در این کمدی جذاب که احساس خوبی به بینده منتقل می شود، لیزا (Zoe Lister-Jones) ماجراها و سفری خنده دار را به این امید که قبل از پایان همه چیز به آخرین مهمانی برسد، آغاز می کند...
در این کمدی جذاب که احساس خوبی به بینده منتقل می شود، لیزا (Zoe Lister-Jones) ماجراها و سفری خنده دار را به این امید که قبل از پایان همه چیز به آخرین مهمانی برسد، آغاز می کند...
پس از یک روز تماشای فیلمِ احساساتی و پرطنینی مثل CODA، یک تجربه ناامیدکننده مثل Human Factors و یک اثر جنجالی مثل Cryptozoo، خیلی مشتاق بودم روزم را با یک کمدی سبک، سرراست و بامزه که ایدهای ساده اما جذاب دارد تمام کنم. دقیقاً همان چیزی را که انتظار داشتم دیدم: مجموعهای بیضرر از تعاملات سرگرمکننده و لحظات تأملی جالب با دو نسخهٔ متفاوت از...
پس از یک روز تماشای فیلمِ احساساتی و پرطنینی مثل CODA، یک تجربه ناامیدکننده مثل Human Factors و یک اثر جنجالی مثل Cryptozoo، خیلی مشتاق بودم روزم را با یک کمدی سبک، سرراست و بامزه که ایدهای ساده اما جذاب دارد تمام کنم. دقیقاً همان چیزی را که انتظار داشتم دیدم: مجموعهای بیضرر از تعاملات سرگرمکننده و لحظات تأملی جالب با دو نسخهٔ متفاوت از شخصیت اصلی. با وجود تکراری بودن و ساختار فرمولی فیلم، بهخاطر زمان کوتاه و بهویژه دو بازی مرکزی فوقالعاده، هرگز از قصه جدا نشدم.
زویی لیستر-جونز و کایلی اسپِینی در کنار هم درخشاناند؛ حضورشان سرشار از لذت است و روی صورت بیننده لبخند مینشاند. شیمی خیالانگیز آنها کل فیلم را ارتقا میدهد، اما فیلم تنها خنده و شادی نیست. لیستر-جونز و داريل واین با گفتوگوهای دلنشین و مناظرههای جدی با عمق به جوهرهٔ لیزا میپردازند؛ بحثهایی دربارهٔ کارهایی که همه در زندگی از انجامشان پشیماناند اما هرگز برای آشتی تلاش نمیکنند. از بخشیدن اشتباهات خانواده و دوستان تا پذیرفتن لغزشها و نقصهای خودمان؛ پرداختن به مسائل ناتمام شخصی در «روز آخر دنیا» نباید امری در آخرین لحظه باقی بماند، بلکه چیزی است که باید سالها قبل انجام شده باشد.
فیلم که در دوران پاندمی فیلمبرداری شده و بیشتر در فضاهای بیرونی ساخته شده، مثل نفس تازهای میماند. شاید بعضیها از حضور دهها چهرهٔ مشهور در نقشهای کوتاه که یکی پس از دیگری ظاهر میشوند خوششان نیاید، اما میتوان گفت این صحنهها همواره هدفی مشخص دارند و در هر کدام به شکلی شخصیت اصلی را بیشتر میسازند. همانطور که گفتم، طبیعت چرخشی و تکرارشوندهٔ فیلم در بخشهایی وزن فیلم را پایین میآورد، بهویژه سرگردانیهای بیپایانی که گاهی کمی کسلکننده میشود. اما در این میان، موسیقی رایان میلر شایان ذکر است؛ یکی از جذابترین جنبههای کل اثر است.
"How It Ends" فیلمی بیآزار، سبک و سرگرمکننده است که در نهایت به هدفش — ارائهٔ یک مطالعهٔ شخصیتی لذتبخش و دروننگر — میرسد. با بهرهگیری از یک دستمایهٔ داستانی نسبتاً ساده، داریل واین و زویی لیستر-جونز روایتی ساده اما تکرارشونده میسازند که در آن دهها حضور کوتاه از چهرههای مشهور در یک رشتهٔ پیوسته که بیشتر شامل قدمزدن در خیابانهای خالی تا ظاهر شدن شخصیت جدید و ایجاد لحظهای بامزه است، دیده میشود. با این حال، فیلم بیش از آن چیزی که در ظاهر بهنظر میرسد دل و روح دارد. لیستر-جونز و کایلی اسپِینی بارِ فیلم را بر دوش میکشند و با دو اجرای درخشان، تمام توجه بیننده را به خود جلب میکنند. با وجود گرایش آشکار فیلم بهعنوان یک اثر خوشایند و بیآزار، شخصیت اصلی کسی است که همه میتوانند با او همذاتپنداری کنند و همین، فیلم را جذابتر میکند. انجام کاری که بعدها آدم از آن پشیمان میشود اجتنابناپذیر است، اما آشتی با آن نباید به شانس یا لحظهٔ آخر موکول شود — پیامی که من با آن موافقم.
امتیاز: B-
کمدی آخرالزمانی غریبوخوشبینی «How It Ends» داستانی ظریف و بهطرزی شگفتآور امیدوارکننده دربارهٔ زنی (زویی لیستر-جونز) است که تصمیم میگیرد در روزی که یک سیارک عظیم قرار است زمین را نابود کند، با پشیمانیهای گذشتهاش صلح کند و امور ناتمام را مرتب نماید. این فیلم داستانی دلگرمکننده دربارهٔ یادگیری دوستداشتن خود است، حتی اگر روز آخر عمرت باشد.
لیزا (لیستر-جونز) برای یک مهمانیِ «پایان دنیا» دعوت شده، آخرین گردهمایی با دوستان قبل از نابودی همهچیز. قبل از آنکه بتواند در فضای آن مهمانی قرار بگیرد، تصمیم میگیرد با همهٔ کسانی که به آنها بد کرده یا از آنها رنجیده آشتی کند تا آخرین روز را با آرامش به پایان برساند. همراه با نسخهٔ متافیزیکیِ جوانتر خودش (کایلی اسپِینی)، این دو لیزا راه میافتند تا مأموریت را تمام کنند. فقط یک مشکل کوچک هست: ماشینش دزدیده شده، پس باید پیاده حرکت کنند.
فیلم ریتم تندی دارد که دائماً شخصیتهای جدید معرفی میکند و بر غریبههایی که در خیابانهای لسآنجلس ملاقات میکنند تأکید میورزد. فهرست بازیگران نقشهای کوتاه شگفتانگیز است و از نامهای مطرح صحنهٔ مستقل لسآنجلس تشکیل شده؛ دیدن آنها که دربارهٔ هر چیزی از بازیافت تا مصرف شدید مواد حرف میزنند، لذتبخش است.
در روایت فیلم حس و حال غیرعادی و خاصی وجود دارد؛ مثل پذیرش ساده و بیتکلف اینکه یک سیارک عظیم به سمت زمین در حرکت است (که در پسزمینهٔ قدمزدنهای آنها هم دیده میشود)، و تصور اینکه یک نفر میتواند اینقدر آدمِ اتفاقی در لسآنجلس بشناسد. فیلم حالوهوایی عجیب و شبیه آثار میراندا جولی دارد که ممکن است به مذاق همه خوش نیاید، اما «How It Ends» با جذابیتهای عجیب و دلنشین خود مرا افسون کرد.
فیلمی صادقانه و تازه در عصری که بدبینی واکنشی شایع است. "How It Ends" کوتاه، شیرین و اگرچه از منظر فلسفی انقلابی بهحساب نمیآید، اما بهخوبی بهعنوان یک بازتنظیم دیدگاه عمل میکند. به گمانم فیلم دقیقاً به همان چیزی رسید که قصد داشت.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران