میتوانم بگویم این قویترین ورود بین سه فیلم اول مأموریت: غیرممکن است (که تا امروز فقط همینها را دیدهام). حتی پس از ده سال، نقاط قوتش همان چیزهاییاند که این مجموعه همیشه بهخاطرشان شناخته شده و ضعفهایش نیز تا حد زیادی مشابهاند. از نظر قصه بیشتر به فیلم اول شبیه است و یک مزیتش نسبت به قبلیها این است که ضدقهرمانش قویتر از هر چیزی...
میتوانم بگویم این قویترین ورود بین سه فیلم اول مأموریت: غیرممکن است (که تا امروز فقط همینها را دیدهام). حتی پس از ده سال، نقاط قوتش همان چیزهاییاند که این مجموعه همیشه بهخاطرشان شناخته شده و ضعفهایش نیز تا حد زیادی مشابهاند. از نظر قصه بیشتر به فیلم اول شبیه است و یک مزیتش نسبت به قبلیها این است که ضدقهرمانش قویتر از هر چیزی است که تا به حال دیدهایم. هرچند شاید نتوان او را دقیقاً آنتاگونیست اصلی دانست، فیلیپ سیمور هافمن (روحش شاد) در نقش تاجر تسلیحات بینالمللی اوون دیویان واقعاً ترسناک و مؤثر است.
با این حال، اگرچه این سومین قسمت تا کنون جذابترین بوده، باز هم قبل از پایان فیلم به ساعتم نگاه میکردم، بنابراین نمیتوانم نقدی کاملاً درخشان به آن بدهم.
امتیاز نهایی: ★★ — نکاتی داشت که برایم جذاب بود، اما محصول نهایی ضعیف بود.
با وجود حضور همیشه آزاردهندهٔ سیمون پگ، این فیلم پیشرفتی بزرگ نسبت به قسمت قبلی است. ایتان (تام کروز) که حالا بازنشسته و عاشق شده، دوباره از بازنشستگی بیرون کشیده میشود تا با تاجر تهدیدآمیز اسلحه، دیویان (فیلیپ سیمور هافمن)، روبهرو شود؛ کسی که یکی از بهترین مأموران IMF را میکشد تا «پای خرگوش» — سلاحی بسیار سمی و مخرب — را بفروشد. بخش اولیهٔ عملیات نسبتاً خوب پیش میرود، اما وقتی هدف از چنگ ایتان فرار میکند، او خیلی زود میفهمد که قرار است برای بهدست آوردن این سلاح مورد استفاده قرار گیرد، وگرنه نامزدش جولیا (میشل موناهان) در خطر خواهد بود. هافمن اینجا یک بدمن فوقالعاده است؛ بیشتر در سبک «کمگوییِ تهدیدآمیز» عمل میکند اما وقتی لازم باشد کمی خشونت هم نشان میدهد. خودِ داستان تا حدی معمولی است و خیلی احساس مخاطره نمیکند، اما سکانسهای اکشن طبیعیتر و کمتر طراحیشده بهنظر میرسند و بازی هافمن به فیلم وزن بیشتری میبخشد. جاناتان ریس مایرز یکی از اجراهای مطمئنش را ارائه میدهد و وینگ ریمز هم نقش پُررنگتر و سرگرمکنندهای دارد. پایانبندی شاید قابل پیشبینی باشد — میدانیم این مجموعه ادامه خواهد داشت — اما فیلمنامهٔ تیم کورتزمان و اورسی با ریتم خوبی پیش میرود و پر از گجتها، تغییر شکل بدن و اکشن است که بهراحتی بیش از دو ساعت فیلم را پر میکند.
مأموریت: غیرممکن 3 به این مجموعه چیزی فراتر از انفجارها و گجتهای جذاب میدهد: قلب و مفهوم خانواده. جیجی آبرامز تلاش میکند دنیای فانتزی مأموریت: غیرممکن را که با بدلکاریها و گجتهای عجیبش در قسمت دوم تا حدی از مسیر خارج شده بود، زمینگیر کند. او داستان را سادهتر کرد تا تمرکز روی تلاش ایتان هانت برای نجات نامزدش باشد و بازیگران قابلی مثل میشل موناهان، فیلیپ سیمور هافمن، کری راسل، سیمون پگ و دیگران را در کنار هم قرار داد. اگرچه بدلکاریها و گجتها هنوز بخش مهمیاند، اما دیگر محور اصلی نیستند؛ MI3 بیشتر روی شخصیت هانت و مبارزهاش برای حفاظت از عزیزانش تمرکز دارد. این فیلم اغلب در پایین ردهبندیهای مأموریت: غیرممکن قرار میگیرد، اما بهنظر من یکی از بهترینهای سری است و به فرنچایز آن قلب و جهتای داد که بعدها آن را به پدیدهٔ گیشه تبدیل کرد.
این اولین مأموریت: غیرممکنی است که تلاش میکند نوعی پیوستگی بین شخصیتها ایجاد کند. این تغییر خوشایندی است در مقایسه با بازیگران چرخشی و نقشهای کماهمیتی که قبلاً وجود داشت و اجازه میدهد با شخصیتها آشنایی و تداوم بیشتری بهوجود آید. به نظرم مشکل بزرگ فیلم این است که ما میدانیم خطرها چیست اما دربارهٔ «ماکگافین»—چیزی که در پیاش هستیم—اطلاعات کافی نداریم. بهتر بود کمی سرنخ دربارهٔ آن میداشتیم تا مخاطب بیشتر درگیر شود. هرچند در میان بهترینهای فرنچایز نیست، اما گامی بزرگ نسبت به فیلم دوم محسوب میشود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران