نویسنده ای مشتاق به عنوان مسئول میز بازی در یک کازینو استخدام شده و پس از مدتی متوجه می شود که زندگی جدیدش می تواند یک موضوع خوب برای رمان جدیدش باشد...
نویسنده ای مشتاق به عنوان مسئول میز بازی در یک کازینو استخدام شده و پس از مدتی متوجه می شود که زندگی جدیدش می تواند یک موضوع خوب برای رمان جدیدش باشد...
«کروپیِر» با موضوع قمار توجه را جلب میکند.
جک منفرد نویسندهای درگیر مشکلات است که پدر قماربازش او را برای کاری بهعنوان دیلِر در یک کازینوِ لندن معرفی میکند. جک از فضای ناسالم و تاریکِ محیط کار الهام میگیرد و شروع میکند به نوشتن دربارهٔ تجربیاتش. اما گرچه این سوژه برای یک داستان خوب مناسب است، زندگیاش در واقع از کنترل خارج میشود.
«کروپیِر» علاوه بر اینکه...
«کروپیِر» با موضوع قمار توجه را جلب میکند.
جک منفرد نویسندهای درگیر مشکلات است که پدر قماربازش او را برای کاری بهعنوان دیلِر در یک کازینوِ لندن معرفی میکند. جک از فضای ناسالم و تاریکِ محیط کار الهام میگیرد و شروع میکند به نوشتن دربارهٔ تجربیاتش. اما گرچه این سوژه برای یک داستان خوب مناسب است، زندگیاش در واقع از کنترل خارج میشود.
«کروپیِر» علاوه بر اینکه فیلمی خوب و جذاب است، به دو دلیل بیشتر شناخته میشود: اول اینکه زمینهساز شهرت کلیو اوون شد و او را از دنیای ثابت تلویزیون به توجه هالیوود رساند؛ دوم اینکه هنگام اکران در وطنش بریتانیا تا حد زیادی نادیده گرفته شد، اما پس از اینکه آمریکا به داستان وسوسهانگیز مایک هاجز علاقهمند شد، فیلم دوباره اکران شد و از آن زمان اوون و فیلم مسیر بهتری را طی کردند.
اگرچه شاید کاملاً لایق شهرتش بهعنوان «جواهر کشفشده» نباشد، با اینحال «کروپیِر» یک تریلر محکمِ لندنی است که در دل دنیای پرتقلا و شبانهٔ کازینوها روایت میشود. با بازی جذاب کلیو اوون، شخصیتها پرداخته و قابلتوجهاند و هاجز به همراه پل مایرزبرگ حسِ پارانوئیدیِ خوبی در داستان ایجاد کردهاند. در پایان چند پیچش اضافی دیده میشود، اما در کل «کروپیِر» در حدود نود دقیقه توجه مخاطب را حفظ میکند. 7/10
چقدر حیف. این در واقع فیلمی قابلقبول است، اما توسط یک نکتهٔ ساده نابود و به چیزی تبدیل شده که دیدنش ناممکن و مایهٔ خنده است.
عنوان فیلم — همان شغل شخصیت اصلی — در سرتاسر فیلم اشتباه تلفظ میشود.
متأسفانه این با تصویری که فیلم تلاش دارد بسازد کاملاً در تضاد است و شنیدنِ آن برای بیش از یک ساعت مانند ناخن کشیدن روی تختهسیاه است. اگر استفادهٔ دقیق از زبان برایتان اهمیت ندارد، احتمالاً از این فیلم خوشتان خواهد آمد.
باید اعتراف کنم که از «کروپیِر» انتظار زیادی داشتم — فیلمی باحال و هوشمندانهٔ بریتانیایی که در لندن زمختِ سالهای نوجوانیام میگذرد، شهری که دوستش داشتم اما حالا کموبیش ناپدید شده است. انصافاً داستان زیرکانه است و از ابتدا مرا جذب کرد. فضایی براق و نوآرگونه دارد که راحت میتوان در آن فرو رفت، و کلیو اوون کاملاً مناسب نقش بهنظر میرسد. اما در حالی که فیلمنامه کاستیهایی دارد، مشکل اصلی از کارگردانی است. ریتم فیلم کند است و نوعی سردی و دوریِ بالینی بر همهچیز حاکم است که تقریباً ارتباط با هر شخصیت را ناممکن میکند. بیننده در فاصله نگه داشته میشود و این امر فیلم را از تنش و بار احساسی تهی میکند.
اوون در اجرا گیر افتاده — تا حدودی خارج از تقصیر خودش. او بهعنوان راوی شخص سوم جذابتر است تا وقتی روی صحنه حاضر است. و برای فیلمی که قرار است آکنده از ریسک، میل و مصالحهٔ اخلاقی باشد، بهطور غافلگیرکنندهای بیجذابیت است. شخصیتهای زن تخت و تکبعدیاند و بیشتر برای اخم، قهر یا ایستادن نیمهبرهنه حضور دارند. انحراف داستان به مهمانی آکسفوردشایر نمونهای کامل از لغزشهای فیلم است — بیهدف، ناهماهنگ از نظر لحن و بهتر است فراموش شود. از منظر سبکشناسی، فیلم کاملاً نماد اواخر دههٔ ۹۰ است — چه بهنفعش باشد و چه بهضررش — و کاش کلاه اوون همراه با برخی انتخابهای قدیمیتر فیلم در همان دوره محبوس بماند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران