«هر مردی، گمان میکنم، که مانند من بر این باور باشد که نژاد بشر اشتباهی وحشتناک است.»
فیلم Canyon Passage را ژاک تورنر کارگردانی کرده و ارنست پاسکال فیلمنامه را از رمان ارنست هیکاکس اقتباس کرده است. در این فیلم دانا اندروز، برایان دانلوی، وارد باند، سوزان هیوِرد، لوید بریجس و پاتریشیا روک ایفای نقش میکنند؛ هوَگی کارمایکل هم در نقش مکمل حضور دارد و قطعات...
«هر مردی، گمان میکنم، که مانند من بر این باور باشد که نژاد بشر اشتباهی وحشتناک است.»
فیلم Canyon Passage را ژاک تورنر کارگردانی کرده و ارنست پاسکال فیلمنامه را از رمان ارنست هیکاکس اقتباس کرده است. در این فیلم دانا اندروز، برایان دانلوی، وارد باند، سوزان هیوِرد، لوید بریجس و پاتریشیا روک ایفای نقش میکنند؛ هوَگی کارمایکل هم در نقش مکمل حضور دارد و قطعات موسیقایی مثل «Ole Buttermilk Sky» (نامزد اسکار) را اجرا کرده است. موسیقی اثر از فرانک اسکینر و فیلمبرداری از ادوارد کرونیاگر است.
تورنر که بیشتر به آثار سیاهوسفید شِهرت دارد، این بار در فضایی تماماً تکنیکالر و با مناظری وسترن کار کرده است؛ نتیجه تصویری خیرهکننده و در عین حال پرتنش از نظر مضمون است. داستان حول لاگان استوارت (اندروز) میگردد؛ یک پیشاهنگ سابق که حالا صاحب فروشگاه و حملونقل بار در شهر جکسونویلِ اورگن شده است. در همین شهر دختری که او برایش ابراز علاقه میکند—کارولین مارش (پاتریشیا روک)—زندگی میکند و دوستش، جورج کامروس (برایان دانلوی)، قصد ازدواج با لوسی اوورمایر (سوزان هیوِرد) را دارد. اما مشکلاتی در راه است: جورج گرفتار قماربازی جدیای است که آرامش این شهر کوچک را به هم میریزد؛ عشقها تحت فشار قرار میگیرند و بر اوضاع، تنش میان سفیدپوستان و بومیان افزوده میشود، وقتی هانی براگ (وارد باند) دختری بومی را بیرحمانه میکشد و موج خشونت و انتقام را برمیانگیزد.
نخستین نکته چشمگیر در Canyon Passage خودِ شهر جکسونویل است؛ شهری وسترن اما بسیار متفاوت از آنچه معمولاً میبینیم. این شهر در درهای شیبدار ساخته شده که به احساس نامتعادل و تنشِ نهفته در فیلم میافزاید؛ فضای سبز و گلهای قرمز حالوهوایی دلپذیر و هماهنگ پدید میآورند که بیننده را از روایتِ زیرجوشانِ فیلم منحرف میکند. تورنر از این تضاد لذت میبرد: او نه تنها تصویری زیبا میسازد که بهظاهر نشاندهنده رفاه است، بلکه با نماها و قابسازیهای مختلف، داستان و شخصیتها را بهخوبی جان میبخشد. این فیلمی است که تماشای دوبارهآن پاداش میدهد؛ در هر بار مشاهده جنبهای تازه و حرکتی خاص از کارگردانی تورنر را میتوان کشف کرد. مجموعهٔ شخصیتها متنوع و معنادارند و بازی یکدست و قوی بازیگران نیز گواهِ تواناییِ کارگردانِ پاریسی است.
احساس میکنم اگر این فیلم ساختهٔ جان فورد بود، شناختهتر و ارجگذاریشدهتر میشد؛ زیرا تا کنون نسبتاً مغفول و دستکمگرفته شده است، هرچند در دهههای اخیر از سوی برخی فیلمسازان و منتقدان مطرح تحسین شده است. عکاسی تکنیکالر کرونیاگر غنی و نافذ است و او و تورنر از نماهای طبیعی مثل دریاچه دایموند و جنگل ملی آمپکوا بهخوبی برای گسترش فضای روایی بهره بردهاند. موسیقی اسکینر عالی است و همکاری موسیقایی کارمایکل هم (با حضورِ موزیکالِ کمی ترسناک) به فضای فیلم میافزاید. طراحی لباس نیز قابلتوجه است. با وجود زیرپلاتهای دقیق و لذتهای بصری فیلم، Canyon Passage تماشایی است—بهویژه برای دوستداران و پیروان تورنر و ژانر وسترن—و هر بار تماشا پاداش بیشتری میدهد اگر چشم و گوشتان بیدار باشد.
نمرهٔ نقد: 9/10
«طلا فقط سنگریزهٔ زرد است!» این فلسفهٔ مرد مرزی و کارآفرینی بهنام لاگان (دانا اندروز) است که تلاش میکند در دل جنگلهای اورگن کسبوکار حملونقل موفقی راه بیندازد. به کمک عقلانیِ کلنچفیلد (هالیول هابز) که حضورش ضروری است، او در برابر آدمهایی مثل براگ (وارد باند) که میخواهند او را زمین بزنند میایستد. در جنبهٔ عاشقانه هم لاگان مردد است: لوسی (سوزان هیوِرد) با بهترین دوستش جورج (برایان دانلوی) ازدواج کرده و کارولین (پاتریشیا روک) نیز فردی جوانتر است که کششهایی بین او و لاگان وجود دارد.
وقایع وقتی واقعاً داغ میشوند که جورج متهم به قتل میشود و سپس براگ موفق میشود جمعیت بومی محلی را—که از نفوذ و سکونت مهاجران و کلبههایشان ناراحتاند—عصبی کند؛ این تنش به حملاتی منجر میشود که آتش و مرگ و ویرانی را در منطقه پخش میکند. با حکمفرما شدن هرجومرج، شاید وقت آن رسیده باشد که لاگان در نقشههایش تجدیدنظر کند. از نظر روایی خود داستان چندان نوآورانه نیست و اندروز شاید بهعنوان نقش اصلی چهرهٔ فوقالعادهٔ کاریزماتیکی نباشد، اما از نظر بصری فیلم چشمنواز است. برای شروع، شهری بهمعنای متداول وجود ندارد—بیشتر مجموعهای از کلبههای ابتدایی میان چشماندازهای کوهستانیِ دستنخورده که تصویری قانعکنندهتر از زندگی پیشروان ارائه میدهد. حتی لاگان نسبتاً متمول نیز از همان زمینها و جویبارها و همان جامعهای تغذیه میکند که کشاورزان معیشتی برای پاککردن سنگها از زمینهایشان تلاش میکنند. شخصیتی مثل اندی دیواین معمولاً برایم جذاب است و اگرچه شاید در بخش کوتاه آوازخوانیاش اینجا ضرورتی نداشت، او در نقش مکملی محکم بازی میکند؛ شخصیتهایی خَستگیناپذیر و عملی که روحیهٔ آمریکا در قرن نوزدهم را نمایندگی میکنند. همچنین هوَگی کارمایکل نقش مردِ آوارهای شبیه «ویل اسکلت» روزگارِ جدید را دارد که با یُکولِه در دست مردم را دلگرم میکند. نکتهٔ دیگری که اینجا بهتر کار میکند، نمایش بومیان است؛ خبری از تصورات پیشپاافتاده مثل سِکِلوپینگ یا کلاههای پوشالی و وینچسترها نیست، بلکه جامعهای را میبینیم که واقعاً از آمدنِ این تازهواردان و صاحبشدنِ هرچه میدیدند احساس تهدید میکرد—و تلاشی ناکافی برای جبران با سبدی از سیبها. هیچ چیز دربارهٔ سرانجام این ماجرا قطعی نیست و من احساس میکنم مطابقِ تاریخ، این قسمت از گسترشِ سرزمین بهطور اجتنابناپذیری به مرحلهٔ بعدی منتهی میشود.
این فیلم روح داستانسرایی شاعرانهٔ ارنست هیکاکس را با شخصیتپردازیِ توسعهیافته و فیلمبرداریِ استثنایی در لوکیشنهای طبیعی بهخوبی منتقل میکند. اندروز در نقش تاجر جاهطلبی بازی میکند که برنامههایش با دلسوزیاش نسبت به مردان مصیبتدیده مختل میشود. هیوِرد در نقش علاقهٔ احتمالیِ او و پاتریشیا روک نیز حضور دارد، در حالی که دانلوی نقش قمارباز بدهکاری را بازی میکند که چشم طمع به هیوِرد دارد.
چند شخصیت دیگر هم بهخوبی جان گرفتهاند: فردی نیرومند و خلافکار (وارد باند)، منستریلگی مبهوت (هوَگی کارمایکل)، قماربازی بدبین (اَنسلو استیونز)، جوانی تندخو (لوید بریجس) و کشاورزی خوشمشرب (اندی دیواین).
فیلم بخشهایی از تاریخ را هم وارد قصه کرده است، مانند جنگهای رودخانه روگ که شامل قیام بومیان بود؛ همچنین لازم به اشاره است که جکسونویل، اورگن، بهعنوان اردوگاهِ استخراج طلا حدود سال 1852 تأسیس شد و استفاده از کیسههای گردوخاکِ طلا برای خرید اقلام امری متداول بود. بومیان در این فیلم بهخوبی و بدون تصنع نمایش داده شدهاند.
مدت زمان: 1 ساعت و 31 دقیقه. بخشهایی از فیلم پیرامون دریاچهٔ دایموند در جنوبغربی اورگن فیلمبرداری شده است؛ کوههای غالب در پسزمینه غالباً Mt. Thielston (نوکتیز، در شرق دریاچه) و Mt. Bailey (در غرب دریاچه) هستند. برخی صحنهها در پارک ملی Crater Lake و برخی در استودیوهای یونیورسال فیلمبرداری شدهاند.
امتياز: B+
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران