بعد از برخورد اتفاقی در یک تئاتر دو مرد "بنیگنو" و "مارکو" در کیلینیکی خصوصی که محل کار "بنیگنو" است با هم ملاقات می کنند."لیدیا" دوست دختر "مارکو" که یک گاوباز است در کما است.از طرفی "بنیگنو" به دنبال "آلیسیا" زن دیگری که در کما است می گردد.زندگی این چهار شخصیت در گذشته حال و آینده به هم گره می خورد...
بعد از برخورد اتفاقی در یک تئاتر دو مرد "بنیگنو" و "مارکو" در کیلینیکی خصوصی که محل کار "بنیگنو" است با هم ملاقات می کنند."لیدیا" دوست دختر "مارکو" که یک گاوباز است در کما است.از طرفی "بنیگنو" به دنبال "آلیسیا" زن دیگری که در کما است می گردد.زندگی این چهار شخصیت در گذشته حال و آینده به هم گره می خورد...
این واقعاً چیزی کاملاً متفاوت است — هم داستان و هم شخصیتِ بینیگنو. میدانم کاری که او کرد خیلی اشتباه بود، اما دلم برایش سوخت. داستانی دلخراش است و نحوهٔ شکلگیری دوستیشان را دوست داشتم، هرچند اصلاً برایم مهم نبود که نویسنده و ماتادور چه هستند. وقتی این فیلم را در ساندنس دیدم، تا پایان نتوانستم از تماشای آن دست بکشم؛ مثلاً آن رقص شریکها...
دیدگاه های کاربران