صدایی که ادعا میکند متعلق به یک اسب آبی است. صدایی که مفهوم زمان را درک نمیکند. پپه، اولین و آخرین اسب آبی کشتهشده در قاره آمریکا، داستان خود را با استفاده از روایت شفاهی غنی این مناطق روایت میکند...
صدایی که ادعا میکند متعلق به یک اسب آبی است. صدایی که مفهوم زمان را درک نمیکند. پپه، اولین و آخرین اسب آبی کشتهشده در قاره آمریکا، داستان خود را با استفاده از روایت شفاهی غنی این مناطق روایت میکند...
اگر تا به حال به کارناک یا لوکسور رفته و در معابد پرسه زدهاید، بهراحتی میتوانید صدای خدایان مصری باستان را تصور کنید که با لحنی خشن و فیلسوفمآب دربارهی فناپذیری سخن میگویند و در هیئتِ حیوانی خود تجسم مییابند. یکی از آنها میتواند یک اسبآبی باشد؛ گرچه به احتمال زیاد «پهپه» نام نداشته، گفتوگوی او دربارهی نسبت این جانور با انسانها، با دیگر موجودات...
اگر تا به حال به کارناک یا لوکسور رفته و در معابد پرسه زدهاید، بهراحتی میتوانید صدای خدایان مصری باستان را تصور کنید که با لحنی خشن و فیلسوفمآب دربارهی فناپذیری سخن میگویند و در هیئتِ حیوانی خود تجسم مییابند. یکی از آنها میتواند یک اسبآبی باشد؛ گرچه به احتمال زیاد «پهپه» نام نداشته، گفتوگوی او دربارهی نسبت این جانور با انسانها، با دیگر موجودات و — بهطرزی تاحدودی نامأنوس — سفرش به کلمبیاست، جایی که اکنون مقابل تکتیراندازان ارتش ایستادهاند تا مانع ترساندن اهالی رودخانه توسط او شوند. این تقابل خدایی/اسطورهای در فیلم به خوبی کار میکند، چون فیلم خود تلفیقی است از درام و مستند حیاتوحش.
فیلم هم در کلمبیا — جایی که اسبآب بومی نیست — و هم در نامیبیا — جایی که این موجودات فراوانترند — روایت میشود. دو قصهی موازی را دنبال میکنیم که هم زیبایی و هم خشونت این جانور سهتنی را در زیستبوم طبیعیشان نشان میدهد، و در کنار آن ماجرای انسانیای که بهویژه در آمریکای جنوبی، گاهی هم خندهدار و هم ناخوشایند است. آغاز و پایان فیلم در کلمبیا است. ماهیگیران محلی مرتباً به بازرس رودخانه از وجود هیولایی بزرگ در میانشان شکایت میکنند، اما حکایتهایشان آنقدر عجیب و ناپیوسته است که او فکر میکند زیادی تکیلا خوردهاند. همسر شاکی اصلی هم همینطور فکر میکند.
در همین حال، فیلم با گاهنثرهایی آسمانی و شاعرانه به زبانهای بومی آفریقایی درآمیخته است که از منظر اسبآبیای مطرح میشود که میداند در خانهی خودش نیست، نمیداند باید کجا باشد و سرنوشتش طولانی زیستن نیست. آیا او میخواهد بر سر سرنوشتش نوحه بخواند یا آن را بپذیرد؟ از منظر سنتی زیاد منطقی نیست، اما در ساعت اول به طرز عجیبی گیراست، چون جانورانی را میبینیم که نه خواهان دخالت انساناند و نه به آن نیاز دارند. «پهپه» تا وقتی تنها گذاشته شود خطری برای کسی نیست، و هرچند بندرت او را در رود ماگدالنا در حال شنا میبینیم، نوعی روحانیت مهربانانه و ملایم از او احساس میشود که واقعاً قدرتمند است.
بههرحال، بهطور نامعلومی از موضوع اسبآب به مسائل انسانی انحراف پیدا میکنیم؛ جدل آن زوج دربارهی اینکه چه کسی چه چیزی را دیده، جالب و بامزه است، اما سایر بخشهای انسانی بیشتر مزاحماند تا مفید. یک مسابقهٔ زیبایی نسبتاً طولانی هم هست که از دختران میپرسند چه چیزی را برای بهبود قلمروشان تغییر میدادند و رویایشان چیست، اما هیچکدام «پهپه» یا حتی صلح جهانی را مطرح نمیکنند! فیلم کمی طولانی است و گاه اندکی بیرمق میشود، اما — و واقعاً نمیتوانم دقیق توضیح دهم چرا — خودم را جذب دنیای این پستاندار سمدار عظیمالجثه یافتم و با وجود شروعی گیجکننده (اگر نسبت به تصاویر حساسیت دارید احتیاط کنید)، از فیلم قدردانی کردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران