«جانی کیج» (اشبی)، قهرمان ورزش های رزمی و بازیگر سینما را «شانگ تسونگ» (تاگاوا)، صاحب و مدیر یک مرکز آموزش ورزش های رزمی در یک جزیره ی دورافتاده در چین که دارای قدرت های ماوراء الطبیعه است، برای مبارزه ی نهایی دعوت می کند...
«جانی کیج» (اشبی)، قهرمان ورزش های رزمی و بازیگر سینما را «شانگ تسونگ» (تاگاوا)، صاحب و مدیر یک مرکز آموزش ورزش های رزمی در یک جزیره ی دورافتاده در چین که دارای قدرت های ماوراء الطبیعه است، برای مبارزه ی نهایی دعوت می کند...
مورتال کامبت یکی از محبوبترین و پرحاشیهترین بازیهای ویدیویی دههٔ نود بود، بنابراین طبیعی بود که در ۱۹۹۵ نیو لاین سینما نسخهٔ لایو اکشن آن را روی پرده ببرد. هنگام تبلیغات فیلم، عدهای هیجانزده و عدهای دیگر بهخاطر شکست استریت فایتر تردید داشتند؛ ضمن اینکه ردهبندی PG-13 باعث شده بود خشونت و خونریزی بازی برای جذب مخاطبان جوانتر تعدیل شود. خوشبختانه فیلم فراتر از انتظارات...
مورتال کامبت یکی از محبوبترین و پرحاشیهترین بازیهای ویدیویی دههٔ نود بود، بنابراین طبیعی بود که در ۱۹۹۵ نیو لاین سینما نسخهٔ لایو اکشن آن را روی پرده ببرد. هنگام تبلیغات فیلم، عدهای هیجانزده و عدهای دیگر بهخاطر شکست استریت فایتر تردید داشتند؛ ضمن اینکه ردهبندی PG-13 باعث شده بود خشونت و خونریزی بازی برای جذب مخاطبان جوانتر تعدیل شود. خوشبختانه فیلم فراتر از انتظارات عمل کرد و، باور کنید یا نه، تبدیل به یک اقتباس ویدیویی موفق شد. فیلم در گیشه هم موفق بود و نخستین اقتباس بازی ویدیویی بود که هم از نظر مالی و هم نزد طرفداران موفقیتآمیز ظاهر شد، هرچند نقدهای منتقدان مختلط بود. تا امروز هم از این اثر بهعنوان یکی از برترین تبدیلهای بازی به فیلم یاد میشود. حالا ببینیم چرا اینطور است.
فیلم با پایبندی به داستان اولین بازی و گنجاندن عناصری از Mortal Kombat II موفق میشود. قصه تا حدی شبیه Enter the Dragon است (که آن را بزرگترین فیلم هنرهای رزمی میدانم)، اما با چرخشی فراطبیعی که تازگی دارد و به فیلم هویت مستقل میبخشد. برخلاف استریت فایتر که تمرکز روی گایل بود، این فیلم بیشتر حول شخصیت اصلی بازی Mortal Kombat یعنی لیو کانگ میچرخد.
تمام شخصیتهای بازی اول (و چند نفر از MKII) در فیلم حضور دارند و هرکدام توسعهٔ مناسب و زمان نمایش کافی دریافت کردهاند. انتخاب بازیگران هم بسیار دقیق است. کریستوفر لمبرت و کاری-هیرویوکی تاگاوا بهترتیب در نقش ریدن و شانگ تسونگ عالیاند؛ کاریزمای لازم را دارند بدون اغراق. لیندن اشبی نقش جانی کیج را خوب بازی میکند و شوخطبعی فیلم را تأمین میکند. اما انتخاب مورد علاقهام رابین شو در نقش لیو کانگ است؛ نه تنها او شباهت ظاهری به شخصیت بازی دارد، بلکه با نشاندادن تکانشگری و عذاب وجدان او نسبت به مرگ برادرش، همدلی ایجاد میکند. حیف است که بعد از این فیلم فرصتهای بیشتری برای درخشش به او نرسید؛ او بازیگر و رزمیکار قابلی است.
اگرچه فیلم ردهٔ سنی PG-13 دارد و خشونتهای بازی را به همان میزان نشان نمیدهد، این کاستی با صحنههای فراوان و خوبِ درگیریهای رزمی جبران میشود. صحنههای مبارزه بسیار خوب اجرا شدهاند و اغلب از سبک هنگکنگیِ طراحیصحنه الهام گرفتهاند، که تغییر خوشایندی نسبت به اکشنهای معمول آمریکایی آن زمان بود. همچنین چند حرکت خاص بازی مثل کیک دوچرخهای لیو کانگ یا نیزهای که از دست اسکُپیون بیرون میآید در فیلم به شکلی قابلباور اجرا شدهاند، نه مضحک مانند استریت فایتر.
کارگردان فیلم پال دبلیو. اس. اندرسون است؛ اگر این نام آشناست به این دلیل است که او بعدها آثار ضعیفتری مثل Alien vs. Predator و فیلمهای رزیدنت ایول را ساخت. با این حال، او در این فیلم کارگردانی قابلقبولی ارائه داده است. یکی از نقاط قوت کارگردانیاش، علاوه بر فیلمبرداری خوب صحنههای مبارزه، نحوهٔ ادارهٔ جنبههای فنی و طراحی فیلم است. فیلمبرداری، طراحی صحنه و نورپردازی شیکاند و با فضای تاریک و اسرارآمیز بازی همسازند. جلوههای ویژه هم برای یک فیلم ۱۹۹۵ خوباند؛ البته نه در حد ترمیناتور ۲ یا پارک ژوراسیک، اما برای زمان خودش مناسباند. شخصیت گورو با عروسکگردانی اجرا شده که حتی امروز هم ظاهر قابلقبولی دارد؛ این شخصیت توسط استادان جلوههای ویژه الک گیلّیس و تام وودروف جونیور خلق شده است.
در کل، مورتال کامبت همچنان فیلمی سرگرمکننده است. توانست کاستیهای استریت فایتر را جبران کند و به نظرم هنوز یکی از بهترین فیلمهای اقتباسی از بازیهای ویدیویی است. شاید اثری شایستهٔ اسکار نباشد، اما بهعنوان یک طرفدار پر و پا قرص بازیهای مبارزهای، از آن بسیار راضیام.
از سوی دیگر، دیدگاه انتقادیتری هم وجود دارد: پس از سالها رقابت مرگبار، «اَوتورلد» در آستانهٔ دهمین پیروزی خود بر «ارثریلم» است و این پیروزی به تصرف زمین منجر خواهد شد. ریدن (کریستوفر لمبرت) مأمور انتخاب سه مبارز میشود تا شاید بتوانند جلوی جادوگر دشمن، شانگ تسونگ (کاری-هیرویوکی تاگاوا)، را بگیرند. سه نفری که انتخاب میشوند، گزینههای بدیهی نیستند: لیو کانگ (رابین شو) و سونیا بلید (بریدجت سمپراس) بهخاطر انتقام پیش میآیند، و جانی کیج (لیندن اشبی) بازیگری است که میخواهد ثابت کند بیش از نقشهای نمایشی خودش هست. آیا آنها میتوانند قهرمانان آوتورلد و شیاطین درونی خود را شکست دهند؟
فیلم تنها ۱۰۰ دقیقه طول دارد، اما بهطرز عجیبی طولانیتر از این احساس میشود. داستان زمان زیادی برای شروع نیاز دارد؛ معرفی شخصیتها ما را با سه نفر مواجه میکند که انگیزهٔ انتقام دارند، اما آنها چندان جالب یا شخصیتپردازیشده نیستند و دیالوگهایشان هم قوی نیست. شکل صحنههای مبارزه تکراری است و کمبود خلاقیت در آن مشهود است، همانطور که جلوههای ویژه نیز ظاهری کشدار و مصنوعی دارند. لمبرت فقط در نقش راهنما حضوری کوتاه دارد؛ در واقع ستارهٔ نمایش به احتمال زیاد تاگاوا است که بهخوبی نقش شرور را اغراقآمیز بازی میکند. روایت تلاش میکند اکشن، ماجراجویی و رمزآلودگی را ترکیب کند، اما نه فیلمنامهنویس و نه کارگردان جذابیتی کافی برای تبدیل آن به چیزی فراتر از یک شکستِ پیشبینیشدهٔ هنرهای رزمی با نورپردازی شمعمانند ندارند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران