"مونتگومری وود" از جنگهای داخلی به زمینهای خانوادگی خود بازمی گردد اما متوجه می شود که آنها کشته شده اند،املاکشان توسط گروهی تبهکار مکزیکی تصاحب شده و نامزدش در حال ازدواج با گنگستری است که پشت همه این اتفاقات است.در راه انتقام او خود را به شکل یک مرد مکزیکی در می آورد و متوجه می شود که یک دختر دارد...
"مونتگومری وود" از جنگهای داخلی به زمینهای خانوادگی خود بازمی گردد اما متوجه می شود که آنها کشته شده اند،املاکشان توسط گروهی تبهکار مکزیکی تصاحب شده و نامزدش در حال ازدواج با گنگستری است که پشت همه این اتفاقات است.در راه انتقام او خود را به شکل یک مرد مکزیکی در می آورد و متوجه می شود که یک دختر دارد...
مردان بیباک!
Il ritorno di Ringo (بازگشت رینگو) را دوچیو تساری کارگردانی کرده و فِرناندو دی لئو در نگارش فیلمنامه با او همکاری دارد. در این فیلم جولیانو جمّا، فرناندو سانچو، هالی هموند، نیوس ناوارو، آنتونیو کاساس، جورج مارتین و مانوئل مونیز بازی میکنند. موسیقی اثر از انیو موریکونه و فیلمبرداری از فرانسیسکو مارین است.
پس از شرکت در جنگ داخلی آمریکا، رینگو (جمّا) به شهر زادگاهش،...
مردان بیباک!
Il ritorno di Ringo (بازگشت رینگو) را دوچیو تساری کارگردانی کرده و فِرناندو دی لئو در نگارش فیلمنامه با او همکاری دارد. در این فیلم جولیانو جمّا، فرناندو سانچو، هالی هموند، نیوس ناوارو، آنتونیو کاساس، جورج مارتین و مانوئل مونیز بازی میکنند. موسیقی اثر از انیو موریکونه و فیلمبرداری از فرانسیسکو مارین است.
پس از شرکت در جنگ داخلی آمریکا، رینگو (جمّا) به شهر زادگاهش، میمبرز، بازمیگردد تا زندگیاش را از سر بگیرد، اما درمییابد که شهر در چنگال دزدانی مکزیکی به سرکردگی برادران پاکو و استبان فوئنتس است و حتی همسرش هلن نیز تحت تسلط آنها قرار دارد.
ورود سگها، گرینگوها و گداها ممنوع.
این فیلم نوعی دنباله یا ادامهٔ غیرمستقیمِ A Pistol for Ringo (۱۹۶۵) است؛ همان سازندگان، بازیگران و لوکیشنها برای داستان و موقعیتهایی متفاوت دوباره گرد هم آمدهاند و نتیجه یکی از بهترین دنبالههای ساختهشده است. فیلم با یک ترانهٔ آغازین خوشصدا شروع میشود و رینگو (که نام رسمیاش مَنتگُمِری براون است) از همان ابتدا با اندکی تیراندازی و معرفی موقعیت وارد داستان میگردد؛ فیلم سریعاً هویتش را بهعنوان قصهای ماتمزدهٔ انتقام و نجات مشخص میکند. تماشاگر بهخوبی در کنار قهرمان قرار میگیرد، آرزو میکند که او زندگیاش را پس بگیرد، عزیزانش را نجات دهد و شهر را از ظلم نژادپرستانهٔ خونین پاک کند. این یک داستان کلاسیک وسترن است که با سبک و ریتمی مناسب و نه شتابزده روایت میشود؛ شخصیتها فرصتی برای نفس کشیدن پیدا میکنند و هر کدام در خدمت مسیر و مقصد نهاییای هستند که تساری ما را به سوی آن میبرد.
«بازگشتهام، پاکو فوئنتس!»
سانچو و مارتین بهطرزی لذتبخش شرور از آب درآمدهاند و نقش قهرمان بر دوش جمّا است که بهخوبی از عهدهاش برمیآید. رینگو شخصیتی محکم و خوب نوشتهشده است؛ جهانش وارونه شده و طوری وانمود شده که انگار مرده است. رینگو مورد ضرب و شتم، چاقوخوردن و آماج آسیبهای عاطفی قرار میگیرد، اما با دل و ذکاوت میجنگد. او در مواجهه با دشواریها واقعاً خونسرد و ماهر است؛ میتواند با یک دست از طناب بالا برود، با همان دست تفنگش را آماده کند و حتی از پشتبامها سقوط آزاد کند تا شلیکهای ماهرانهای انجام دهد. بیاغراق، او قهرمانی ماندگار در وسترنهای اسپَگِتی است. زیبایی طبیعی فیلم در چهرهٔ هالی هموند (بهطرز خیرهکنندهای زیبا) و نیوس ناوارو (بسیار جذاب) جلوهگری میکند؛ این دو با جنبههای زمختتر داستان و کنشهای اخلاقی شخصیتها بهخوبی همپوشانی دارند. سازندگان همچنین از شخصیتهای فرعیِ رنگی و جذابی مثل گلفروشِ کمپ، کلانتر الکلی و زنی روسپی که فال میگیرد، برای پُر کردن فضا استفاده کردهاند.
در جنبهٔ فنی هم کارها بسیار درخشان است. تساری چشم فوقالعادهای برای صحنهها و سکانسهای تأثیرگذار و چشمگیر دارد: رینگو که با قدمی آرام در خیابان قدم میزند و تصویر او از پشت شیشههای رنگی تغییر شکل مییابد؛ نحوهٔ نورپردازی لحظهٔ نخستینِ شناسایی رینگو و هلن؛ شلیک سریع رینگو در حالی که بازویش بانداژ شده؛ موتیفهای استراتژیکی مثل چاقویی که در قلبی کشیدهشده روی درخت پرتاب میشود؛ و البته آن صحنهٔ ماندگار رینگو در قابِ درِ یک خانه در حالی که طوفان غبار دور او میچرخد—صحنهای همزمان ترسناک و هیجانانگیز. بدلکاریها نیز عالیاند؛ در ژانری که اغلب اغراق دارد، دیدنِ سقوطهایی که با باورپذیری اجرا شدهاند لذتبخش است، بهویژه در سهماههٔ پایانی فیلم که اوج هیجان را شاهدیم. این بخشِ پایانی قهرمان را در اوج نمایش میدهد، در حالی که بدنها و ساختمانها زیر بار گلولهها فرونشانده میشوند (تفنگ چندتیرپیچِ معروفِ «باترفلای» را فراموش نکنید!)—پیشدرآمدی اکشنگونه برای پایانبندیای که ما میخواهیم و حتی مطالبه میکنیم.
و بالاخره موریکونه؛ موسیقی او یکی از بهترین آثارش خارج از همکاری با لئونه است. آثاری احساسی و پیچیده که بهنوعی دور شخصیت اصلی میگردند و در سکانسهای مهم درخشان و طنینانداز میشوند، با استفادهٔ هوشمندانه از تمِ جعبهٔ موسیقی که دل را میفشارد. کار موریکونه، روی کیک این وسترن اسپگِتیِ سرشار از خون، هوش و شجاعت، یعنی چیزی که هر علاقهمند به نیمهٔ بهترِ این زیرژانر باید آن را ببیند، آلبالو روی کیک است. امتیاز: 8.5/10.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران