بعد از آن که در انتقامجویان: جنگ ابدیت نیمی از جمعیت دنیا به دست تانوس کشته شدند، باقیماندهٔ انتقامجویان باید گرد هم بیایند و تلاش کنند تا در یک نبرد نهایی اقدامات تانوس را خنثی کنند...
بعد از آن که در انتقامجویان: جنگ ابدیت نیمی از جمعیت دنیا به دست تانوس کشته شدند، باقیماندهٔ انتقامجویان باید گرد هم بیایند و تلاش کنند تا در یک نبرد نهایی اقدامات تانوس را خنثی کنند...
حماسه عظیم دنیای مارول که بیش از ده سال پیش آغاز شد، به برخورد اجتنابناپذیر با تایتان زورگوِ قدرتمند، تانوس، میرسید. «انتقامجویان: پایان بازی» که دنبالهای بر «جنگ بینهایت» است، بالاخره به نتیجهٔ موردانتظار رسید.
فیلم بلافاصله پس از رخدادهای فیلم قبلی ادامه مییابد؛ انتقامجویان باید با پیامدهای کارهای تانوس روبهرو شوند. تیم بین میل به انتقام، تلاش برای درست کردن امور و تنها خواستنِ ادامهٔ...
حماسه عظیم دنیای مارول که بیش از ده سال پیش آغاز شد، به برخورد اجتنابناپذیر با تایتان زورگوِ قدرتمند، تانوس، میرسید. «انتقامجویان: پایان بازی» که دنبالهای بر «جنگ بینهایت» است، بالاخره به نتیجهٔ موردانتظار رسید.
فیلم بلافاصله پس از رخدادهای فیلم قبلی ادامه مییابد؛ انتقامجویان باید با پیامدهای کارهای تانوس روبهرو شوند. تیم بین میل به انتقام، تلاش برای درست کردن امور و تنها خواستنِ ادامهٔ زندگی تقسیم شده است.
با گذشت زمان و دشواری در پذیرش واقعیت، فردی غیرمنتظره بازمیگردد که ایدهٔ تازهای برای جبران امور به همراه دارد. تونی استارک در ابتدا مردد است اما بهواسطهٔ پیشرفت علمی جدیدی که امکان را فراهم میکند، کمکم امیدوار میشود.
تونی برانگیخته، طرحی پیچیده ترتیب میدهد تا تیم فرصتی برای اصلاح اوضاع پیدا کند و یک بار برای همیشه تانوس را متوقف سازد.
آنچه دنبال میآید، سرقتی طولانی و گاه نوستالژیک است که اعضای مختلف تیم تلاش میکنند قطعات لازم برای طرح را فراهم کنند، البته آنها فکر میکنند فقط یک شانس دارند.
فیلم در عمل سه پرده در یک اثر است: پردهٔ اول وضعیت و برنامهریزی را بازگو و توسعه میدهد؛ پردهٔ دوم عمدتاً یک سرقت است که اکشن و کمدی را با لحظات لحنی احساسی و تأثیرگذار ترکیب میکند؛ و پردهٔ نهایی صحنهٔ شکلگرفته با جلوههای بصری گسترده است که بازیگرانِ مجموعه برای نبردی بزرگ جهت نجات جهان گرد هم میآیند.
فیلم از نظر مقیاس و مدتزمان عظیم است — بیش از سه ساعت — اما چنان پرمحتواست که زمان سریع میگذرد و باورکردنی است که سه ساعت گذشته باشد.
نقد فیلم دشوار است چون اشارهٔ دقیق به عناصر داستانی ممکن است جزئیاتی را لو دهد که برای طرفداران لذتبخش است. تنها ایراد کوچک من این بود که مدتی طول کشید تا به صحنههای اکشن برسد، اما در طول راه سرگرمیِ کافی وجود دارد.
با پایان این فصل از دنیای سینمایی مارول و برنامهریزی برای سالهای آینده، «انتقامجویان: پایان بازی» پایان رضایتبخشی بر حماسهای است که سالها پیش آغاز شد و عناصر بسیاری از فیلمهای پیشین مارول را در قصهای سرگرمکننده میگنجاند. ۴٫۵ از ۵
خلاصهٔ سریع و بیپرده: «انتقامجویان: پایان بازی» فیلم محبوب من از دنیای سینمایی مارول است و احتمالاً بهترین فیلمی است که امسال دیدم. بینقص نیست؛ درونیات داستانی گاهی با هم همسو نمیشوند و همهلحظهها به بهترین شکل ممکن ارائه نمیشوند، اما من واقعاً عاشقش شدم.
دلیل اصلی علاقهٔ من، وفاداری فیلم به طرفداران است. اگر پیشینهٔ ۲۱ فیلم قبلی مارول برایتان بیاهمیت باشد، این فیلم احتمالاً شما را جذب نخواهد کرد؛ این اثر جمعبندی، وداع و ادای احترامی به کارهایی است که طی یازده سال گذشته انجام شده است. برای من فوقالعاده بود. امتیاز: ۹ از ۱۰ — چهار ستاره و نیم.
نقد بدون لو: حسهای درهمی پس از تماشای فیلم دارم. از یک سو خوشحالم که در این دوران حماسی زنده بودم و توانستم دنبال کردن این شخصیتها را تجربه کنم؛ از سوی دیگر اندوهی بابت پایان این فصل عظیم وجود دارد. هیچ فیلم کاملی نیست و فیلمی با این تعداد قهرمان همیشه در تعادلبخشی میان آنها دچار چالش خواهد شد، اما برادران روسو همهٔ توان خود را برای ارائهٔ داستانی فوقالعاده گذاشتند و به نظرم موفق شدند.
یک ساعت پایانی فیلم از هر انتظاری فراتر میرود: حماسی، پرهیجان، و احساسی است و یکی از نماهای مورد علاقهام در تاریخ سینما را دارد. جلوههای بصری بسیار درخشان هستند و بیشک توجه زیادی به خود جلب میکنند. با این حال، انتظار نداشته باشید که این شدت تمام مدت حفظ شود؛ دو پردهٔ اول زمینهچینی آرامی برای پاداش عظیم نهاییاند. دیدن خانوادهای که با آنها بزرگ شدهایم در حال گفتگو یا شام خوردن در حالی که با پیامدهای «انفجار» تانوس دست و پنجه نرم میکنند، دلنشین و تأثیرگذار است. رابطهٔ ناتاشا و استیو مثالزدنی و پر از لحظات همدلی است.
توازن شخصیتها در این فیلم بهتر است: تقریباً همه نقش مهمی دارند، از کاپیتان آمریکا تا مرد مورچهای و نبولا و راکت. هر شخصیت لحظهٔ بزرگی دارد؛ حذف هر کدام از فیلم را از کار میاندازد. این موفقیت نه تنها به کارگردانها بلکه به نویسندگان نیز تعلق دارد — هر دیالوگ و هر جمله وزن و تأثیر خود را دارد. شخصاً با شنیدن دو کلمه در زمانبندی مناسب به گریه افتادم و سیخرفتن پوست را حس کردم؛ بسیاری از لحظات احساسی فیلم مربوط به نحوهٔ تحمل شخصیتها از دست دادنهایشان است، نه صرفاً خود مرگها.
کمدی اکثراً بهجا است، اما تونال بودن پردهٔ دوم برایم مشکلساز بود؛ با وجود اینکه ماموریت چالش بزرگی است و شانس موفقیت بسیار اندک است، بخشهایی از آن بیش از حد شوخ و کماهمیت طراحی شدهاند. خوشبختانه این پرده هم بهاندازهٔ کافی اکشن و بار احساسی دارد که مشکل را بزرگ جلوه ندهد.
از نظر بصری، احتمالاً بهترین فیلم ابرقهرمانی از نظر تصویر و جلوههای ویژه است. فیلمبرداری چشمنواز، طراحی صحنه و لباسها در صحنههای مبارزه کثیف و زمختاند و پردهٔ آخر واقعاً نفسگیر است. موسیقی متن هم بسیار تأثیرگذار است.
بازیگران درخشاناند؛ اجرای اسکارلت جوهانسون، کریس اوانس و رابرت داونی جونیور از همه تأثیرگذارتر بود. شخصیتهای جدید مانند کاپیتان مارول نیز در ترکیب خوب جا میگیرند و بازخوردها رضایتبخش است. فیلم در برخی نقاط قابلپیشبینی است اما سورپرایزهایی هم دارد.
در کل، دلم میخواهد دوباره آن را ببینم — هرچه زودتر. یک ساعت پایانی واقعاً دیوانهکننده است. پایان بازی فراتر از انتظار است؛ همان چیزی است که آرزو داشتم و بیشتر. این یکی از بهترین فیلمهای کمیکبوکی تمام دوران است. امتیاز نهایی: A+
اگر مثل من هستید و از دیدن این فیلم انتظار زیادی داشتید، احتمالاً با دیدنش ناامید نخواهید شد: یک اثر بسیار خندهدار، پراکشن و سه ساعته که زمان آن سریع میگذرد. تنها نکتهٔ من دربارهٔ استفاده از مفاهیم الهی است—اگر از این موضوع حساسید، نسخهٔ خانگی را هنگام تماشای بیصدا کنید. همچنین به والدین توصیه میکنم کودکان خیلی کوچک (زیر ده سال) را همراه نیاورند.
ما تا روز پنجم نمایش صبر کردیم. شروع نسبتاً آرامی داشت و برای کودکان خردسال مناسب نیست. پس از تمام انتظار و هیاهو، «پایان بازی» ناامیدکننده نبود؛ پایانِ بسیار خوبی برای مجموعه بود.
این دستهٔ فیلمها از معدود فیلمهاییاند که هنوز میارزد به سینما بروم. از آنچه میترسیدم بهتر بود؛ نگران بودم تغییرات جهتدارِ سیاسی یا ایدئولوژیک روی فیلم اثر بگذارد اما خوشبختانه آنطور هم نشد. فیلم اکشن، شوخ و پر از جلوهٔ ویژه است و داستان در چارچوب قابلقبول دنیای مارول تا حدی منطقی به نظر میرسد، هرچند نویسندگان به سفر در زمان متوسل شدهاند.
پایانبزرگ و نبرد انتهایی بسیار عالی و هیجانانگیز است. البته در داستان گاهی حفرههای غیرجدی وجود دارد—همانطور که معمولاً با سفر در زمان رخ میدهد—و برخی تصمیمات شخصیتها (مثلاً شیوهٔ پرداختن به کاپیتان آمریکا) برای من قابلپسند نبود. با این حال، کلیت فیلم سرگرمکننده و رضایتبخش بود.
عالی!
نحوهٔ حل مشکل ناپدید شدن نیمی از موجودات در جهان: فیلم دو گزینهٔ کلی را در نظر میگیرد—سحر یا سفر در زمان—و انتخابی انجام میدهد که تا حدی یادآور پیچیدگیهای «بازگشت به آینده ۲» است. «پایان بازی» با واقعیت ویرانگر ناپدید شدن نیمی از موجودات شروع میکند؛ حدود یک ساعت پس از شروع کمی کند میشود اما با تلاش سه گروه برای بهدستآوردن سنگهای بینهایت بَلد میگردد. همهچیز به نبرد بزرگی در ساعتِ پایانی میرسد که برای من کمی کسلکننده بود و اپیلوگ طولانی و ملالآور احساس شد. با این حال لحظات ارزشمندی در سراسر فیلم هست: آغاز، رویارویی غیرمنتظره با تانوس، تبدیل شدن ثور به حالتی متفاوت، و رویارویی تأثیرگذار بین بلک ویدو و هاوکآی روی صخره. تعداد زیاد شخصیتها گاهی تمرکز روی یک یا دو شخصیت را سخت میکند؛ کاپیتان مارول کمتر از حد انتظار دیده میشود و فیلم طولانی است (۳ ساعت و ۱ دقیقه). ارزیابی کلی: B/B-
مبارزات و جلوههای بصری عالی هستند، اما طرح کلیِ بازگشت به گذشته برای تغییر واقعیت از نظر من تنبلانه و سطحی است؛ اجرا و توضیحِ سفر در زمان آنطور که باید برایم قانعکننده نبود. نمیتوان همهچیز را صرفاً با اشاره به «کوآنتوم» حل کرد.
نبرد نهایی با تانوس حجمی و حماسی است، اما من انتظار داشتهام چیز بیشتری فراتر از آن ببینم؛ خواستم عمق و منطقی ببینم که بهطور کامل به «کوآنتوم» متکی نباشد.
صادقانه بگویم، لذت تماشای این فیلم برای من به اندازهٔ فیلمهای اول انتقامجویان نبود.
قرار گرفتن مرد مورچهای در قلمرو کوآنتوم بیش از حد بهنظرِ من راحت و خوشدست است؛ انگار فیلم صرفاً دنبال پایهای برای داستانش بود و آن داستان در سطح فیلمهای قبلی هم خوب عمل نمیکند.
دوست داشتم اکشن دکتر استرنج بیشتر باشد؛ در نبرد نهایی فرصتهای بیشتری برای استفاده از جادو و چیدمانهای بصری جذابتر وجود داشت که از آنها استفاده نشد و او بیشتر نقش نگهداشتن موقعیت را داشت.
پایان فیلم را زیاد دوست نداشتم، اما وقتی شانس برنده شدن تقریباً صفر است، نمیتوان انتظار بهترین پایان ممکن را داشت.
فیلم یک اثر خوب «پاپکُرسی» برای طرفداران پر و پا قرص مارول و عاشقان جلوههای بصری است. با این حال بهنظر میرسد خلاقیتِ استودیو در حال افت است: روند داستان و پایان تا حدی پیشبینیپذیر میشوند، توسعهٔ شخصیتها محدود است، و شوخیها اغلب کلیشهایاند. فیلم بیشتر به اطلاعرسانی دربارهٔ سرنوشت شخصیتها میپردازد تا نوآوری هنری؛ از منظر تجاری موفق است اما در سطح نوآوری سینمایی قصور دارد. شاید از برخی آثار معاصر ژاپن در روایت و خلاقیت بتوان آموخت.
(نکته تکراری) مبارزات و جلوههای بصری درخشان، اما طرح بازگشت به گذشته از نظر من ضعیف اجرا شده و توضیحات قانعکنندهای برای آن داده نمیشود؛ همهٔ ابهامات را نباید صرفاً به «کوآنتوم» حواله داد.
پایانِ عالی؛ با اینهمه هنوز نتوانم با مرگ محبوبترین انتقامجوی دورانم، آیرونمن، کنار بیایم. اما میپذیرم که این فداکاری برای خیرِ بزرگتر لازم بود. دوستش داشتم!
حدس میزدم تونی استارک فداکاری کند، اما تصمیم کاپیتان آمریکا برای بازگشت به خط زمانی خودش مرا غافلگیر کرد. از دست دادن دو قهرمان اصلی برایم دردناک بود.
نبرد نهایی با تانوس واقعاً حماسی بود؛ ایدهٔ بازگرداندن همهٔ افراد درست در لحظهٔ نیازِ کاپیتان عالی بود. برای من یکی از بزرگترین فیلمهای ابرقهرمانی است.
با تمام هیاهوی قبل از اکران، انتظارات بالا رفت؛ خوشبختانه فیلم عملکرد خوبی داشت و ناامید نکرد. اگرچه دوست داشتم تأثیرات سفر در زمان بر حال و ایجاد «انعکاسها» در زمان حال بیشتر بررسی شود تا واقعگراتر بهنظر برسد، اما احتمالاً برای جا دادن همهٔ این ایدهها در یک فیلم محدودیتهایی وجود دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران