این داستان خیلی شناختهشده است و من نسخهٔ ۱۹۵۶ فیلم «ده فرمان» را هم دیدهام. در این فیلم تغییرات چندان غیرمنتظرهای نبود، البته به اندازهای کم — شبیه به فیلم «نوح» بعدی. بهترین بخش فیلم جلوههای بصری بود؛ گرافیکها بسیار خوب بودند و اگر مثل من عاشق جلوههای ویژه باشید، لذت بردن از آن سخت نیست. به همین دلیل است که فیلمهای مدرن را دوست...
این داستان خیلی شناختهشده است و من نسخهٔ ۱۹۵۶ فیلم «ده فرمان» را هم دیدهام. در این فیلم تغییرات چندان غیرمنتظرهای نبود، البته به اندازهای کم — شبیه به فیلم «نوح» بعدی. بهترین بخش فیلم جلوههای بصری بود؛ گرافیکها بسیار خوب بودند و اگر مثل من عاشق جلوههای ویژه باشید، لذت بردن از آن سخت نیست. به همین دلیل است که فیلمهای مدرن را دوست دارم، بهخصوص بازسازی کلاسیکهایی مثل «کینگ کونگ». مشکل این فیلم اما در قصهگویی است.
ردلی اسکات را بهعنوان راوی کاربلد میشناسیم، اما با وجود مدتزمان ۱۵۰ دقیقه، فیلم احساس کوتاهی میداد. فکر میکنم صرفاً یک خلاصه بود؛ یعنی در صحنههای مهم عمق و جزئیات کافی وجود نداشت. اگر نسخهٔ ۱۹۵۶ را دیده باشید، منظورم را بهتر درک میکنید. این نکته برای کسانی که اولین بار با این داستان آشنا میشوند یک ضعف است، ولی برای آنهایی که نسخههای قبلی را دیدهاند ممکن است از یکنواختی جلوگیری کند. بازیها: کریستین بیل عالی؛ جوئل اجرتون خوب؛ بن کینگزلی تقریباً غیرضروری؛ آرون پال کاملاً تلفشده.
در کل، صحنههای بسیار مهم بهخوبی پرداخته نشدهاند، بهویژه سکانس پایانی دربارهٔ ده فرمان که باید کمی کشش و پیام اخلاقی بیشتری میداشت. اگر این فیلم را پیتر جکسون ساخته بود، قطعاً سهگانهای میشد با مجموع زمان بیش از ۵۰۰ دقیقه. این فیلم بیشتر جنبهٔ سرگرمی دارد تا پیامرسانی. برای تفریح و لذت بردن از بهروز شدن جنبههای فنی روایت ارزش دیدن دارد، نه برای الهامبخش بودن.
۷٫۵/۱۰
این فیلم از نظر من نسبتاً ناامیدکننده بود. داستان اصلی بهطرز قابلتوجهی بازنویسی شده است. خودِ بازنویسی چندان آزاردهنده نیست — من از آن دسته طرفداران سرسخت نیستم که اگر کسی با کتاب مقدس دخل و تصرف کند عصبانی شوم — اما واقعاً فکر نمیکنم این بازنویسی خوب از کار درآمده باشد. بسیاری از لحظات جادویی حذف شده و این موضوع بخش زیادی از کشش داستان را از بین برده است.
فیلم با نبردهایی نسبتاً خوب و چشمگیر شروع میشود، اما بعد کند میشود و گاهی حس میکردم «زودتر ادامهاش را نشان دهید». وقتی بالاخره به بخش بوتهٔ سوزان رسیدیم، چندان تحتتأثیر قرار نگرفتم — خدا بهعنوان پسری انتقامجو؟ واقعاً؟
فاجعهها و جلوههای ویژه چندان بد نیستند، اما تمام بخشهایی که موسی با رعمسِس روبهرو میشود و او را از بلایا هشدار میدهد حذف شدهاند. فجایا یکی پس از دیگری بر مصر نازل میشوند طوری که میتوان آنها را بهعنوان بلایای طبیعی توجیه کرد. از یک منظر میتوان این انتخاب را فهمید، اما بهنظر من چیزی از فیلم کاسته است.
وقتی رعمسِس تصمیم میگیرد به دنبال بنیاسرائیل برود، روند همان است و ردلی اسکات جنبهٔ جادویی داستان را کمرنگ میکند. نه ستونی از آتش هست و نه موسی عصا را برای شکافتن دریا بالا میگیرد؛ دریا بهصورت طبیعی عقب مینشیند و موسی از آن استفاده میکند. درست است که بازگشت آبها جلوههای جذابی دارد، اما جادو و عظمت اسطورهای از بین رفتهاند.
از نظر فنی فیلم خوب طراحی شده و بازیها هم قابلقبولاند، اما شکوه کتاب مقدس و جنبههای اسطورهای فیلم دیگر حس نمیشود. این ماجرای بزرگ به یک فیلم ماجرایی معمولی و نسبتاً متوسط با بودجهٔ بالا تقلیل یافته است. شخصاً نسخهٔ سیسیل بی. دمیل از «ده فرمان» را بیشتر پسندیدم، هرچند جلوههای ویژهٔ آن قدیمی و بازیها گاهی نامانوس بهنظر میآیند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران