درامی احساسی خانوادگی که طرفداران هیجانهای فضایی را ناامید میکند
«هر کسی که بالای بزرگترین سامانه سوختی هیدروژن-اکسیژن جهان مینشیند، میداند قرار است زیر پایش روشن شود و اگر کمی نگران نشود، وضعیت را بهدرستی درک نکرده است.»
— کاپیتان جان یانگ (فرمانده ناوِ کلمبیا در پرواز تاریخی STS-1، ۱۹۸۱)
پرسش: «علاوه بر تفاوتهای آشکار، تفاوت فضانوردان مرد و زن را چگونه ارزیابی میکنید؟»
پاسخ: «بهجز تفاوتهای واضح، فکر...
درامی احساسی خانوادگی که طرفداران هیجانهای فضایی را ناامید میکند
«هر کسی که بالای بزرگترین سامانه سوختی هیدروژن-اکسیژن جهان مینشیند، میداند قرار است زیر پایش روشن شود و اگر کمی نگران نشود، وضعیت را بهدرستی درک نکرده است.»
— کاپیتان جان یانگ (فرمانده ناوِ کلمبیا در پرواز تاریخی STS-1، ۱۹۸۱)
پرسش: «علاوه بر تفاوتهای آشکار، تفاوت فضانوردان مرد و زن را چگونه ارزیابی میکنید؟»
پاسخ: «بهجز تفاوتهای واضح، فکر نمیکنم تفاوت دیگری وجود داشته باشد.»
— سالی راید (نخستین زن آمریکایی در فضا)، در کنفرانس خبری خدمه چلنجر برای STS-7، ۱۹۸۳
نوشتهٔ آلیس وینوکور و ژان-استفان برون و کارگردانی وینوکور، پروکسیما داستان مادری و دختری است که میکوشند با جدایی قریبالوقوع کنار بیایند. اینکه مادر فضانورد است و جدایی بهخاطر مأموری یکساله به مریخ رخ میدهد، در اولویت دوم قرار دارد. فیلم سراغ موضوعی جهانی و قابللمس میرود: مسئولیتهای متناقضی که بین حرفه و خانواده بر دوش هر فرد است. همزمان این فیلم زنانهنما (بدون عذرخواهی) به خواستههایی میپردازد که از یک زن در میدانهای مردسالار انتظار میرود، جایی که مردانگی جلوهای دارد. پروکسیما بیشتر شبیه فیلمهای «واقعیِ علمی» مانند The Right Stuff (۱۹۸۳) و First Man (۲۰۱۸) است تا آثار اخیر علمی-تخیلی؛ داستانی آرام است که بهجزئیات، ارادهٔ لازم برای آمادهشدن برای سفر به فضا را ترسیم میکند. هرچند روایت در جاهایی کند میشود و وینوکور در سکانسی حساس در پایان واقعگرایی را رها میکند، پروکسیما در سراسر فیلم با بازیهای درخشان همراه است. این فیلم مطمئناً برای کسانی که بهدنبال شکوه یا هستیگرایی علمیتخیلی کلاسیکاند جذاب نخواهد بود، اما بررسی حرکتآورِ مادرhood است.
در آیندهٔ نزدیک، سارا لورو (با اجرای فوقالعاده اووا گرین) فضانوردی فرانسوی مستقر در مرکز فضانوردی اروپا (ESC) در کلن است. تنها زن برنامه، او با استلا (بازی تأثیرگذار زلی بولان-لِمسل)، دختر هفتسالهاش زندگی میکند. ناگهان سارا بهعنوان جایگزین یکی از اعضای خدمه در مأموریت پروکسیما—یک مأموریت نهایی سهنفرهٔ یکساله به مریخ پیش از آغاز استعمار—انتخاب میشود. سارا آموزشهایش را در ESC آغاز میکند، سپس به مرکز آموزش کیهانی یوری گاگارین در ستار سیتی روسیه و نهایتاً به سایت پرتاب بایکونور در قزاقستان میرود. همراه او فرماندهٔ مأموریت، مایک شانون (با اجرای خوب مت دیلون)، مردی باتجربه اما خودمحور است که بهطور عمومی با اشارهای کلیشهای از ورود سارا به تیم استقبال میکند، و آنتون اوچیفسکی (الکسی فاتئف)، یک کیهاننورد کمحرف اوکراینی. همزمان سارا تلاش میکند استلا را به زندگی با پدرش، توماس (با بازی لارس آیدینگر)، یک اخترفیزیکدان آلمانی که از او جدا شده و رابطهای دوستانه دارند، عادت دهد. با این حال، فشارهای شغلی و جداییِ همزمان تنش بزرگی بر پیوند سارا و استلا وارد میآورد تا جایی که سارا شروع به فکر کردن به انصراف از مأموریت میکند.
پروکسیما سومین فیلم وینوکور پس از Augustine (۲۰۱۲) و Maryland (۲۰۱۵) است؛ هر دو قبلی دربارهٔ مردانی با مهارت بالا بودند که بین زندگی حرفهای و خصوصیشان درگیر بودند. اما در پروکسیما وینوکور وارد سرزمینی جدید میشود—گرچه قهرمان اینجا با کشمکش مشابهی روبهروست، برای اولین بار قهرمان زن است.
یکی از روشهایی که وینوکور موضوع حرفه در برابر زندگی خصوصی را بررسی میکند، استفاده از موتیف تکرارشوندهای است که یک کارمند ESC تلاش میکند از سارا امضا بگیرد تا مشخص کند آیا میخواهد در صورت وقوع حادثهای برای استلا مطلع شود یا نه. واکنش ابتدایی معمولاً این است که بلافاصله امضا کند—چه کسی نمیخواهد بداند فرزندش بیمار یا حتی فوت کرده است؟ اما وینوکور نشان میدهد موضوع پیچیدهتر است؛ تصور کنید درماندگی سارا را—او در فضا گرفتار است، میداند استلا مرده اما باید مأموریت را تمام کند. بنابراین وابستگی سارا به استلا با تعهدش به ادامهٔ مأموریت در تعارض قرار میگیرد.
این موتیف به مسائل تماتیک دیگری هم اشاره دارد: پیچیدگی و عمقِ بهدوری از زمین و زندگی در فضا برای یک سال. همزمان بخشی از بازخوانی جنسیتی یک روایت سنتی مردانه است. با پیشنهاد اینکه ممکن است مادری برای مدت یک سال هم شغلش را انتخاب کند، وینوکور نشان میدهد در حالی که ترک فرزندان برای مردان تا حدی اجتماعی قابلپذیر است (مایک با افتخار از پسرانش حرف میزند)، برای زنان تا حدی تابو بهشمار میآید. یک جنبهٔ دیگری از کیفیت زنانهٔ فیلم مرتبط با تفاوتهای بیولوژیکی عملی است؛ برای مثال به سارا گفته میشود تامپونها در سقف وزنِ شخصی او محاسبه میشوند و او باید صندلی کوچکتری نسبت به مایک و آنتون اندازهگیری شود. دربارهٔ تنها زن بودن در دنیای مردانه، وینوکور در مواد تبلیغاتی فیلم گفته است که این محیط «محیطی مردانه است، طراحیشده توسط مردان برای مردان» و فیلم ادای احترامیست به زنانی که باید همهٔ اینها را جمع و جور کنند. او بهویژه کلودی هاینِره و سامانتا کریستوفورتی را بهعنوان تأثیرگذار یاد میکند.
در یکی از لحظات بسیار ظریف، پس از اینکه استلا پیشِ توماس میرود، صحنهای هست که او با تلسکوپ به بالکن میرود اما بهجای نگاهکردن به آسمان، کودکان بازیکنان در پایین را تماشا میکند. این لحظه سریع میگذرد و وینوکور هیچ توضیح آشکاری نمیدهد، اما نمونههایی از این دست در سراسر فیلم دیده میشود. مثال دیگر وقتی است که آنتون به سارا میگوید: «سختترین بخش ترککردن نیست، برگشتن است که میبینی زندگی بدون تو ادامه داشته است.» این خط بسیار عمیق است و در مرکز معضل سارا قرار دارد—در طول غیبتش چه رخ خواهد داد؛ زندگی متوقف نمیشود و افکارِ بیشماری که او در آنها هیچ نفوذی ندارد، ایمان و تعهدش را میخورد.
از لحاظ زیباییشناسی، فیلم رویکردی واقعگرایانه دارد که گاهی مستندسازانه میشود. واضح است که وینوکور و برون پژوهش گستردهای انجام دادهاند و واقعگرایی فیلم تا حد زیادی از اینکه در مکانهای واقعی ESC، مرکز یوری گاگارین و بایکونور تصویربرداری شده بهره میبرد؛ در مورد مرکز گاگارین، پروکسیما اولین فیلم بلند بود که اجازهٔ فیلمبرداری در بخشهای واقعی مرکز را دریافت کرد. دربارهٔ نما و زبان بصری، وینوکور میگوید هدف ساختن «یک فیلم فضایی اروپایی» و نزدیککردن فیلم به پایهٔ مستند بوده است. در فیلمهای هالیوودی، فضانوردها بهسمت ابرانسانی شدن پیش میروند، اما تحقیقات با آژانس فضایی اروپا به او نشان داد که هیچچیز به اندازهٔ فضانورد انسان و شکننده نیست. رفتن به فضا یعنی تجربهٔ شکنندگی انسانی و درک وابستگی ما به زمین.
با این اتصال بین تم و زیباییشناسی، هر یک بر دیگری تأثیر میگذارند و از آن سرچشمه میگیرند.
بههرحال، اگر با انتظار یک فیلم علمیتخیلی وارد شوید، قطعاً ناامید خواهید شد—گرچه میتوان تقصیر را تا حدی متوجه تریلر گمراهکننده دانست. خودِ فیلم آشکارا میگوید داستان مادری و دختری است، نه یک اثر علمی-تخیلی، و باید آن را بر اساس شرایط خودش قضاوت کرد. دیگر مشکل این است که روایت گاهبهگاه کند میشود و حدود ده دقیقه از زمان فیلم میتوانست کاسته شود. شاید بزرگترین ایراد، رها کردن پایبندی به واقعگرایی در سکانسی در پایان است که نهتنها باورپذیری را تحت فشار میگذارد بلکه از نظر آهنگ با بقیهٔ فیلم تفاوت دارد. در نهایت، بهجز سارا و استلا و تا حدی مایک، شخصیتهای دیگر چندان پرداختشده نیستند. با این حال، این در وهلهٔ اول داستان همین دو شخصیت است.
پروکسیما داستان کوچکِ مادری و دخترش است در قاب پسزمینهای گسترده؛ کلان صرفاً زمینهای برای خرد است. این فیلم جدایی، دردِ دوری و برخورد میان حرفه و خصوصی را از دیدگاهی زنانه بررسی میکند و پیامی جهانی دارد که قطعاً با هر مادری که با تضاد بین دنبالکردن آرزوهایش و مطالباتِ فرزندپروری دستوپنجه نرم کرده همذاتپنداری میکند. وینوکور اشاره میکند که این تضاد برای مردان اجتماعیتر پذیرفته شده. اما اشتباه نکنید: این جشنِ زنانگی است، نه حملهٔ ایدئولوژیک به مردان—مردان موضوع تمسخر یا خشم نیستند، تنها برای داستانی که وینوکور تعریف میکند اهمیت زیادی ندارند. فیلمی فضایی دربارهٔ زنی که عملاً روی زمین میگذرد، پروکسیما اثری قوی دیگر از کارگردانی بسیار تواناست.
پروکسیما فیلمی پرزرقوبرق از نظر بصری نیست؛ رویکردش طبیعی و تقریباً مستندسازانه است — حتی عکسهایی از فضانوردان زن واقعی در تیتراژ پایانی دیده میشود. اما این موضوع فقط صمیمیت این درام زمینی دربارهٔ ترسِ یک زن صاحبموفقیت از ترک دختر خردسالش را افزایش میدهد.
من از این روایت مستندسازانه و کمرمق دربارهٔ «سارا» (اووا گرین) که از کودکی آرزوی رفتن به فضا داشته، ناامید شدم. وقتی فرصت پیش میآید، او باید با سختیهای آموزش، جداسازی و قرنطینهای روبهرو شود که خیلی بیشتر از انتظارش او را تحتتأثیر قرار میدهد و باعث میشود دلتنگیاش برای دخترش، استلا (زلی بولان)، بهشدت افزایش یابد. مشکل فیلم این است که جدا از تصاویری از پایگاه فضایی قزاقستان و تمرینهای وزنآب، میتوانست دربارهٔ هر موضوع دیگری هم باشد. هر مادری (یا حتی پدری) که مجبور است بیقیدوشرط خود را وقف کاری کند ممکن است همین احساس تنهایی و نومیدی را تجربه کند، و اگرچه اووا گرین (بخصوص از طریق چشمانش) توانایی نشاندادن خستگی عمیق شخصیت را دارد، این خستگی میتوانست ناشی از آمادهشدن برای یک ماراتن فوقالعاده یا یک شنا از کانال هم باشد! مدتها بود مت دیلون را روی پرده ندیده بودم و در این پروژه نقش قابلتوجهی ارائه نمیدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران