در مرکز پژوهش براي يافتن حيات در خارج از زمين، «دکتر فيچ» (کينگزلي) ناگزير است موجودي را که به طور مخفف «سيل» مي نامد نابود کند، اما «سيل» مي گريزد. جست و جوي «فيچ» براي يافتن او بي نتيجه مي ماند. تا اين که «سيل» که شبيه دختري چهارده ساله است بر اثر تکثير، تبديل به دختري بيست ساله مي شود...
در مرکز پژوهش براي يافتن حيات در خارج از زمين، «دکتر فيچ» (کينگزلي) ناگزير است موجودي را که به طور مخفف «سيل» مي نامد نابود کند، اما «سيل» مي گريزد. جست و جوي «فيچ» براي يافتن او بي نتيجه مي ماند. تا اين که «سيل» که شبيه دختري چهارده ساله است بر اثر تکثير، تبديل به دختري بيست ساله مي شود...
تماشای خوبی بود؛ دوباره میبینمش و توصیهاش میکنم.
این فیلم در زمان خودش پرفروش بود و جدا از طراحی موجود بیگانه، هنوز هم فیلم نسبتاً خوبی است. رویکردی خلاف فیلمهایی مثل Jaws — یعنی آشکار نشان دادن هیولا — جالب است؛ چون موضوع فیلم تا حد زیادی این است که زِنوَن (موجود فضایی) تا چه اندازه دقیق و خطرناک است، اما این رویکرد بسیاری از تعلیق...
تماشای خوبی بود؛ دوباره میبینمش و توصیهاش میکنم.
این فیلم در زمان خودش پرفروش بود و جدا از طراحی موجود بیگانه، هنوز هم فیلم نسبتاً خوبی است. رویکردی خلاف فیلمهایی مثل Jaws — یعنی آشکار نشان دادن هیولا — جالب است؛ چون موضوع فیلم تا حد زیادی این است که زِنوَن (موجود فضایی) تا چه اندازه دقیق و خطرناک است، اما این رویکرد بسیاری از تعلیق شکار و حیلهگری را از بین میبرد و تا حدی او را انسانگونه جلوه میدهد؛ مانند «قربانیای که توسط یک نهاد دولتی شرور شکار میشود».
اگر فیلم مثل The Thing میبود قطعاً اثر متفاوت و احتمالاً بهتری میشد، اما اینکه او فقط یک ماسک انسانی دارد تا حدی او را لو میدهد و فیلم بیشتر شبیه یک فیلم جاسوسی میشود، و به نظرم با این دامنه خوب از آب درآمده. فقط از درجهای از ظرافت و اطلاعات پنهان که معمولاً در فیلمهای جاسوسی و تریلر دیده میشود، بیبهره است. از نظر فضای کلی، بیشتر به Aliens شبیه است تا به Alien.
پاکسازی «علف هرز کهکشانی»
ساختهشده در 1995، Species داستان رویدادهایی را دنبال میکند که پس از دریافت پیامی از فضا توسط SETI رخ میدهد؛ پیامی درباره ساختار DNA بیگانگان و دستورالعملی برای ترکیب آن با DNA انسان. از این ترکیب، سیل (Michele Williams) متولد میشود؛ دختری که فرار میکند و بهسرعت به زنی بلندقد و بلوند (Natasha Henstridge) تبدیل میشود. مأمور دولتی زاویر فیچ (Ben Kingsley) تیمی تشکیل میدهد تا سیل را پیدا و پیش از آنکه جفتی برایش بیابد و تولیدمثل کند، نابود کنند. این تیم شامل یک مزدور سرسخت (Michael Madsen)، یک انسانشناس (Alfred Molina)، یک زیستشناس مولکولی (Marg Helgenberger) و یک همدرد (Forest Whitaker) است.
برای سالها تحت تأثیر نقد تند راجر ایبرت نسبت به فیلم نظر بدی نسبت به Species داشتم، اما با دیدی باز تغییردادم. این فیلم، ترکیبی قدرتمند از علمیتخیلی، ماجراجویی و وحشت است. برخی بهخاطر برهنگی و صحنههای جنسی ملایم آن را مبتذل و استثمارگر میدانند؛ در حالی که ناتاشا هنستریج جذاب است ولی برای من نوع جذابیتش نبود و بنابراین توانستم این عنصر را نادیده بگیرم و روی دیگر جنبههای فیلم تمرکز کنم.
از جمله نقاط قوت، موسیقی کریستوفر یانگ است که عالیست. بازیگران مطرح نقش برجستهای دارند و شخصیتهایشان در طول داستان عمیقتر میشوند. علاوه بر این، اگرچه برخی فیلم را با داستانی سطحی و تولیدی خوب قلمداد میکنند، عناصر بیشتری در فیلم وجود دارد که در نگاه نخست دیده نمیشود. مثلاً سیل مهرهای بیگناه از طرف موجودات فضاییای است که DNA را فرستادهاند. مثال دیگر کارکتر دان (ویتاکر) است که برخی او را بهخاطر «همیشه گفتن بدیهیات» سرزنش میکنند، در حالی که فیلم بارها نشان میدهد دان چیزهایی میداند که دیگران از آن بیخبرند و نادیدهگرفتنش به ضررشان تمام میشود. دان لازم است تا تیم جهت حرکت موجود را در دفعات مختلف بفهمد؛ بدون دان آنها پشت سر هم به بنبستهای خستهکننده برخورد میکردند.
با وجود اینکه منتقدان نخبه از Species متنفرند، این فیلم یک ماجراجویی علمیتخیلی سرگرمکننده با بار اخلاقی جالب و گروه کاراکترهای خوب است. اگر از فیلمهایی مثل Alien، Aliens، Terminator، Terminator 2 و Predator لذت میبرید، احتمالاً از این هم خوشتان خواهد آمد. شاید بهخوبی Aliens یا دو قسمت ترمیناتور نباشد، اما با Alien همتراز است (و از نظر من اندکی بهتر) و نسبت به Predator برتر است؛ البته این به انتظارتان از یک بلاکباستر علمیتخیلی بستگی دارد. از نظر من Species نیازهای مخاطب را برآورده میکند.
مدت فیلم 108 دقیقه است و در نواحی لسآنجلس و بریگهام سیتی، یوتا فیلمبرداری شده است.
نمره: A-
هشدار اسپویلر (اگر فیلم را ندیدهاید از خواندن ادامه خودداری کنید)
در نظریهای که مزدور و زیستشناس مطرح میکنند، DNA بیگانه بهعنوان یک سلاح بیولوژیک فرستاده شده — نوعی «علفکش» از فضا برای پاکسازی علف هرز کهکشانی زمین، یا دقیقتر، نسل انسان. این ایده جذاب است و فیلم آن را بهخوبی به تصویر میکشد.
نقد دیگر
واضح است که این دانشمندان به هشدار جف گلدبلوم در Jurassic Park (1993) گوش ندادهاند که گفت فقط بهخاطر اینکه میتوانیم کاری را انجام دهیم دلیلی بر این نیست که باید انجامش دهیم. اگر گوش کرده بودند شاید میشد از خرابیها و خشونتهایی که با خلق «سیل» (Natasha Henstridge) رخ میدهد جلوگیری کرد. او حاصل ترکیب DNA بیگانه و انسانی است و میتواند در چشم بر هم زدنی بین زنی زیبا و قاتلی وحشی تغییر شکل دهد. طبیعتاً از مرکز امنیتیِ پرحفاظ فرار میکند و بهدنبال پیدا کردن مردی است — نه مرد خاصی، فقط کسی که به او کمک کند بچهدار شود — و یقیناً این نقشه خوبی نیست. دانشمندانی که تحت رهبری «لنوکس» (Michael Madsen که چندان جذابیت خاصی ندارد) و «بیکر» (Marg Helgenberger) هستند، در پی او میافتند؛ اما آیا میتوانند او را قبل از پیدا کردن شریک راضی متوقف کنند؟
بهراستی، جلوههای بصری که حال و هوای بسیار «ترمیناتور» گونه دارند، مؤثرند، اما بازیها، بهخصوص اجرای اغراقآمیز بن کینگزلی، و فیلمنامه ضعیفاند. ایدههای بصری فیلم خلاقانهاند، اما اجرای کلی سطحی و پیشپاافتاده است و پایانبندیای دارد که حسی از حتمیت و پیشبینیپذیری در آن میبینم. نه فاجعهبار، اما فرصت از دست رفتهی بزرگی است؛ اگر بازیگری بهتر انتخاب میشد و اندکی زمان بیشتر صرف داستانپردازی عمیقتر میشد، میتوانست تهدید و حتی طنز سیاهتری خلق کند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران