«بفرما، یه دستمال مرطوب…». کارِ خونآشامی بودن کثیفِ، مگر اینکه مثل «ساشا» (سارا مونتپتی)، نوازندهٔ پیانوی دورهگرد بااستعدادی باشی که اصلاً میلی به شکار یا خوردن نداره. او بهجاش به پدر و مادرش متکیه که یخچال رو با کیسههای خون پر میکنن. اما در نهایت اونها تصمیم میگیرن ساشا باید خودش از پسِ کارش برآد و مأموریت میفرستندش پیش «دنیز» (نومی اوفارل) که قول داده...
«بفرما، یه دستمال مرطوب…». کارِ خونآشامی بودن کثیفِ، مگر اینکه مثل «ساشا» (سارا مونتپتی)، نوازندهٔ پیانوی دورهگرد بااستعدادی باشی که اصلاً میلی به شکار یا خوردن نداره. او بهجاش به پدر و مادرش متکیه که یخچال رو با کیسههای خون پر میکنن. اما در نهایت اونها تصمیم میگیرن ساشا باید خودش از پسِ کارش برآد و مأموریت میفرستندش پیش «دنیز» (نومی اوفارل) که قول داده حتی یه قطره هم در اختیارش نگذاره. بین این ماجراها «پل» (فلیکس-آنتوان بنا) که توی سالن بولینگ کار میکنه، تحت آزار و اذیت مداومِ «هنری» (آرنو واشون) قرار داره تا جایی که بارها به پریدن از یه سقفِ نهچندان بلند فکر کرده. ساشا پل رو میبینه و فکر میکنه اگر با هم قرارداد بذارن، میتونن عملاً دو مشکل رو با هم حل کنن. مشکل اینه که حتی با داشتنِ یه «قربانی داوطلب»، ساشا اصلاً نیشِ خونآشامی نداره—پس قبل از اینکه از گرسنگی بمیره باید چی کار کنه؟
بهنظرم این ممکنه بهترین فیلم خونآشامیای باشه که دیدم: هر دو شخصیت بینوا و جذاب بازی شدن و بازیگرانِ جانبی هم نقش اعضای خانوادهٔ سرخورده و متعجب رو خوب ایفا میکنن. دیالوگها خیلی بامزهان، مخصوصاً حرف و رفتارِ ضعیف و مأیوسِ پل، و تصویرِ یک خویشاوند دورِ دراکولا که روی مبل نشسته و خون رو از کیسه مثل یه نوشیدنی انرژیزا میخوره، حتی کریستوفر لی رو هم در قبرش میگردوند. راهحلشون هم چندان بیعقلانه نیست و به نظرم برای یک دنباله جا هست. فیلم سرگرمکننده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران