نمیفهمم چرا مردم این فیلم را تحسین میکنند؛ کمی ضعیف است، احتمالاً ضعیفترین بازی گَری اُلدمن تا کنون است و فیلمبرداریش افتضاح است. فیلم «چرچیل» با بازی برایان کاکس در نقش اصلی در پرداخت به این موضوع بسیار برتر است.
همانطور که در بسیاری از فیلمهای زندگینامهای که اخیراً دیدهام اتفاق افتاده، «Darkest Hour» بیشتر بر ارائهی حقایق تمرکز دارد تا درگیر کردن تماشاگر با شخصیتها....
نمیفهمم چرا مردم این فیلم را تحسین میکنند؛ کمی ضعیف است، احتمالاً ضعیفترین بازی گَری اُلدمن تا کنون است و فیلمبرداریش افتضاح است. فیلم «چرچیل» با بازی برایان کاکس در نقش اصلی در پرداخت به این موضوع بسیار برتر است.
همانطور که در بسیاری از فیلمهای زندگینامهای که اخیراً دیدهام اتفاق افتاده، «Darkest Hour» بیشتر بر ارائهی حقایق تمرکز دارد تا درگیر کردن تماشاگر با شخصیتها. ایدهٔ اصلی که بخش زیادی از داستان حول پرسش «آیا باید برای صلح تقاضا کنیم یا مقاومت کنیم؟» میچرخد، جالب است؛ پرسشهایی فلسفی از قبیل «آیا نجات کشورم را تضمین کنم یا ریسک کنم و جهان را نجات دهم؟» و «آیا اصلاً پاسخ درستی برای این سؤال وجود دارد؟ و من کی هستم که چنین تصمیم بزرگی بگیرم؟» مرکز خوبی برای فیلم است. اما هرگز حس نکردم دلیل پاسخهایی که شخصیتها میدهند را میدانم. میفهمم که اینها شخصیتهای تاریخیاند و پاسخهایشان همان چیزی است که واقعی رخ داده، ولی باز هم تنها «چه» را میبینیم و «چرایی» را نه.
با این حال همهٔ این نکات کنار میروند وقتی گَری اُلدمن با تبدیلشدنش که برای اسکار نامزد شد وارد میشود و تماشای فیلم را صددرصد ارزشمند میکند.
امتیاز نهایی: ★★★ — خوشم آمد. شخصاً پیشنهاد میکنم تماشایش کنید.
سال ۱۹۴۰ است و هیتلر در تلاش برای تسلط بر اروپا. فیلم نگاهی جالب به پنج هفتهٔ اول وینستون چرچیل بهعنوان نخستوزیر دارد. بازیها در این فیلم قابلقبولاند؛ بازیگران خوب به شخصیتها عمق و بینش میبخشند. در کل، فیلمی خوب و جذاب است. اجرای گَری اُلدمن در نقش چرچیل بسیار قوی بود و تنها نحوهٔ بیان سخنرانیهای چرچیل تماشای فیلم را ارزشمند میکند.
این فیلم را در جشنوارهٔ بینالمللی فیلم تورنتو (TIFF) روی پردهٔ بزرگ دیدم و از آن لذت بردم. هیچ بازیگر ضعیفی در جمع نیست. واقعاً از نحوهٔ تصویربرداری خوشم آمد که حس اندوه و تردید زمانه را که مردم در آستانهٔ جنگ تجربه میکردند، بهخوبی بازتاب میداد. خیلی مورد تأیید است؛ حس قویای از زمان و مکان منتقل میکند.
گَری اُلدمن در نقش چرچیل فوقالعاده بود.
فکر میکردم شاید چند سال پیش این را دیدهام، اما باز هم از آن لذت بردم. چند فیلم دربارهٔ صعود چرچیل در آستانهٔ جنگ جهانی دوم ساخته شده است. این فیلم در مقایسه کمترین بازه را پوشش میدهد و بیشتر بر فرایندهای فکری او، فضای سیاسی و زندگی شخصیاش تا آغاز عملیات نجات دانکرک تمرکز دارد.
دو چیز را فیلم با نوشتار قوی و بازیهای خوبش خوب انجام میدهد: اول اینکه چرچیلِ بزرگ و افسانهای را بهعنوان انسانی در اندازهٔ زندگی نشان میدهد، با ضعفها و نقصهایی که همراه داشت. دوم اینکه به شخصیتهای فرعی عمق میبخشد. بهعنوان مثال، منشی جدید او پس از اینکه چرچیل بیمورد با او تند برخورد میکند، آمادهٔ ترک کار است. ساده بود که فیلم با نرمشدن چرچیل او را متقاعد کند بماند، اما در عوض او ساختمان را ترک میکند، پیامی مهم از پادشاه دریافت میکند و خودش تصمیم میگیرد بماند و کار را انجام دهد. چرچیل محور فیلم است، اما بارها و بارها صحنهها را با دیگران شریک میشود، مثل سکانس طولانی در مترو.
پس در چارچوب متمرکز خود، فکر میکنم فیلم داستان این برههٔ تاریخی را خیلی خوب روایت میکند.
نمایشی درخشان از گَری اُلدمن که چرچیل را در ماههای ابتدایی نخستوزیریاش در آغاز جنگ جهانی دوم به تصویر میکشد. با این حال عجیب است که بهجز چند حضور کوتاه از کریستین اسکات-توماس، بقیهٔ بازیگران در این فیلم تاریخی چندان قابلتوجه نیستند. سخنرانیها با شکوه اجرا میشوند؛ اما گمانهزنیها و دستکاریهای حدسی زیادی مطرح میشود — از جمله موارد مربوط به پادشاه جورج ششم — که به باورپذیری اثر خدشه وارد میکند. منابع مستند و گزارشهای دقیق از آن دوره برای آنتونی مککارتن امکان نوشتن فیلمنامهای سرگرمکننده را فراهم کرده بود که بهتر بود بیشتر بر واقعیتهای این دورهٔ ناپایدار نخستوزیری چرچیل، دانکرک، رابطهاش با هالیفکس و روزولت و غیره تکیه میکرد تا اختراع داستان. توجه به جزئیات بینظیر است و اُلدمن شایستهٔ دومین جایزهٔ اسکار خود بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران