژینال از مایلز دیویس که ژان مورو را، که در آن زمان بازیگر برجستهٔ صحنهٔ کمدی-فرانس، به ستارهای بینالمللی بدل کرد. ماله ۲۴ ساله بود.
«عاشقان» (۱۹۵۸) ماله که در آن نیز ژان مورو نقشآفرینی کرده بود، بهعلت محتوای جنسیاش جنجال بزرگی برانگیخت و منجر به پروندهٔ مهمی در دیوان عالی ایالات متحده درباره تعریف قانونی هرزهنگاری شد. ماله گاهی با جنبش موج نو مرتبط دانسته میشود، و هرچند آثار او بهطور مستقیم در چارچوب نظریههای آوتوریستی که به آثار گدار، تروفو، شابرول، رومر و دیگران اعمال میشود قرار نمیگیرد، و او هیچ ارتباطی با نشریهٔ کایه دو سینما نداشت، فیلمهایش بسیاری از ویژگیهای این حرکت را به نمایش میگذارند، مانند استفاده از نور طبیعی و فیلمبرداری در لوکیشن، و فیلمش «زازی در مترو» (۱۹۶۰)، اقتباسی از رمان ریمون کونو، تروفو را برانگیخت تا نامهای شاداب به ماله بنویسد.
در سال ۱۹۶۸ ماله از هند دیدار کرد و مجموعهٔ مستند هفت قسمتی «هند وهمی» (۱۹۶۹) را ساخت که در سینماها اکران شد. او که بر هند واقعی، آیینها و جشنهای آن متمرکز شده بود، با دولت هند به مشکل برخورد، چون دولت از تصویر او از کشور که بهنظر میرسید شیفتهٔ پیشامدرن است، ناخشنود بود و در نتیجه بیبیسی را برای چند سال از فیلمبرداری در هند منع کرد. ماله بعدها ادعا کرد مستندش دربارهٔ هند، فیلم مورد علاقهٔ او بود.
ماله بعدها به ایالات متحده مهاجرت کرد و همچنان در آنجا کارگردانی کرد. درست همانطور که فیلمهای اولیهاش همچون «عاشقان» به محبوبیت سینمای فرانسه در ایالات متحده کمک کردند، «شام من با آندره» در خط مقدم ظهور سینمای مستقل آمریکایی در دههٔ ۱۹۸۰ قرار داشت.
نمایش بیشتر