داستانهای بیننسلی که از طریق کتاب و فیلم روایت میشوند—بهویژه آنهایی که رابطههای تأثیرگذار میان پدربزرگ و مادربزرگ و نوه را نشان میدهند—همیشه برای خانوادهها محبوب بودهاند، چون الهامبخش، دلنشین و سرشار از درسهای مهم زندگیاند. یکی از آثار شناختهشده در این قالب، رمان «کتاب تابستان» (۱۹۷۲) نوشته توو یانسون است که مبنای پروژه سینمایی جدیدی به کارگردانی چارلی مکداول قرار گرفته. این داستان تخیلی،...
داستانهای بیننسلی که از طریق کتاب و فیلم روایت میشوند—بهویژه آنهایی که رابطههای تأثیرگذار میان پدربزرگ و مادربزرگ و نوه را نشان میدهند—همیشه برای خانوادهها محبوب بودهاند، چون الهامبخش، دلنشین و سرشار از درسهای مهم زندگیاند. یکی از آثار شناختهشده در این قالب، رمان «کتاب تابستان» (۱۹۷۲) نوشته توو یانسون است که مبنای پروژه سینمایی جدیدی به کارگردانی چارلی مکداول قرار گرفته. این داستان تخیلی، برگرفته از اعضای خانوادهٔ خود یانسون، درباره پدری تازه بیوهشده (با بازی آندرس دانیلسن لی) است که تابستان را در خانهٔ ییلاقی خانوادگی در جزیرهای دورافتاده در خلیج فنلاند با دختر خردسالش سوفیا (امیلی مَتوِز) و مادربزرگ دانای او (گلِن کلوز، که بهطرزی عجیب و ناخوشایند بهگونهای آرایش شده که یادآور بانوی فیلم «میسز داوتفایر» است) میگذراند. روایت عمدتاً مجموعهای از گفتگوها میان سوفیا و مادربزرگ درباره پرسشهای بزرگ زندگی—بسیاری مرتبط با بلوغ و پیری—است که در پیادهرویهای طبیعت و گپهای دیرهنگام در فضای صمیمی خانه رخ میدهد. همچنین دیالوگهای بزرگسالانهای بین مادربزرگ و پسرش هست که او نیز همچنان در سوگ همسرش غرق است و درنتیجه در برقراری ارتباط با دخترش دچار مشکل شده است.
در ظاهر همهچیز میتوانست بهانهٔ ساخت صحنههایی ویژه و مؤثر باشد، هرچند صادقانه بگویم سوفیا در این فیلم گاهی آنقدر بزرگ نشان داده شده که پرسشهای کودکانهای را مطرح میکند که واقعگرایانهتر برای کودکی کوچکتر هستند. متأسفانه انتظاراتی از این قبیل بهندرت در این فیلم برآورده میشود، چون فیلمنامه بهطرز آزاردهندهای نازک و بیشازحد جدی است و پر از پرسشهای فرضی و بیپایانی است که به جایی نمیرسند و اغلب بیربطاند. فیلم ساختاری اپیزودیک دارد و مجموعهای از رویدادهای پراکنده و بیهدف را کنار هم قرار داده که زیرساخت معناداری ندارند و ارتباط قابلتوجهی با هم ندارند. حاصل، اغلب شبیه رمانی نوجوانانه و ضعیف است که از رخدادهای تصادفی تشکیل شدهاند و قرار است جلوهای عمیق داشته باشند اما چنین نیست.
امتیازی که فیلم دریافت میکند—موسیقی اغراقشده و پرطنینش با قطعاتی که نوید وقوع اتفاق مهمی را میدهند اما هیچگاه به آن نمیانجامد—بیننده را مرتباً مأیوس و بیتأثیر رها میکند. بعلاوه چند سکانس کاملاً عجیب و بیتأویل در فیلم هست، مثل وقتی که مادربزرگ پس از شنا از آب بیرون میآید و بیهیچ توضیحی برهنه در جنگل راه میرود. اگرچه من نسخهٔ اصلی رمان را نخواندهام، مراجعی که دیدهام اشاره کردهاند که لحن ظریف، ظریفنگر و مراقبهای رمان احتمالاً مناسب تبدیل مستقیم به فیلم نبوده است—و بر اساس محصول نهایی، این ارزیابی کاملاً درست بهنظر میرسد. «کتاب تابستان» بیشتر شبیه تلاشی است که در انتقال داستان از صفحه به پرده شکست خورده؛ شاید برای کسانی که رمان را خوانده و دوست دارند جذابیتهایی داشته باشد، اما برای تماشاگران ناآشنا غالباً رضایتبخش نیست و با صداقت اغراقآمیز، رخدادهای مرموز و تأکیدهای ملودراماتیکشان مخاطب را سردرگم و خفه میکند. در واقع این تابستانی است که بسیاری از ما احتمالاً بیصبرانه منتظر پایانش خواهیم بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران