گریس، که هم نویسنده است و هم مادری جوان، کمکم دارد عقلش را از دست میدهد. در خانهای قدیمی در مونتانا حبس شده و رفتارهای او روز به روز آشفتهتر و غیرقابل پیشبینیتر میشود و همراهش، جکسون را بیشتر نگران و درمانده میکند.
گریس، که هم نویسنده است و هم مادری جوان، کمکم دارد عقلش را از دست میدهد. در خانهای قدیمی در مونتانا حبس شده و رفتارهای او روز به روز آشفتهتر و غیرقابل پیشبینیتر میشود و همراهش، جکسون را بیشتر نگران و درمانده میکند.
نامزد دریافت ۱ جایزهٔ BAFTA — ۴ جایزه و مجموعاً ۴۲ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان5209
«گریس» (جنیفر لارنس) و دوستپسرش «جکسون» (رابرت پاتینسون) به خانهای دورافتاده در مونتانا میروند که قبلاً متعلق به عموی او بوده است. گریس چندان شیفتهٔ آنجا نیست اما آنقدر عاشقاند که بهسرعت رابطهٔ جنسی و بچهدار شدن برایشان در اولویت قرار میگیرد. با این حال، وقتی مادر شدن فرا میرسد، گریس تأثیر کامل گوشهگیری آنها را حس میکند. جکسون اغلب سر کار و دور از...
«گریس» (جنیفر لارنس) و دوستپسرش «جکسون» (رابرت پاتینسون) به خانهای دورافتاده در مونتانا میروند که قبلاً متعلق به عموی او بوده است. گریس چندان شیفتهٔ آنجا نیست اما آنقدر عاشقاند که بهسرعت رابطهٔ جنسی و بچهدار شدن برایشان در اولویت قرار میگیرد. با این حال، وقتی مادر شدن فرا میرسد، گریس تأثیر کامل گوشهگیری آنها را حس میکند. جکسون اغلب سر کار و دور از خانه است و او از تنهایی کلافه شده و به همسایهٔ زننده و موتورسوارشان «کارل» (لیکیت استنفیلد) توجه پیدا میکند. پس از تولد بچه، ظاهراً نوعی تروما یا مشکل پس از زایمان بروز میکند و نه جکسون و نه مادرش «پم» (سیسی اسپیسک) که تجربههای دشواری با شوهر متوفیاش (نیک نولت) داشته، نمیتوانند رفتارهای نامنظم و اغلب وسواسگونهٔ جنسی او را کنترل کنند. وضع را اینکه جکسون دیگر علاقهای به جنبهٔ جنسی رابطهشان ندارد، بدتر میکند و شکافی آهسته اما قطعی بینِ آنها شکل میگیرد. آیا هنوز چیزی برای نجات هست؟ آیا آنها اهمیت میدهند؟ آیا ما اهمیت میدهیم؟ فیلم با بازی قابلتوجه و بیپردهٔ لارنس پیش میرود؛ او سردرگمی، کسالت، شهوت و تمایل را بسیار مؤثر نشان میدهد، در حالی که حضورِ کمحجمِ اسپیسک این ابعاد را شدیدتر جلوه میدهد. پاتینسون اما در اینجا چوبگونه به نظر میرسد؛ نمیتوانم تصمیم بگیرم که آیا او بهخاطر نبودِ کاریزما عمداً در این نقش انتخاب شده تا فیلم صرفاً دربارهٔ گریس باشد، یا قرار بوده وزن بیشتری به نقش او داده شود اما بازی خوب از کار درنیامده است. فیلم به نشانههایی از بیماری روانی اشاره میکند، اما زمینه یا توضیح علمی کمی هست تا بفهمیم او واقعاً بیمار است یا صرفاً دنبال جلب توجه؟ اگر مورد دوم باشد، چه چیزی رابطهشان را خراب کرده؟ فیلمی مبهم است؛ ظاهراً عمداً، با برخی خطوط داستانی واضح، برخی محو و برخی کاملاً حذفشده — اما هرچه داستان جلو میرود، این ابهام احساسی برای من کمفایده و بیهدف جلوه کرد. شاید در یک موج فکری متفاوت بودم، اما واقعاً از این داستان نسبتاً بیروح چیزی نصیبم نشد. متأسفم.
«Die My Love» شدید، درهم و عجیباً زیباست. فیلم عمیقاً به فروپاشی شخصیتهایش میپردازد بدون اینکه احساس تصنعی داشته باشد و بازیها واقعاً آشوب را بر دوش میکشند. تماشای آن همیشه آسان نیست، اما در ذهن میماند. درام جسورانه و خشنی که در بیشتر موارد به هدف میزند.
افسردگی پس از زایمان موضوعی است که، بهطور قابلبحثی، بیرون از بستر بالینی به اندازهٔ کافی مورد توجه قرار نمیگیرد. به همین دلیل تا حدی عجیب است که این موضوع در یک اثر سرگرمی بررسی شده؛ متأسفانه اما کارگردان لین رمزی آن را آنطور که باید و شاید با تدبّر یا اثربخشی منتقل نکرده است. وقتی جکسون (رابرت پاتینسون) و دخترش گریس (جنیفر لارنس) به خانهای روستایی در مونتانا نقل مکان میکنند، زندگیشان ظاهراً آرمانی است و خیلی زود صاحب پسری میشوند؛ رویدادی که نظریهاش شادمانه است اما متأسفانه آغاز مشکلات در رابطهشان نیز میشود. هرچند گریس به نظر پسرش را دوست دارد، همزمان از زندگیِ مادر خانهدار خود ناخشنود میشود، بهویژه از کاهش میل جنسی بین آنها. رفتارهایش نامنظم، غیرقابلپیشبینی و گاهی خصمانه نسبت به جکسون و دیگران میشود و حتی دست به خودآسیبرسانی میزند. اما پشت این تغییرات چیست؟ انگار نوعی جنون کمکم او را احاطه کرده و مشخص نیست چه باید کرد. این وضعیتها گاهی با تغییرات خلقی پس از زایمان همراهاند، اما در این داستان ابراز این حالات آنقدر از ریل خارج میشود که پیگیری و فهمِ فیلم دشوار میگردد؛ روایت سرگردان میشود و هر سکانس از اعتبار فیلم کم میکند. علاوه بر این، گنجاندن حوادث عجیب و بهظاهر نامرتبط و بازی اغراقشدهٔ بازیگران، تماشای فیلم را خستهکننده میکند؛ گویی موضوع محوری به پسزمینه رانده شده است. این پروژه هدر دادنِ بیپرواِ استعداد بازیگرانِش را نشان میدهد؛ جدا از پاتینسون و نامزد گلدن گلوب لارنس، فیلم استعدادهای نقشهای مکمل مانند سیسی اسپیسک، لیکیت استنفیلد و نیک نولت را بیثمر مصرف میکند. مشخص نیست سازنده میخواسته به چه چیزی برسد و بیننده را در شک میگذارد که آیا در حال تماشای رویدادهای واقعی است یا ساختهٔ ذهن شخصیتها (یا ترکیبی غیرقابلتشخیص از هر دو). از این حیث، فیلم یادآور آشفتگیِ روایی دیگری در یکی از آثار لارنس، «Mother!» (۲۰۱۷)، است؛ کاش از آن تجربه درس میگرفت. افزون بر این، فیلم حاوی میزان قابلتوجهی برهنگیِ اضافی است—چیزی که معمولاً دربارهاش سختگیر نیستم، اما در این اثر مخصوصاً در نمایشهای مکرر و نسبتاً گرافیکی خودارضایی، خارج از حد میشود. بدون شک، «Die My Love» ناامیدی بزرگی است که باید تقریباً همهٔ دستاندرکاران آن را ناامید کند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران