بیوگرافی
ویلیام استک اغلب در اندک اطلاعات زیستی موجود دربارهاش بهاشتباه بریتانیایی شناخته شده است — او میتوانست بسیاری از لهجههای بریتانیایی را تقلید کند. در واقع او در اورگان زاده شد. اما مانند بسیاری از آمریکاییهایی که آرزوی تبدیل شدن به بازیگران جدی صحنه را داشتند و نیویورک را بیشازحد...
ویلیام استک اغلب در اندک اطلاعات زیستی موجود دربارهاش بهاشتباه بریتانیایی شناخته شده است — او میتوانست بسیاری از لهجههای بریتانیایی را تقلید کند. در واقع او در اورگان زاده شد. اما مانند بسیاری از آمریکاییهایی که آرزوی تبدیل شدن به بازیگران جدی صحنه را داشتند و نیویورک را بیشازحد رقابتی میدیدند، او در جوانی راهی لندن شد. دربارهٔ دوران کاریاش آنجا چیز زیادی شناختهنشده است، ولی با وجود تعداد زیاد تئاترها (نزدیک به پنجاه) و کمپانیها، فرصت برای یک جوان بااستعداد فراهم بود. از تب کارتپستالهایی که بین حدود ۱۸۹۰ تا ۱۹۱۴ با تصاویرِ افراد—و بهویژه بازیگران—رواج یافت، تصاویری از استک در نقش هملت وجود دارد. بنابراین استک موفقیت اولیهای پیدا کرد و تا سال ۱۹۱۸ پا در صنعت نوپای فیلم صامت بریتانیا گذاشت که در ابتدا با استقبال چندانی روبهرو نشد — تنها یک فیلم آن سال و دیگری در ۱۹۲۲ — و سپس دوباره به صحنه بازگشت.
اما تا ۱۹۳۰ استک به آمریکا بازگشت — و نه به برادوی (شاید در یک گروه نمایش سیار بود، اما دستکم در سوابق بهعنوان بازیگر اصلی ثبت نشده)، مسیری که معمولاً بازیگران صحنه طی میکردند. او در نهایت در فیلمهای ناطق ابتدایی هالیوود—آنهایی که کیفیت صوتی محدودی داشتند—حضور یافت، ابتدا در سارا و پسر (۱۹۳۰) با فردریک مارچ در نقش اصلی. با صدای غنی یک بازیگر صحنه و توانایی اجرای لهجهها در صورت نیاز — و که با بهبود فناوری صوتی بیشتر مورد پسند قرار گرفت — او در دههٔ ۱۹۳۰ سالانه بین چهار تا حداکثر ده فیلم بازی کرد. با ورود به دههٔ پنجاه زندگی، طاس و باوقار، نقشهایش به صورت قطعات کاراکتری متمرکز شد — پزشکان مطمئن، وکلا، قضات، نجیبزادگان و چند پیشخدمت. او یکی از اعضای خاندان کراولی در بکی شارپ (۱۹۳۵) بود، اولین فیلم بلند سینمایی سهرنگ. شاید از حضور در فیلمی با شهرت جنجالی هم مطبوعات توجهی به او کرد — تارزان و همسرش (۱۹۳۴) که در آن مورن اوسالیوان ظاهراً برهنه شنا میکرد (در واقع شخص دیگری با بادیاستاکینگ بود). اگرچه او چند خط دیالوگ بهعنوان یک شکارچی سفیدپوست داشت، در این و دیگر فیلمها (از جمله نسخهٔ مشهور و اولیهٔ MGM از Mutiny on the Bounty، ۱۹۳۵) در تیتراژ بهطور رسمی از او نام برده نشد.
سال ۱۹۳۶ برای استک چندی از بهیادماندنیترین نقشهای تاریخیاش را فراهم آورد. او نقش ژنرال فرانسوی مونتکالم از جنگ فرانسوی و هندیان را در فیلم محبوب آخرین بازماندهٔ موهیکانها (۱۹۳۶) در کنار رندولف اسکات ایفا کرد. همان سال نقش بسیار پُرمایهتری را در اقتباس سینمایی نمایشنامهٔ مری اسکاتلند (۱۹۳۶) به کارگردانی جان فورد بازی کرد. در کنار گروهی از برخی از بهترین بازیگران نقشهای مکمل هالیوود، استک یکی از اعضای مجموعهای از لردهای اسکاتلندی فرصتطلب را بازی کرد که شامل رابرت بارات، گاوین مویر (آمریکایی دیگری که مدتی را در انگلستان گذراند و اغلب او را بریتانیایی میپنداشتند)، و ایان کیت بودند. استک در اینجا بهگونهای شکسپیری ظاهر میشود، با لهجهٔ اسکاتلندی در رقابت با همدستان توطئهگرش در نقش لرد حیلهگر راثون. اگرچه استک در بسیاری از فیلمهای درجهٔ A اواخر دههٔ ۱۹۳۰ ظاهر شد، بسیاری از آنها شایستگیهای برجستهٔ بازیگریاش را به رسمیت نشناختند. تا اوایل دههٔ ۱۹۴۰ فقط چند فیلم دیگر از او ساخته شد، سپس بازنشسته شد — و با حضور سینماییاش تاریخ فیلم را غنیتر کرد.
نمایش بیشتر