اندی، بانکدار محترم و پولدار ایالت نیوانگلند، به اتهام قتل همسرش و فاسق او به حبس ابد در زندان ایالتی شاوشنک محکوم می شود و اندکی بعد با Red، زندانی سیاه پوست، دوست می شود. پس از هجده سال، اندی ردی از قاتل اصلی پیدا می کند و تصمیم می گیرد برای آزادی تلاش کند…
اندی، بانکدار محترم و پولدار ایالت نیوانگلند، به اتهام قتل همسرش و فاسق او به حبس ابد در زندان ایالتی شاوشنک محکوم می شود و اندکی بعد با Red، زندانی سیاه پوست، دوست می شود. پس از هجده سال، اندی ردی از قاتل اصلی پیدا می کند و تصمیم می گیرد برای آزادی تلاش کند…
نامزد ۷ جایزهٔ اسکار؛ ۲۱ جایزه کسب کرده و در مجموع ۴۳ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1
پرندههایی هستند که قرار نیست در قفس زندگی کنند.
«رستگاری در شائوشنک» را فرانک دارابونت نوشته و کارگردانی کرده است؛ اقتباسی از داستان کوتاه استیون کینگ با عنوان «ریتا هیوورث و رستگاری در شائوشنک». فیلم زندگی اندی دفِرِین، یک بانکدار (با بازی تیم رابینز) را نشان میدهد که بهخاطر ظن قتل همسرش و معشوقهاش، به دو حبس ابد در زندان شائوشنک محکوم میشود. اندی که در...
پرندههایی هستند که قرار نیست در قفس زندگی کنند.
«رستگاری در شائوشنک» را فرانک دارابونت نوشته و کارگردانی کرده است؛ اقتباسی از داستان کوتاه استیون کینگ با عنوان «ریتا هیوورث و رستگاری در شائوشنک». فیلم زندگی اندی دفِرِین، یک بانکدار (با بازی تیم رابینز) را نشان میدهد که بهخاطر ظن قتل همسرش و معشوقهاش، به دو حبس ابد در زندان شائوشنک محکوم میشود. اندی که در ابتدا با شرایط زندان دست و پنجه نرم میکند، در دوستی با همزندانیاش الیس «رد» رِدینگ (مورگان فریمن) آرامش پیدا میکند. زندگی در زندان زمانی تغییر میکند که ناظر زندان شغلی متناسب با مهارتهای بانکی او برایش فراهم میکند و با ورود یک زندانی تازه تحولات بنیادینتری رقم میخورد.
هنگام اکران اولیه فیلم در ۱۹۹۴، استقبال گیشه کموبیش ناچیز بود و استودیو هم از شیوه تبلیغات آن مطمئن نبود. اما نامزد شدن برای جوایز آکادمی و انتشار خانگی، توجه عمومی را جلب کرد و فیلم کمکم به اثری کلاسیک و تقریباً افسانهای تبدیل شد. امروز، چه طرفداران پروپاقرص و چه منتقدان دوآتشه، کم و بیش میپذیرند که فیلم مخاطب خودش را پیدا کرده و محبوبیتش رو به کاهش نخواهد گذاشت.
نکتهای که برخی از مخالفان را آزار میدهد، سادگی ظاهری داستان و لحن احساساتی آن است؛ به نظر آنها روایت بیش از حد ایدهآلسازی شده و تصویری غیرواقعی از زندگی زندان ارائه میدهد. با این حال وقتی شخصیتها اینقدر بهخوبی پرداخته و بازیها اینقدر مؤثرند، تخفیف دادنِ این درام انسانی که حول امید، دوستی و ایمان میچرخد دشوار است. وجهه احساسی فیلم در تضاد با زجر، تحقیر و شکستن روح شخصیت اصلی قرار میگیرد؛ آنچه فیلم را از یک روایت صرف زندانمحور متمایز میکند، نیاز عمیق آدمها به ارتباط انسانی در شرایط حبس است—نیازی که فیلم با ظرافت نشان میدهد.
بازیها از نقاط قوت فیلماند: تیم رابینز در اوج و مورگان فریمن با اجرای آرام و تأثیرگذار، تماشاگر را با خود همراه میکنند. بازیگران مکمل نیز قوی ظاهر شدهاند؛ باب گانتون بهعنوان ناظر زندان، کلانسی براون بهعنوان کاپیتان نگهبان، جیمز ویتمُر در نقش کتابدار زندان و ویلایام سادلِر و مارک رولستون در نقشهای فرعی همگی به عمق اثر کمک میکنند. فیلمبرداری راجر دیکینز با قاببندیهای لطیف و حرکتهای دوربینِ شاعرانه، گاه حتی نوری از امید را در فضای بسته زندان به تصویر میکشد. موسیقی توماس نیومن، عمدتاً پیانویی و هماهنگ با وضعیت روانی اندی، و انتخابهای موزیکال فیلم از هنک ویلیامز تا موگارت، به شدت با جریان احساسی اثر همسو هستند.
قلم و اجرا طوریاند که هر بار تماشا، احساسات مشابهی—خشم، انزجار، شادی، اندوه، الهام و گرمایی که حتی سختدلترینها را تحت تأثیر قرار میدهد—برمیانگیزد. بسیاری این فیلم را اثری درباره امید میدانند؛ امیدی که نه فقط برای شخصیتهای فیلم، بلکه برای زندگی بهتر و دنیایی بهتر برای همه معنا دارد. به همین دلیل برای خیلیها فیلمی است که عشق به آن تا آخر عمر باقی میماند و ارزش بازبینیهای متعدد را دارد.
البته صدای مخالف هم هست: برخی فیلم را کلیشهای، پیشبینیپذیر یا بیش از حد «هالیوودی» میدانند که فرمولهایی تکراری در آن دیده میشود. این دیدگاه معتقد است روایت نوآوری چندانی ارائه نمیدهد و بیشتر در چارچوب آشنای داستانهای مردی بیگناه درون زندان حرکت میکند. اما حتی بسیاری از این منتقدان هم نمیتوانند عناصر فنی، بازیها و ضربههای احساسی قوی فیلم را نادیده بگیرند.
یکی از خطوط داستانی تأثیرگذار فیلم مربوط به بروکس است؛ جدایی او از جهان آشنایش پس از آزادی و ناتوانیاش در سازگاری با جامعهای که تغییر کرده، هر بار دلخراش است و یادآوری تلخی از تأثیرات طولانیمدت قرارگیری در نهادهای بسته است. این بخش، همراه سفر رِد، لایهای تلخ و واقعگرایانه به موضوعات گستردهتر آزادی و رستگاری میافزاید.
در مجموع «رستگاری در شائوشنک» فیلمی است که برای بسیاری بهترین آثار سینما به شمار میآید: داستانگویی ساده اما عمیق، بازیهای فراموشنشدنی، کارگردانی استادانه و فضاسازی که تماشاگر را درگیر میکند. ممکن است هر کسی آن را بهترین فیلم نداند، اما بهسختی میتوان از تأثیر عاطفی و فنیاش گذشت. برای کسانی که به دنبال درامی درباره امید، دوستی و تابآوری روح انسانی هستند، این فیلم قطعاً ارزش یک بار دیدن—و دیدن دوباره—را دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران