فیلم داستان ستوان بیل را روایت می کند، کسی که بی رحمی اش موجب سوء قصد به کشتی اش می شود. داستان فلچر کریستین را که تلاش می کند افرادش را از مجازات بریتانیا در امان نگاه دارد و سفر حماسی ستوان بیل را تعقیب می کند…
فیلم داستان ستوان بیل را روایت می کند، کسی که بی رحمی اش موجب سوء قصد به کشتی اش می شود. داستان فلچر کریستین را که تلاش می کند افرادش را از مجازات بریتانیا در امان نگاه دارد و سفر حماسی ستوان بیل را تعقیب می کند…
وقتی نسخه قاطع و تعیینکنندهای از یک داستان روی پرده سینما از قبل وجود داشته باشد (۱۹۳۵)، بازسازی موفق آن همیشه دشوار است. انصاف را اگر در مورد راجر دانلدسون رعایت کنیم، او تقریباً به این هدف نزدیک شده — و خیلی بهتر از نسخه ۱۹۶۲ — با این روایت خوشبازیگران از قصهای دربارهٔ شورش و بربریت. ماجرا بهصورت بازخوانی روایت میشود، در حالی که...
وقتی نسخه قاطع و تعیینکنندهای از یک داستان روی پرده سینما از قبل وجود داشته باشد (۱۹۳۵)، بازسازی موفق آن همیشه دشوار است. انصاف را اگر در مورد راجر دانلدسون رعایت کنیم، او تقریباً به این هدف نزدیک شده — و خیلی بهتر از نسخه ۱۹۶۲ — با این روایت خوشبازیگران از قصهای دربارهٔ شورش و بربریت. ماجرا بهصورت بازخوانی روایت میشود، در حالی که لرد هود (لرد الیویه) تحقیقی دربارهٔ آنچه بر عرشهٔ کشتی ناموفق اتفاق افتاده، انجام میدهد. آنتونی هاپکینز نقش افسر منضبط، لِیوتِنِنت بلی، فرماندهٔ کشتی پرستارهٔ «HMS Bounty» را بازی میکند؛ کشتیای که مأموریت داشت به تاهیتی برود و درختان بریدفروت را برای تغذیهٔ بردگان مستعمرات غرب هند بهدست آورد. نفر دوم فرمانده، فلچر کریستین است — مردی بیملاحظه اما نسبتاً منصف — که مل گیبسون آن را بهخوبی ایفا کرده است. در جریان پیشروی داستان، فیلم بهتدریج سمیشدنِ آن رابطه را نشان میدهد، زمانی که فرماندهٔ سابق خدمه را عملاً بدون انسانیت رفتار میکند. پس از فراز و نشیبهای فراوان، رابطهشان تقریباً از هم میپاشد وقتی به مقصد میرسند و دست نوشتهٔ سرنوشت برای بلی مشخص میشود. برخلاف دیگر فیلمهای «بونتی»، این نسخه وقت بیشتری را به نمایش سفر حماسی و خطرناک با قایق کوچک میپردازد — دریاهای طوفانی، آدمخواری، کمبودها — و هاپکینز این بخشها را واقعاً خوب نگه میدارد. ممکن است این مرد فردی بیرحم بوده باشد، اما ملوان قابلی هم بود. فیلمبرداری درخشان است، موسیقی ونجلیس آن را خوب تکمیل میکند و اقتباس رابرت بولت دیالوگها را تنگ و اثرگذار نگه میدارد — بهویژه برای هاپکینز. شاید به پای لاوتون و گیبل نرسد، اما...
واقعگرایانهترین و دقیقترین نسخهٔ شورش مشهور
نسخهٔ سیاهوسفید ۱۹۳۵ «Mutiny on the Bounty» در زمان خود اسکار بهترین فیلم را برد، اما برای بینندگان امروزی احتمالاً قدیمی و غیرواقعی بهنظر میرسد. بازسازی مارلون براندو در ۱۹۶۲ حماسیتر و جذابتر است. اما نسخهٔ مل گیبسون در ۱۹۸۴، با عنوان سادهٔ «The Bounty»، واقعگراترین و دقیقترین بازنمایی سینمایی این شورش مشهور است.
داستان شورشِ بونتی اینقدر جذاب است چون واقعی است (اسپویلر): ویلیام بلی، بهعنوان ناخدای موقت، در دسامبر ۱۷۸۷ مأموریت داشت گیاهان بریدفروت را از تاهیتی به جامائیکا ببرد. بلی قصد داشت مأموریت را با دور زدن کرهٔ زمین انجام دهد، اما او و خدمه نتوانستند دماغهٔ هورن در آمریکای جنوبی را دور بزنند و مجبور شدند از مسیر طولانی اطراف آفریقا بروند. بنابراین رسیدن به تاهیتی ۱۰ ماه طول کشید و بهخاطر دورهٔ «خواب» گیاه بریدفروت مجبور شدند پنج ماه دیگر هم در تاهیتی بمانند. بومیان دوستانه و زنان زیبا بودند؛ تعجبی ندارد که خدمه تحت تأثیر جاذبهٔ بهشت پولینزی قرار گرفتند. اما پس از پنج ماه باید مأموریت را ادامه میدادند و به نظم نیروی دریایی و انگلستان بازمیگشتند. سهونیم هفته بعد، در ۲۸ آوریل ۱۷۸۹، فلچر کنترل کشتی را با ۱۸ شورشی دیگر بهدست گرفت. بیستودو نفر به بلی وفادار ماندند و دو نفر بیطرف بودند. کریستین بلی و ۱۸ وفادار را در قایق ناوبری کشتی رها کرد و سپس به تاهیتی برگشت، ۱۶ مرد را پیاده کرد، اما ۶ مرد تاهیتی و ۱۱ زن بومی — از جمله مایمیتی — را سوار کرد. فلچر سپس با هشت شورشی و تاهیتیها راهی فرار از نیروی دریایی سلطنتی شد و در نهایت در جزیرهٔ پیتکِرن که از مسیرهای مرسوم دور و روی نقشههای سلطنتی گمشده بود، ساکن شد؛ جایی که بهنظر مکان مناسبی برای پنهانشدن و گذراندنِ باقی عمر میرسید.
همانطور که گفتم، این واقعگراترین نسخه است. همچنین حسِ واقعیت قویتری منتقل میکند — نه اینکه نسخهٔ ۶۲ غیرقابلباور باشد، اما نسخهٔ ۸۴ بیننده را کاملاً وارد رویدادهای واقعی میکند، گویی فیلم شما را به گذشته میبرد و آن وقایع را نشان میدهد.
این نسخه تصویر متعادلی از کاپیتان بدنام بلی ارائه میدهد و آنتونی هاپکینز در این نقش بسیار موفق است. فیلم تأکید میکند که او در این ماجرا تبرئه شد، اما در عین حال به اشکالات شخصیتیاش اشاره میکند که نهایتاً شورش را برانگیخت. در واقعیت بلی خشم تندی داشت و به زیردستانش توهینآمیز و آزارگر بود. در هر دو نسخهٔ دیگر هم رویدادی را میبینیم که واقعاً رخ داده بود: دو قلمموی روغنی (یا دو شیء باارزش) در کشتی ناپدید شدند و بلی بهنادرستی اعضایی از خدمه را متهم و مجازات کرد در حالی که خودش آنها را دزدیده بود!
شاید بزرگترین ضعف بلی این بود که توانایی جلب وفاداری دیگران را نداشت؛ بهگزارشها او در جایگاه قدرت آدم سختی برای بودن بود. اینکه علیرغم تبرئه در پروندهٔ بونتی، بعدها در نیو ساوت ولز استرالیا شورش دیگری را برانگیخت هم مؤید همین نکته است.
با وجود همهٔ اینها، بلی بدون تردید ملوان و ناوبری درخشان بود. فیلم این را در مسیر سفرِ ۳۶۰۰ مایلیِ قایق کوچکِ رهاشده با ۱۸ وفادار نشان میدهد: پس از ناموفقبودنِ توقف در جزایر نزدیک بهخاطر رفتار نامهربان بومیان، بلی قایق کوچک را در طول ۴۷ روز و با تدارکات اندک تا تیمور هدایت میکند. او نقشهٔ دریایی یا قطبنما نداشت؛ تنها ابزارش یک سکستانت و یک ساعت جیبی بود. اگرچه تمام وفادارانِ همراه در این سفر باورنکردنی زنده ماندند، پنج نفر بعدها بهدلیل بیماریهایی که در طول سفر گرفتند فوت کردند. نسخهٔ ۶۲ بهسختی به این واقعه معجزهآسا میپردازد اما «The Bounty» چندین صحنه را به آن اختصاص میدهد.
موسیقی ونجلیس مناسب و در عین حال منحصربهفرد است (پس ممکن است برخی آن را نپسندند). بخش برترِ این قطعه را در تیتراژ پایانی میشنویم. فیلم فلچر، شورشیان و تاهیتیها را نشان میدهد که در پیتکِرن گرفتارند و با اندوه کشتی بونتی را در شعلهها میبینند؛ آنها میدانند دیگر هرگز نمیتوانند به خانه بازگردند. قطعهٔ منحصربهفردِ ونجلیس بر تیتراژ پخش میشود و دقیقاً حالوهوای صحنه را میگیرد. گاهی آن صحنه را فقط برای شنیدن موسیقی تیتراژ پایانی پخش میکنم.
نکاتی که خوب کار نمیکنند: اگرچه گیبسون بهعنوان فلچر کریستین نسبت به مارلون براندو واقعگرایانهتر است — خصوصاً چون گیبسون به سن واقعی کریستین (۲۳–۲۵ سال) نزدیکتر بود و براندو در هنگام فیلمبرداری ۳۶–۳۷ سال داشت — مل گیبسون به سحر و جذبهٔ کاریزماتیکِ براندو نمیرسد.
صحنههای تاهیتی کمی از شور و شوق لازم را ندارند و فیلم در آن بخش تا حدودی کند میشود (که دقیقاً برخلاف نسخهٔ براندو است). شخصاً برایم مشکلساز نیست چون فیلم میکوشد نشان دهد چه عواملی شورشیان را به تصمیم برای بهدستگرفتن کشتی سوق داد، اما برخی بینندگان ممکن است بهویژه کسانی که توجه پراکندهتری دارند این موضوع را مسئله بدانند.
«The Bounty» همچنین تصویری از زندگیِ احتمالی شورشیان و تاهیتیها در پیتکِرن نشان نمیدهد. در مقابل، نسخهٔ ۶۲ چند صحنه را به این بخش اختصاص میدهد. این برای من نکتهٔ منفی نیست، چون نشاندادنِ وقایع بعدی در پیتکِرن میتوانست همان پایان قدرتمند را که پیشتر اشاره شد از بین ببرد.
پس «The Bounty» واقعگراترین و دقیقترین نسخهٔ شورش معروف است، اگرچه نسخهٔ براندو حماسیتر و گیراتر است. توصیه میکنم هر دو نسخه را پشتسرِ هم ببینید؛ کاری که من معمولاً انجام میدهم. هر دو نسخه جزو فیلمهای محبوب من هستند.
مدت زمان: ۲ ساعت و ۱۲ دقیقه. نسخهٔ براندو با اوورتور و انترآکت حدود ۱ ساعت و ۴ دقیقه طولانیتر است.
نمره: A-
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران