[چند ثانیه خیره میماند... آه میکشد... طولانیتر نگاه میکند، کمر به جلو خمیده... با انگشتان پل بینیاش را نگه میدارد و آهِ سنگینتری میکشد]
این جریان اجتماعی-سیاسی اصلاً راه درستی نیست. نمایش اجباری روابط همجنسگرا اصلاً جذاب نیست. عاشقانههای همجنسگرا وقتی مخاطب اکثراً همجنسگرا نباشد، خوب جواب نمیدهد؛ که اتفاقاً در این کشور تقریباً ۹۸٪ مخاطب غیرهمجنسگرا هستند، آمریکا.
خلاصه داستان: یک الف زن که قبلاً برده...
[چند ثانیه خیره میماند... آه میکشد... طولانیتر نگاه میکند، کمر به جلو خمیده... با انگشتان پل بینیاش را نگه میدارد و آهِ سنگینتری میکشد]
این جریان اجتماعی-سیاسی اصلاً راه درستی نیست. نمایش اجباری روابط همجنسگرا اصلاً جذاب نیست. عاشقانههای همجنسگرا وقتی مخاطب اکثراً همجنسگرا نباشد، خوب جواب نمیدهد؛ که اتفاقاً در این کشور تقریباً ۹۸٪ مخاطب غیرهمجنسگرا هستند، آمریکا.
خلاصه داستان: یک الف زن که قبلاً برده بوده از سوی دوستدختر سابقِ انسانِ همجنسگرایش درخواست کمک میپذیرد. الف زن همجنسگرا و شریک مردِ انسانی همجنسگرایش با هم همکاری میکنند تا به دوستدختر سابقِ او و شریک کوتولهاش کمک کنند تا یک مکگافین را بدزدند.
توضیح: (من شوخی نمیکنم؛ این، داستانِ واقعی است.)
دزدی که قرار است انجام شود باعث بازگشت الف زن همجنسگرا به شهری میشود که در آن بهعنوان برده زندگی کرده است. در جریان کار مجبور میشود با صاحب قبلیاش روبهرو شود؛ کسی که او را از کودکی با خود بزرگ کرده و او را بخشی از خانوادهاش میداند، هرچند او در تمام سریال حتی برای یک لحظه احساس مشابهی نداشته است. طبیعتاً باید با هم درگیر شوند چون نقشه دزدی خراب میشود و صاحب قبلی اتفاقاً صاحب مکگافین هم هست. دوستدختر سابقِ انسانش اسیر میشود و آنها مجبور میشوند او را نجات دهند. همهٔ اینها اتفاق میافتد حتی پس از آنکه صاحب قبلی بهخاطر رابطهٔ خانوادگی که (از دید من احمقانه) با او دارد، جان الف زن همجنسگرا را نجات میدهد، با وجود اینکه او خودبزرگبین، خودمحور، قاتل و ترسوست.
پس بیایید داستان را روشن کنیم: آنها برای پول سعی میکنند از صاحب قبلی دزدی کنند. نقشه خراب میشود. زن الف تقریباً جانش را از دست میدهد. دوستدختر سابقِ انسان اسیر میشود. صاحب قبلی بهخاطر احساسات گمراهانهاش جانِ دزدِ زن الف را نجات میدهد. حالا او بدِ داستان است چون میخواهد از جادویِ خاصی — که در آن مهارت دارد — برای زنده کردن برادرِ واقعیِ او که زن الف قبلاً کشته بود استفاده کند تا همه با هم بر سرزمین حکومت کنند. او فکر میکند این حق اوست، وقتی ثابت کند در جادو مهارت دارد.
مسئله این نیست که داستانهای بد وجود ندارند؛ مشکل نویسندههای بد است. و وقتی هالیوود (یا همان مسئولان اجرایی) مرزهایی دورِ داستان میکشد، بهویژه مرزهایی که با اکثریت مخاطبان مشترک نیست، همهٔ آنچه نمایش باید انجام دهد — سرگرم کردن — را نابود میکند. هیچ مقدار جلوهٔ ویژه یا صحنهٔ اکشن انیمیشنی هم این را جبران نمیکند.
من این سریال را تمام نکردم؛ لازم نبود. وقتی زن الف پیشنهاد «برگشتن به خانه» برادرِ «نمایشی»اش را رد کرد — اینکه در کنار او باشد وقتی برادر واقعیاش زنده شود و دوستدخترش آزاد شود — علاقهام را از دست دادم. دشمنیِ او شکلدهندهٔ رفتارهای بعدیاش شد و بهنظر من او را به یک شخصیت منفی تبدیل کرد. یعنی صاحب قبلی عملاً فرصتی برای انجام کار واقعاً شرورانه نداشته (حتی در فلاشبکها)، و زن الف پیشاپیش با قضاوت بد و رفتار خودخواهانهاش او را محکوم میکند. او دوستدختر انسانِ زن الف را در قفس نگه میدارد، اما این تنها پس از آن است که آنها تلاش میکنند و در دزدی از او شکست میخورند! نگه داشتن زنِ انسان در قفس در این جهان، حقِ صاحب آن است.
اگر در خانه کودک زیر ۱۶ سال دارید، این سریال را قفل کنید. هیچ درس اخلاقیای در اینجا نیست. قهرمان واقعی وجود ندارد. ۲.۵/۱۰ برای انیمیشن.
باب
---
این نقد مربوط به فصل اول است.
1. فیلمنامه در بهترین حالت متوسط و در بدترین حالت ضعیف است.
2. دوبله خوب است.
3. انیمیشن زیباست.
4. کویدیون بهترین همراه است. خیلی بانشاط و بامزه است!
نتیجهگیری من: معمولی است... ولی برای دیدن کویدیون در فصل دوم برمیگردم.
نوشته و قصهپردازی بهتر را در آثار دیگری دیدهام مثل The Dragon Prince (سه فصل اول)، و Arcane (که استاندارد من برای انیمیشنهای مناسب بزرگسالان شد)، و نمونههایی برابر یا ضعیفتر مثل Cyberpunk: Edgerunners.
اینجا به نظر میرسد نویسندگان گاهی چیزهایی را نوشتهاند و بعد در جاهای دیگر هوش شخصیتها را نوسان میدهند؛ ثبات در رفتار شخصیتها کم است. از نحوهٔ اجرای چرخش داستانی (twist) هم خوشم نیامد؛ احساس میکنم میشد بهتر کار شود.
کمی جدیتر و خارج از فهرست نکات: بخش زیر پاسخ است به نقد دیگری که دیدم و میخواستم نکات داستان را بهصورت روشن توضیح بدهم. (هشدار: اسپویلر!)
- «اگر در خانه کودک زیر ۱۶ سال دارید این سریال را قفل کنید.» این سریال در سایتها با رتبهٔ TV‑MA و در نتفلیکس با ردهٔ ۱۶+ نشان داده شده است. این رتبهها یعنی این اثر برای بزرگسالان ساخته شده است. والدینی که اجازه میدهند کودکشان محتوای مخصوص بزرگسالان را ببیند، مسئولیتپذیر نیستند.
- بهعنوان کسی که آمریکایی نیست، استفاده از آمار جمعیتی به این شکل را توجیهناپذیر میبینم: حرف زدن از «۹۸٪» و «۲٪» طوری مطرح شده که انگار قرار است نسبت به دیگران هیچ همدلیای وجود نداشته باشد. ۲٪ از جمعیت آمریکا تقریباً ۷ میلیون نفر میشوند؛ نباید فرض کنیم افراد وجود ندارند.
- هرچند در این فصل شخصیتهای همجنسگرا حضور دارند، داستان همجنسگرایی را بهعنوان یک مسئله سیاسی یا جنجالی نشان نمیدهد؛ در این جهان برای کسی مهم نیست که شخصیت اصلی لزبین است یا دوست شخصیت دیگر همجنسگراست. هیچ بحث سیاسی دربارهٔ سرنوشت یا آزار همجنسگرایان مطرح نیست؛ با این حال برخی از نقدها تنها به حضور همجنسگراها اعتراض دارند؛ یعنی مشکل صرفاً وجود آنهاست. نتیجه اینکه دو قهرمان همجنسگرا هستند، یک شخصیت که از قهرمان به ضدقهرمان تبدیل میشود هم همجنسگراست و یک شخصیت احتمالاً دوجنسگراست.
- قهرمان لزبینِ الف از «برادر» انسانیاش متنفر است چون او و برادر دوقلوی واقعیاش بردهٔ خانوادهٔ او بودهاند، از کودکی مورد آزار قرار گرفته و برای محافظ او و قاتل تربیت شدهاند. زندگیاش زیر دست آن خانواده منجر به مرگ برادر دوقلویش شد؛ موقعیتی که خودِ او مجبور شد برای نجات جانِ پسرِ صاحبش، برادرش را بکشد—موردی که بهلحاظ داستانی با جادو و تسخیر و فداکاری مرتبط است. پس منطقی است که او نخواهد با آن «خانواده» و پیشنهاد بازگشت ارتباط برقرار کند، حتی اگر بازگرداندن برادر واقعیاش هم مطرح باشد—بهویژه وقتی بازگرداندن او با جادوهای خونین و پیامدهای وحشتناک همراه است.
- شخصیت انسانیِ ظاهراً غیرهمجنسگرا از همان ابتدا بیپروا، گوشنشدنی و آمادهٔ بهخطر انداختن دیگران بهخاطر تکبر خود نشان داده میشود و رفتارش هرچه بیشتر با او آشنا میشویم بدتر میشود. او حاضر است از جادوی ممنوعهای استفاده کند که کنترلش از دستش خارج است تا «برادرِ» بهاصطلاحش را زنده کند. او حتی حاضر است دوستدخترِ «خواهر» را بهعنوان مجازات بکشد اگر او به بازگشت تن ندهد. پس شرارتِ واقعی در رفتار او آشکار است—نه بهخاطر اینکه همجنسگراست، بلکه بهخاطر تصمیمها و کنشهایش.
نویسندگیِ بد، بد است؛ حضور شخصیتهای متنوع یا LGBTQIA+ خودبهخود نشانهٔ بد بودن اثر نیست و نمیتواند کمبودهای فیلمنامه را پوشش دهد. هیچ مقدارِ «تیکِ باکس» یا کلمهبازیِ سهمیهای این را تغییر نمیدهد؛ آثار ضعیف بدون این تیکها هم وجود دارند.
اگر نقد آشکاراً نادرست و همجنسستیزانهای اجازهٔ انتشار داشته باشد، منطقی است که نقد من هم منتشر شود. ممنون.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران